در حالیکه شب پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲خرداد ۱۳۸۸ ترس و امید هواداران نامزدهای مختلف را فراگرفته بود، به یکی از دوستان نزدیکم تلفن کردم و از او خواستم تا بنزین اتومبیلش را پر کند. در جواب به کنجکاوی او دلیل آوردم که بعد از انتخابات اصلا معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد و اگر شرایطی پیش بیاید که راه چارهاش ترک تهران باشد، باید آنقدر بنزین در باکش داشته باشد تا بتواند از پایتخت دور شود.
از روز شنبه ۲۳ خرداد پس از انتخابات همراه با شوک و سرخوردگی بسیاری از مردم ناشی از پیروزی غیرمنتظره محمود احمدینژاد، به مدت شش روز تا ۲۸ خرداد تهران صحنه تظاهرات گسترده معترضان بود که نتیجه انتخابات را یک تقلب آشکار و گاه کودتا میخواندند.
نکته جالب در این تظاهرات سلسلهوار این بود که مردم تصمیم گرفتند سکوت کنند و شعارهایشان را بر روی پلاکاردها بنوسیند تا آن که بر زبان آورند. اتفاقی که در تاریخ جنبشهای اجتماعی در ایران بیسابقه بود و به نوعی بلوغ و پختگی اجتماعی در ایران تعبیر شد.
هر کسی از ظن خود آنچه را که میپنداشت باید بگوید به روی کاغذ آورد. بر خلاف دیگر تظاهرات، کسی نبود که از پشت تریبون شعار بگوید و مردم تکرار کنند. اینبار فرمانده خود مردم بودند.
این اعتراضات با سرکوب شدید نیروهای پلیس ضد شورش و حامیان نظامی حکومت در سپاه و بسیج روبرو شد. در روز ۲۵ خرداد، دو تا سه میلیون نفر از معترضان با حضور میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی در راهپیمایی ساکت اما طولانیای در مرکز تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی شرکت کردند که بزرگترین راهپیمایی ضد دولتی از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ لقب گرفت. در پایان این راهپیمایی و همچنین روزهای بعد از آن تعدادی از مردم کشته و زخمی شدند.
بنزین اتومبیل آن دوست من دست نخورده ماند و او نیز به عوض ترک تهران، خیابانها و میادین اصلی شهر تهران را همراه با دیگران پیاده پیمود.
جواد منتظری عکاس و متخصص مولتیمدیا است. او دبیری سرویس عکس روزنامههای مختلفی را در ایران برعهده داشته است.
نظرتان را بنویسید