شاید دیگر در خیابانهای تهران اثری از تظاهرات جنبش سبز نباشد اما محمود احمدینژاد رییسجمهوری ایران اکنون باید با حزب با سابقه محافظهکاران مذهبی دست و پنجه نرم کند.
حزب موتلفه در ظاهر همچنان متحد احمدینژاد است و در مبارزات انتخاباتی سال قبل نیز از او حمایت کرد اما اختلافات بین آنها هر روز بیشتر نمایان میشود.
این اختلاف به شکلی غیر مستقیم بین بازاریان حامی موتلفه و احمدی نژاد تداوم دارد اما گاهی حرفهای تند هم بین رییسجمهوری و این حزب رد و بدل شده است. احمدینژاد موتلفه راعتیقهای قدیمی دانسته که در دنیای امروز ایران جایگاهی ندارد.
حزب موتلفه اسلامی در سال ۱۳۴۱ تاسیس شد و حامیان بازاریاش در جریان پیروزی انقلاب اسلامی به آیتالله خمینی کمک مالی کردند تابه ایران برگردد و به قدرت برسد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ با وجود نامزدی احمدینژاد، اعضای موتلفه از علی لاریجانی حمایت کردند و بعدتر که مشخص شد اکبر هاشمی رفسنجانی نامزد قویتری است به حمایت از او در مرحله اول گرایش یافتند. در مرحله دوم انتخابات وقتی مشخص شد که ، احمدینژاد گزینه مورد نظر آیتالله علی خامنهای رهبر ایران است موتلفه به حمایت از او پرداخت.
در انتخابات سال قبل هم موتلفه از احمدینژاد حمایت کرد اما این به معنای داشتن روابطی خوب نبود. حبیبالله عسگراولادی، دبیرکل سابق حزب و از اعضای موسس آن تلاش کرد تا در جریان اعتراضات پس از انتخابات میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز را با رهبر ایران آشتی دهد اما به شدت از سوی متحدان احمدینژاد مورد انتقاد قرار گرفت.
از سوی دیگر حمایت این حزب از احمدینژاد در انتخابات دستاوردی برایشان نداشت و رییس دولت عمدا اعضای موتلفه را از مراکز قدرت و پستهای دولتی دورنگاه داشت و تنها اجازه داد تا برخی اعضای حزب در سمتهای میانی مدیریتی در وزارت امور خارجه باقی بمانند.
اعضای موتلفه در مورد ادامه حمایت از احمدی نژاد دچار اختلاف هستند. جوانترها معتقدند مادامی که رهبر از احمدینژاد حمایت میکند آنها نیز باید چشم و گوش بسته همینکار را بکنند. اما کهنهکارهای این حزب که بر اساس سنت محافظهکاری بنا شده، دوست ندارند او بر سر کار باشد. با این حال چون جانشین قابل اتکا و قدری برای احمدینژاد نمیبینند این موضوع را به شکل علنی مطرح نمیکنند.
آنها از سیاستهای اقتصادی دولت که موجب دشوارترشدن تجارت بینالمللی برای بازاریها شده انتقاد کردهاند. آنها همچنین احمدینژاد را به بیاحترامی به ارزشهای دینی متهم کردهاند. برای مثال زمانی که رییسجمهوری طرح پلیس ایران برای برخورد با زنان بیحجاب را زیر سوال برد، محمدنبی حبیبی، دبیر کل موتلفه گفت که اگر از اصلاحطلبها، کسی چنین حرفهایی میزد، "ما او را رها نمیکردیم."
اما خشم موتلفه بیشتر از این بابت است که احمدی نژاد تلاش میکند تا این حزب را از کانون قدرت دور نگاه دارد. او بیشتر ترجیح میدهد افراد وفادار به خود را به کار گیرد تا آن که از وزنههای باسابقه سیاسی نظام استفاده کند.
روابط دو طرف رو به تیرگی گذارده است. دبیرکل موتلفه در ماههای اخیر به دفعات از دولت احمدینژاد انتقاد کرده است.
این احساس البته متقابل است. پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته احمدینژاد به رهبران موتلفه گفته بود که حمایت آنها ارزشی برایش ندارد چون حزبشان این قدر محبوب نیست که رای چشمگیری برای او در برداشته باشد.
اعتصاب دو هفتهای که منجر به تعطیلی بازار تهران شد و بعد به بازار شهرهای مشهد، تبریز و همدان هم سرایت کرد، گستردهترین اعتراض بازاریان پس از انقلاب بود. اعتراض بازاریان در پاسخ به طرح دولت برای افزایش مالیات و بررسی دقیقتر حسابهای آنها بود. جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار که به موتلفه وابسته است، بر سر دولت منت گذاشته که با تلاش و نفوذ خودش توانسته به این اعتصاب پایان دهد.
اما دولت به این سادگیها کوتاه نیامد و درست کمی پیش از ماه رمضان میزان بازرسیهای بازار و اصناف را افزایش داد. در تیرماه دولت ۳۹هزار پرونده تخلف تجاری برای بازاریها تشکیل داد و جریمههای سنگینی برای آنها به اتهام گرانفروشی در نظر گرفت.
این اقدام دولت با واکنش شدید احمد کریمی اصفهانی، رییس جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار مواجه شد که آن را غیرقانونی و با انگیزههای سیاسی خواند.
برخی از تحلیلگران، موتلفه را همچون نسل دایناسورها رو به انقراض میدانند و معتقدند این تجار و محافظهکاران کهنهکار چندان نفوذی در خارج از فضای بازار ندارند و در عرصه سیاست و اقتصاد جدید ایران محکوم به فنا هستند.
اما این پیشبینیها شاید زودهنگام باشد چرا که این حزب هنوز هم اعضا و رفقای قدرتمندی دارد و مراکز فرهنگی و اقتصادی مهمی را اداره میکند.
در بین رفقای قدیمی این حزب چهرههایی چون علی اکبر ولایتی – وزیر اسبق امورخارجه و مشاور کنونی رهبر ایران در امور بینالملل – و همچنین آیتالله عباس واعظ طبسی، متولی آستان قدس رضوی، بنیادی که دارایی ۱۵ میلیارد دلاری دارد و اقتصاد و تجارت را در پهنه خراسان در قبضه خود گرفته به چشم میخورند. نمایندگان با نفوذی چون شهابالدین صدر، نایب رییس مجلس و محمدرضا باهنر از جمله حامیان حزب هستند. آیتالله محمد یزدی، رییس اسبق قوه قضاییه و محسن رفیقدوست رییس اسبق بنیاد مستضعفان نیز با این حزب روابط خوبی داشتهاند.
موتلفه همچنان کنترل کمیته امداد امام خمینی را در دست دارد که به نوعی بزرگترین موسسه خیریه در خاورمیانه به شمار میآید. سازمان اقتصاد اسلامی که بیش از ۱۲۰۰ صندوق قرضالحسنه را زیرپوشش دارد نیز توسط وابستگان این حزب اداره میشود. اعضای موتلفه در کنار برخی سران سپاه پاسداران سهام عمده برخی از شرکتها از جمله گروه صنعتی رضوان، همچنین پروژههایی نظیر لوله گذاری در منطقه انرژی پارس جنوبی و حتی یک شرکت نرمافزار به نام آدا افزار را در اختیار دارند.
اما نباید نفوذ موثر آنها بر تجارت بازار در شهرهای اصلی ایران را فراموش کرد. آنها در کنار تجارت، آنها در جریان سرمایهگذاری نیز حضور چشمگیری دارند و در اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران هم در سی سال گذشته حرف اول را میزدهاند.
تاکنون تلاشهای دولت احمدینژاد برای کاهش نفوذ موتلفه چندان موفق نبوده است. دو سال قبل دولت تلاش کرد تا موسسات قرض الحسنه را تحت کنترل بانک مرکزی درآورد اما در نهایت بی سر و صدایی مجبور شد تا اجازه دهد سازمان اقتصاد اسلامی همچنان نظارت بر آنها را برعهده داشته باشد.
احمدی نژاد همچنین تلاش کرد کنترل دانشگاه آزاد اسلامی را به دست آورد. این دانشگاه شبکهای از موسسات آموزشی غیردولتی در سراسر ایران دارد و از نظر سیاسی، احمدینژاد دو دلیل برای این کار داشت: یکی مقابله با نفوذ فراوان رفسنجانی، رقیب سیاسی اصلی او در آنجا و دیگری ریاست سهدههای عبدالله جاسبی بر دانشگاه آزاد که از حامیان موتلفه و دوستان نزدیک حبیبالله عسگراولادی در سه دهه اخیر بوده است.
رهبران موتلفه به این اقدام احمدینژاد برای به دست گرفتن کنترل دانشگاه آزاد اعتراض کردند اما رییس جمهور به کنایه گفت که اعضای حزب پیر شدهاند و با چالشهای دنیای جدید آشنا نیستند.
اتحاد رسمی موتلفه با احمدینژاد در هیات حاکمه ایران روز به روز ضعیفتر میشود. تا زمانی که آیتالله خامنهای رهبر ایران از احمدینژاد حمایت می کند، موتلفه - همانطور که در انتخابات سال گذشته هم نشان داد، چارهای جز تحمل او ندارد. با تمام اینها تنشها کاملا آشکار شده و بدون شک افزایش هم خواهد یافت.
مهدی جدینیا روزنامهنگار مقیم واشنگتن است. او پیشتر سردبیر روزنامه انگلیسیزبان تهران تایمز در ایران بود.
نظرتان را بنویسید