اين يك سوژه جذاب برای ساختن یک تریلر سینمایی است، مجسمههاي شهر شلوغ دزدیده ميشوند. سارقان را كسي نديده است. دزدیدن این مجسمههای سنگین نیاز به دستگاه برش و جرثقيل دارد که هر دو سر و صدای زیادی به پا میکنند اما همسايهها ادعا میکنند که چیزی متوجه نشدهاند.
اين اتفاق در شهر تهران و در دو ماه گذشته دهبار افتاده است. ماجرا خيلي بيسر و صدا در اسفندماه و آخرین روزهای مانده به سال نو آغاز شد و سه مجسمه به سرقت رفت. مسوولان شهرداري موضوع را چندان جدي نگرفتند و به پاي نيازمندي دزدان گذاشتند. اما كار دزدها پايان نگرفت. اولين واكنشها درباره ناپديد شدن مجسمهها از سوی مطبوعات و سايتهاي خبري بود و نه شهرداري كه بايد حواسش به مجسمههاي شهر باشد.
مجتبی موسوي مدیر اداره حجم سازمان زیباسازی شهر تهران، يعني جايي كه مجسمهها را سفارش ميدهد و از آنها نگهداری میکند، در اولین واکنش به این اتفاقات برنزي بودن مجسمهها را دليل اصلي سرقتها عنوان كرد و در نهايت هم گفت كه مسووليت حراست از مجسمهها بر عهده شهرداري نيست و اين پليس است كه بايد حواسش به مجسمهها باشد.
مجسمههاي مشهوري كه دزدیده شدهاند در گوشه و كنار شهر تهران و اتفاقا در نقاط پر رفت و آمد و در معرض ديد نصب بودهاند.
۱۳ اردیبهشت ماه یعنی وقتی شمار مجسمههاي سرقت شده در تهران به نه رسيده بود، شهرداري تهران تازه شكايتي تنظيم كرد و بالاخره پليس وارد عمل شد. سردار حسين ساجدي، فرمانده پليس تهران، در اظهارنظری مختصر گفت: "سارقان با ابزار خاص مجسمهها را به سرقت ميبرند و اين يك سرقت كاملا باندی و حساب شده است."
به نظر میرسد سارقان علاقه بیشتری به تنديسهاي مشاهير ايران دارند. تندیس باقرخان و ستارخان - دو چهره مشهور ایرانی در جریان انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۸-۱۲۸۵) تندیس محمد معین نویسنده و محقق مشهور ادبیات فارسی، علی شریعتی، روشنفکری که در راهاندازی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشت، تندیس ابن سینا پزشک و فیلسوف مشهور ایرانی در جهان و حتی تندیس ابوسعید ابوالخیر، شاعر و عارف قرن دهم میلادی از جمله موارد سرقتشده هستند.
جالب است که مجسمه ستارخان درست در مقابل دفتر نگهباني پاركی به همین نام بود که به سرقت رفت. مسؤولان پارک در ابتدا مدعی شدند که تندیس جهت تعمیرات برداشته شده اما بعد اعلام شد که آن را ربودهاند. تندیس محمد معین نیز تنها یکماه پیش نصب شده بود.
تندیس مفقود شده شهریار شاعر مشهور معاصر ایران نیز تا مدتها در اخبار رسمی از جمله تندیسهای دزدیده شده محسوب میشد تا این که بالاخره شهرداری تهران اعلام کرد که خودش این مجسمه را جابجا کرده است.
برای اولین بار دزدان در ربودن مجسمه ۸۰۰ کیلوگرمی عبدالرحمن صوفي رازي ناکام ماندند، چرا که ماموران شهرداري متوجه شده و جلوی آنها را گرفته بودند. محمد جواد شوشتری، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران نیز از ضبط فیلم سرقت یکی از تندیسهای ربوده شده توسط دوربینهای مرکز کنترل ترافیک خبر داد. با این حال پلیس هیچ سرنخ تازهای که قاعدتا از این اتفاقات به دست آمده باشد ارایه نداده است.
حمید شانس یکی از مجسمه سازان مشهور ایرانی که دو اثر او را نیز دزدیدهاند میگوید: "عجیب است که نیروی انتظامی با همه کنترل و اقتدار جدی در امنیت شهر، چطور تا به حال با این سارقان مواجه نشده است". اغلب مجسمهها در مكانهايي بودهاند كه دوربينهاي امنيتي و كنترل ترافيك نصب شده است. یکی از تندیسها بسیار نزدیک کلانتری محل بوده که ربوده شده است.
میانگین ارزش هر کدام از این تندیسها حداقل دهتادوازده ميليون تومان بوده است.
تمام این شواهد نشاندهنده آن است که چیزی فراتر از یک دزدی ساده در جریان است. محمدباقر قاليباف، شهردار تهران که خود پیش از این فرمانده نيروي انتظامي ایران بوده است در اظهارنظری گفت انگیزه سرقت مجسمهها برنز نیست: "افراد عادي دست به اينكار نميزنند، موضوع عميقتر از اين حرفها است."
حسن بیادی، نايب رييس شوراي شهر تهران هم گفت: "چهطور میشود مجسمهاي ۴۰۰ کيلويي به راحتي با جرثقيل دزديده شود و کسي نفهمد. یک جريان خاص سياسي، پشت پرده اين سرقتها وجود دارد که وزارت اطلاعات بايد براي پايان دادن به اين داستان مداخله کند."
خبرگزاري فارس كه گفته میشود وابسته به سپاه پاسداران است، در گزارشي اعلام كرد که در پشت پرده سرقت سریالی مجسمهای تهران دستهای پنهان انگلیس قرار دارد و و دلالان انگلیسی که معمولاً در امر جمعآوری و سرقت اشیاء نفیس تاریخی نقش دارند در قضیه مجسمههای به سرقت رفته از میادین تهران هم نقش اصلی را بر عهده دارند.
این در حالی است که قدمت مجسمههای دزدیده شده کمتر از ۲۰ سال است.
با وجود آن که مجسمهسازی در اسلام نهی و حتی گاه حرام اعلام شده و از آن به عنوان نوعی بتپرستی یاد شده اما جمهوری اسلامی مدتهاست که با این رشته هنری مشکلی ندارد. نصب مجسمهها در تهران پیش از انقلاب و در دوران حکومت سکولار محمدرضا شاه آغاز شد. با این حال رژیم پس از انقلاب تنها مجسمههای شاه را از بین برد و کاری به بقیه نداشت. گو این که همان زمان هم گروهی از تندروها مخالف داشتن مجسمه بودند. روز ۲۳ بهمن ۵۷ تنها چندساعت پس از پیروزی انقلاب - گروهی ناشناس سر مجسمهٔ قدیمی و ۵۰ ساله فردوسی - بزرگترین شاعر پارسی - را قطع کردند اما پس از اعتراض عمومی مردم، این مجسمه مرمت شد.
با این حال فشار روحانیون تندرو موجب شد که مجسمهسازی پس از انقلاب تا یکدهه به رکود کامل فرو برود. بسیاری از هنرمندانی مجسمهساز خانه نشین و یا مجبور به روی آوردن به فعالیتهای دیگر شدند.
نخستین نمایشگاه رسمی مجسمهسازی پس از انقلاب در سال ۱۳۶۸ و در موزه هنرهای معاصر برگزار شد . از همان زمان که مصادف با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود و غلامحسین کرباسچی شهردار تهران - که هم اکنون مغبوض حاکمیت است - بود، نصب مجسمه در سطح شهر آغاز شد و رشته مجسمهسازی نیز مجددا در دانشگاه تهران ارایه شد. با گذشت بیش از دو دهه کمکم کار تا جایی پیش رفت که هماکنون به طور منظم بیینالهای مجسمهسازی در ایران برگزار میشود و رشد این رشته در ایران به مراتب بهتر از زمان پیش از انقلاب اسلامی بوده است. اتفاقا بسیاری از مجسمههای دزیده شده منتخب بیینالهای مجسمهسازی ایران بودهاند.
تهران هماکنون بیش از پانصد مجسمه دارد و از این لحاظ در میان شهرهای مسلمان بینظیر است. شهرداری تهران اعلام کرده که تنها در سال جاری قصد دارد ۳۰ مجسمه دیگر در سطح شهر اضافه کند. شهرداری تهران حتی اقدام به راهاندازی چند باغ مجسمه در این شهر کرده است.
اغلب مردم تهران البته فکر میکنند که دزدیده شدن مجسمههای شهرشان از سوی یک باند تندرو مذهبی صورت میگیرد که با نهادهای قدرتمند نظامی و امنیتی ارتباط دارد. این تلقی عمومی البته ریشه در اتفاقی مشابه که پیش از این و در سال ۱۳۸۱ در شهر اصفهان افتاده بود دارد. در آن زمان مجسمههای شهر اصفهان دزدیده و یا آتش زده میشد. بعدها مشخص شد که یک گروه شبهنظامی تندرو که در راسشان یک روحانی جوان قرار داشت این کار را کردهاند.
شایعه دزدیده شدن مجسمههای پایتخت توسط نیروهای قدرتمند و تندرو وابسته به سپاه و بسیج که تحت فرمان رهبر جمهوری اسلامی هستند آنقدر جدی شد که سایت جهاننیوز که متعلق به علیرضا زاکانی، نماینده محافظهکار مجلس و رییس سابق شاخه دانشجویی بسیج است با انتشار نظر آیتالله خامنهای درباره موافقت با مجسمهسازی نوشت: اگر واقعاً این مجسمهها مصداق فعل حرام بودند، حتماً رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه دستور مقتضی را صادر میکردند چه آن که عرصه دین ، ساحت تعارفات نیست.
با این حال این سایت هم احتمال داد که ممکن است گروهی خودسر این کار را کرده باشند: اما باید بدانند که صراحتاً و مستنداً به فتوای رهبر معظم انقلاب کارشان مبنای شرعی ندارد.
يك تحلیلگر مسایل سياسي ميگويد: "به نظر ميرسد دزدیده شدن مجسمهها بيشتر يك جنگ رواني و برای تست روحيه جامعه است. این کار تا حدي هم ايجاد رعب و و حشت مي كند. اين طور القا ميشود كه امنيت حتي براي مجسمهها هم نيست. جالب اينجاست كه پليس هم با سکوت خود مساله را پیچیدهتر کرده است.
در این میان اظهارنظر كاربران اينترنتي آن هم در آستانه سالگرد انتخابات پرسش برانگیز ریاستجمهوری در خرداد سال گذشته هم جالب است. در يك لينك پربيننده در سايت بالاترين نوشته شده بود: مجسمههاي تهران را همان كسي دزديده كه سال پيش راي ما را دزديده بود.
رها تهامی نام مستعار یک روزنامهنگار و تحلیلگر اجتماعی است که از تهران مطلب مینویسد.
نظرتان را بنویسید