گرچه مقامات اسرائیل همچنان برنامه هستهای تهران را تهدیدی برای موجودیت خود تلقی میکنند، نتایج یک بررسی تازه مبنی بر تقویت احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در داخل اسرائیل توجه چندانی را به خود جلب نکرد.
"گروه تحقیقاتی آکسفورد" در ماه ژوییه گذشته در گزارشی ضمن اشاره به افزایش احتمال حمله اسرائیل به ایران، هشدار داد که این اقدام علاوه بر این که عواقبی چون «کشمکش طولانی و بیثباتی منطقه» را به دنبال خواهد داشت، بعید است که نهایتا مانع دستیابی ایران به تسلیحات اتمی شود.
عدم واکنش به این خبر در اسرائیل معلول پوشش خبری محدود این گزارش در کشور بود. روزنامهها و وبسایتهای خبری یا خود چند پاراگرافی در این باره نوشتند یا به استفاده از گزارش خبرگزاریها اکتفا کردند.
در این میان زمان انتشار این گزارش هم مهم بود. در واقع این گزارش زمانی منتشر شد که تیتر تمامی رسانهها به مسائل داخلی اختصاص داشت، مسائلی چون لایحه بحثانگیزی که حق گرویدن مردم به یهودیت را محدود خواهد کرد، بحث و جدلهای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با وزیر امور خارجهاش، آویگدور لیبرمن، بر سر سیاست خارجی کشور، و همین طور پیشنهاد آقای لیبرمن برای واداشتن تمام شهروندان تازه کشور به خوردن سوگند وفاداری به اسرائیل به عنوان حکومتی یهودی.
با این حال ایران هنوز همچون گذشته از جمله دلمشغولیهای اسرائیلیهاست.
روابط حسنهای که این دو کشور زمانی با هم داشتند با انقلاب سال ۱۳۵۷ بدون مقدمه قطع شد و پس از آن حاکمان جدید ایران دست به کار اجرای نظرات و عقاید ضداسرائیلی خود شدند و پیش از هر چیز از گروه حزبالله در لبنان و بعدا حملات گروه حماس به غیرنظامیهای اسرائیل حمایت کردند.
بسیاری از اسرائیلیها گرچه همچنان مردم ایران را ملتی بافرهنگ و مترقی میدانند، حکومت تهران را کاملا عکس این قلمداد میکنند، عدهای افراطی مذهبی که نباید اجازه داد به توانایی ساخت سلاحی برسند که میتوان آن را به سوی اسرائیل نشانه رفت.
محمود احمدینژاد از سال ۱۳۸۴ که در ایران به مقام ریاست جمهوری رسید همواره با اظهارات مناقشهبرانگیز و پرخاشجویانه خود مایه نگرانی اسرائیلیها بوده است.
توم شمش، پیشخدمت ۲۲ ساله کافهای در تلآویو، میگوید:"به نظرم احمدینژاد دیوانه است. او واقعا دیوانه است، توهم دارد، چون انگار فکر میکند که اگر اسرائیل را از روی نقشه محو کند، ایران میشود قهرمان دنیای عرب."
محمود احمدینژاد اندک زمانی پس از رسیدن به قدرت اظهار نظری کرد که در بیشتر گزارشها به صورت "محو اسرائیل از روی نقشه جهان" ثبت شد، حال آن که با ترجمهای تحتاللفظیتر حرف او این بود که اسرائیل "از صفحات تاریخ پاک خواهد شد." البته چنین سخنی از سوی ایران سابقه دار بود؛ آیتالله روحالله خمینی پیشتر همین حرف را پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۳۵۷ گفته بود.
اما آن چه برای اسرائیلیها حکم زنگ خطر را داشت سخنرانی احمدینژاد در اواخر سال ۲۰۰۵ بود که در آنجا هولوکاست را "افسانه" خواند. از نظر اسرائیلیها، این اظهار نظر حکم عبور از خط قرمز را داشت، و از همان زمان بود که چهره رئیس جمهور ایران از چهره دشمن به کسی تغییر کرد که کمر به نابودی کشورشان بسته است.
به قول شمش، "پیش از احمدینژاد، ایران خطری برای موجودیت اسرائیل تلقی نمیشد.... او که انتخاب شد، وضع فرق کرد."
اکنون به نظر میرسد بسیاری از اسرائیلیها حامی سیاست نتانیاهو هستند که از تحریمهای سازمان ملل و ایالات متحده و اتحادیه اروپا علیه ایران پشتیبانی میکند.
اسف شورد، مهندس الکترونیک از شهر یهود، میگوید: "در حال حاضر، سیاست دولت در قبال ایران مشکلی ندارد. به نظرم کاری بیشتر از این که الان میکند از دستش برنمیآید."
در این میان گرچه باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، برای اسرائیلیها به دلیل این تصور که توقع دارد اسرائیل به فلسطینیها باج بدهد چندان محبوب نیست، مردم اسرائیل معتقدند که او در قبال مسئله ایران رهبر منطقیتری است.
به نظر عساف راپوپورت، دانشجوی فوق لیسانس دیپلماسی در دانشگاه تلآویو، "من عقیده دارم که اسرائیل باید بر سر ایران با اوباما کاملا همکاری کند. به نظرم رئیس جمهور آمریکا در این حوزه خط مشی خیلی واقعگرایانهای دارد."
یکی از دلایل ادامه اتکای اسرائیلیها به واشنگتن این باور است که اسرائیل بدون کمک آمریکاییها یا دستکم تایید روشن آنها بهتنهایی نمیتواند به ایران حمله کند و قدرت هستهای آن را از بین ببرد.
اما از نظر بسیاری از اسرائیلیها مسئله این نیست که آیا اسرائیل باید ایران را از ادامه برنامه هستهای خود بازدارد، مسئله این است که چگونه باید این کار را کرد.
راپوپورت هم همان نگرانی را دارد که در گزارش گروه تحقیقاتی آکسفورد به آن اشاره شده است: این که حمله به تاسیسات اتمی ایران، هر چقدر هم موفق، واقعا تا چه حد موثر خواهد بود؟
او میگوید: "بهترین نتیجهای که اسرائیل از این حمله خواهد گرفت احتمالا این است که برنامه هستهای ایران یکی دو سالی عقب خواهد افتاد."
مئیر جاودانفر، اسرائیلی ایرانیتبار، تحلیلگر امور خاورمیانه و ساکن تل آویو است. او یکی از نویسندگان کتاب "ابوالهول اتمی تهران: محمود احمدینژاد و حکومت ایران" است.
نظرتان را بنویسید