سواحل دریای خزر سرزمین مادری من است، سرزمین نوستالژیک کودکیها.
وقتی شش هفت سالی بیشتر نداشتم خانوادهام در شهر ساحلی نوشهر در استان مازنداران زندگی میکردند. هر جمعه پدر دست من و برادرانم را میگرفت و به پلاژهای ساحلی میبرد تا روزی که در دنیای مسلمانان تعطیل رسمی است تن به آب دهیم و در ساحل به استراحت بپردازیم. مادر اما همیشه در منزل می ماند.
گاه گاهی پدرم قایقی را در فاصلهای نه چندان دور بر روی آب نشانمان میداد که خانواده شاه در آن بودند، بدون محافظ و خود شاه قایق را میراند. آن روز نمیفهمیدم بدون محافظ بودن عالیترین مقام مملکتی یعنی چه؟ امروز اما میفهمم اما دیگر چنین صحنهای در دریای خزر دیده نمیشود.
ایران حاشیه سواحل طولانیای در شمال و جنوب کشور دارد که عملا در تمام طول سال میتواند پذیرای توریستها باشد.
تا پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ مردم بدون لباس و با مایو شنا میکردند، زنان بعد از آب تنی در کنار ساحل دوش میگرفتند، بر خلاف امروز که زنان زیر مانتو و چادر هم با نگاههای سنگین مردان اجتماعشان قرار میگیرند، آن روزها کسی به زنان بیکینیپوش چنین نگاهی حواله نمیکرد.
پس از انقلاب اسلامی پلاژهای شنا در اثر بیتوجهی مقامات آرام آرام مخروبه شد و ویلاها ومراکز تفریحی و هتلهای کنار دریا مصادره شدند.
با این حال زنجیرهای از هتلها و اقامتگاههای توریستی که در حاشیه ساحلی دریای خزر قرار دارند به طور معمول در ماههای تابستان پر از خانوادههایی میشوند که از تهران یا دیگر نقاط ایران به شمال میروند. اما وقت آبتنی در این سواحل، اعضای خانوادهها براساس جنسیتی که دارند راه و روش متفاوتی در پیش میگیرند.
پسران و مردان به راحتی تن به آب میزنند، حال آنکه زنان و دختران با حجابی که همچنان دارند در چندقدمی آب به نظاره میایستند یا گاه با همان چادر و مانتو وارد آب میشوند. مقامهای ایرانی تاکنون چندبار گفتهاند که میخواهند با احداث دیوارههایی از فایبرگلاس در سواحل، فضایی برای بانوان به وجود آورند که آنها بتوانند به راحتی با بیکینی وارد آب شوند، اما اغلب این طرحها به اجرا درنیامدهاند.
این عکسها تقریبا سیسال پس از خاطرات پیش از انقلاب گرفته شدهاند. حالا شرایط به کلی عوض شده است.
جواد منتظری عکاس و متخصص مولتیمدیا است. او دبیری سرویس عکس روزنامههای مختلفی را در ایران برعهده داشته است.
نظرتان را بنویسید