قبرستانها در ایران از معدود نقاطی است که بازدیدکنندگان را به یاد شعر و ادبیات فارسی میاندازد. فارغ از اینکه فرد از دنیا رفته، در زمان حیاتش علاقهای به ادبیات داشته یا اصلا اهل مطالعه بوده، معمولا خانوادهها و بازمانگان برای بزرگداشت عزیز از دست رفته خود به سراغ شعر میروند.
در نتیجه بر روی بیشتر سنگ قبرها دستکم بیت شعری از شاعری کلاسیک یا مدرن و یا جملهای ادبی-عاطفی دیده میشود: "به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید" ،"شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت، روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت" و "هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق" و…
معمولا وقتی جنازهای برای دفن به قبرستان آورده میشود مسوولان قبرستان با دریافت مبلغی، سنگ قبر سادهای برای متوفی در نظر میگیرند تا پس از دفن بر سر مزارش نصب شود؛ سنگی که تنها نام و روزهای تولد و مرگ آن فرد را برخود دارد. اما بسیاری از خانوادهها به این سنگهای ساده اکتفا نمیکنند و ترجیح میدهند سنگی تهیه کنند که به عقیدهشان "درخور عزیز از دست رفته" باشد.
از اینجاست که رقابت برای تهیه سنگ قبر و پول خرج کردن در این راه آغاز میشود.
اهمیتدادن به مردگان، دیگر از حک کردن یک بیت شعر ساده بر سنگ قبر فراتر رفته است و سنگها به مرور بزرگتر و پرنوشتهتر و گرانتر شده اند. با وجود آن که در سنت اسلامی ایران معمولا تنها سنگها به طور افقی بر روی قبرها گذاشته میشوند اما امروز سنگ قبرهای دو تکه نیز رواج زیادی یافتهاند. در بخش عمودی این سنگها معمولا عکس متوفی حک میشود.
بازار فروش و تزئین سنگ قبر در ایران داغ است. در هر یک از قطعههای گورستان بهشت زهرای تهران میتوان افرادی را دید که با یک دفترچه سفارش جلو میآیند و برای سنگ قبرهایی که ارایه میدهند تبلیغ میکنند.
با وجود این که ایران کشوری غنی از معادن سنگ است اما چند سالی است که واردات سنگ نیز برای استفاده بر سر قبرها افزایش یافته است. در کتاب تعرفه واردات و صادرات ایران ردیفی به نام واردات سنگ قبر وجود ندارد اما بخشی از سنگهای تزینی وارداتی از کشورهایی نظیر چین، هند، یونان و برزیل به عنوان سنگ قبر مصرف میشود.
قیمت سنگ قبرهای چینی و هندی معمولا ارزانتر از نمونههای مشابه داخلی است و البته کیفیت نازل آنها موجب میشود که پس از مدتی ترک بخورند و بستگان برای تعویض آنها اقدام کنند.
این روزها تهیه یک سنگ قبر مرغوب با طراحی معمولی در تهران میتواند تا ۱۵۰۰ دلار هزینه در برداشته باشد که معادل شش ماه حقوق یک کارگر ساده در ایران است. اما سفارش و نصب سنگ قبرهای تجملاتی، قیمت را تا ۲۵ هزار دلار هم بالا میبرد. این سنگهای گران قیمت معمولا گرانیت برزیلی و یونانی و یا سنگ مرمر هستند که حکاکیهای پیچیده و مدرنی بر آنها میشود.
یکی از شرکتهای سازنده سنگ قبر در تبلیغات وبسایت اینترنتیاش، خود را "اولین مبتکر چاپ دیجیتال به روی سرامیک تا پخت ۸۵۰ درجه و ماندگاری طولانی مدت با قابلیت ضدآب و ضدنورآفتاب" معرفی کرده و مشتریانش را به چاپ عکس رنگی اموات بر سنگ قبر آنها فرامیخواند.
محمود یکی از فروشندگان سنگ قبر میگوید طراحی سنگها را بر اساس شخصیت و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مشتریها انجام می دهد: "آلبومی از طرح های مختلف داریم که بنا به میزان هزینهای که مشتری میخواهد بکند و نوع نگاه و پرستیژ اجتماعی که دارد به او ارائه میکنیم."
سفارشدهندگان سنگ قبرهای گرانقیمت، دلیل پرداخت مبالغی گزاف را معمولا در چند کلمه خلاصه میکنند که یکی از اصلیترین آنها "آبروداری" است. سنتی که از نظر ایرانیان باید رعایت شود زیرا در غیر این صورت فکر میکنند که از جانب بستگان دور و نزدیک، به بیتفاوتی در قبال فرد متوفی متهم میشوند.
یوسف یکی از طراحان سنگ قبر که مغازهای در جنوبیترین منطقه تهران و در کنار گورستان بهشت زهرا دارد معتقد است که سنت تهیه سنگ قبر در میان خانوادههای ایرانی هر روز تجملاتیتر و رقابتیتر میشود: "به همین خاطر ممکن است حتی هزینه خاکسپاری و سفارش سنگ قبر چنان بالا برود که بعضی از خانوادهها را زیر بار قرض ببرد."
وی که بیست سال سابقه کار طراحی سنگ قبر دارد میگوید: "زمانی فقط ۳۰ نفر بودیم که در کنار گورستان سفارش میگرفتیم و فقط نام مردگان را بر روی سنگ قبرشان حک میکردیم. ولی به محض آنکه امکان طراحی چهره مرده بر روی سنگ آمد، بین مردم مد شد و همه میخواستند سنگ قبرها را با تصویر متوفی سفارش دهند."
به گفته او، با آنکه هنوز نزد شماری از مراجع اسلامی نصب سنگ قبر با این همه تجملات عملی ناپسند است، "ولی مردم به آراستن سنگ قبر عزیزانشان بها میدهند."
تا اواسط دهه هفتاد مردم تهران میتوانستند کمابیش هرطور که مایلند سنگ قبر متوفی را بسازند و تزئین کنند، اما دولت در طرح یکپارچه سازی سنگ قبرها، از نصب خودسرانه سنگ قبرها توسط خانوادهها و بازماندگان جلوگیری کرد و انجام این کار را به دفتر گورستانها سپرد.
در ده سال گذشته محدودیتهایی برای نصب سنگ قبرها اعمال شده و از جمله، بر محتوای متنهایی که بر این سنگها نوشته میشود و یا نوع تزئین آنها نظارت صورت میگیرد.
مسوولان بهشت زهرا معتقدند سنگ قبرها در بخشهای قدیمی این گورستان بدون در نظرگرفتن مسایل ایمنی و ناهماهنگ ساخته شده و به دلیل فشردگی قبرها در کنار هم، اصلا امکان راه رفتن نیست؛ تاجایی که در شرایط بارندگی و یا لغزنده بودن زمین، قدم زدن در آن محیط میتواند خطرناک باشد.
اغلب فروشندگان و طراحان سنگ قبر، این قوانین دولتی را صحیح و اقدامی اصولی میدانند و معتقدند که قبرستانها از این پس یکپارچه و زیباتر خواهد شد. هرچند که اعمال محدودیتهایی از این دست در دیگر شهرهای ایران مانند تهران سختگیرانه نیست.
مردگانی هم هستند که در حسرت داشتن یک سنگ قبر همچنان ماندهاند.
اعظم مادر یکی از افرادی است که در دهه ۱۳۶۰ به اتهام مخالفت با جمهوری اسلامی اعدام شد. او میگوید: "هر بار که سنگ قبری ساده برای پسرم سفارش میدادم و نصب می کردم، هفته بعدش میدیدم که سنگ را شکستهاند. خسته نمیشدم و هر بار سنگ تازهای نصب میکردم."
به گفته او، حالا شرایط فرق کرده چون اصلا اجازه نمیدهند که سنگ قبر را "بدون کسب اجازه از سازمان بهشت زهرا به داخل گورستان ببریم."
در گورستان بهشت زهرا و در ضلع غربی قطعه ۳۸، زمین خشک وسیعی است که در مقایسه با زمینهای سرسبز اطراف خود جلب توجه میکند.
در این قطعه زمین، دهها فرمانده نظامی عالیرتبه به صورت دسته جمعی دفن شدهاند؛ کسانی که در نخستین ماههای پس از انقلاب با طرح کودتای "نوژه" قصد داشتند خانه بنیانگذار جمهوری اسلامی آیتالله خمینی را بمباران کنند، اما همگی پیش از اجرای برنامه دستگیر و به جرم ضدیت با انقلاب اسلامی اعدام شدند.
در جنوب شرق تهران نیز منطقهای به نام "خاوران" جای دارد که گفته میشود اجساد صدها تن از زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ را در خود جای داده است.
در بیست سال گذشته بازماندگان این افراد تلاش کردهاند که سنگ قبری به یادبود عزیزان خود در آن منطقه بگذارند هرچند که محل دفن دقیق کسی مشخص نیست اما نیروهای امنیتی هربار از انجام چنین کاری جلوگیری کردهاند.
در سی سال گذشته خانواده کشتهشدگان جنگ ایران و عراق، از آزادی عمل بیشتری برای تزئین سنگ قبر عزیزان خود بهرهمند بودهاند.
در جنگ هشت ساله حدود ۲۰۰ هزار نفر کشته شدند و خانوادهها با نصب حجلههایی بر مزار این "شهدا" سعی کردند یاد و خاطرهشان را زنده نگه دارند. معمولا در داخل این حجلهها، وسایل بازمانده از شهید در میدان جنگ یا حلقه ازدواج و گلدانهای گل دیده میشود.
مادر حمید، فردی که در ۲۰ سالگی در میدان جنگ کشته شده، با ابراز علاقه به وسایل داخل حجله پسرش و سنگ قبری که برای او سفارش داده میگوید: "این سنگ و این حجله نزدیک به ۳۰ سال است که اینجا است و در واقع خانه پسرم است. هر آخر هفته میآیم کنار قبرش مینشینم و سنگش را با آب میشویم و داخل حجلهاش را تمیز میکنم. مثل زمانی که زنده بود و اتاقش را نظافت می کردم."
در این گورستان بزرگ تهران، قبرها به هر اندازه و شکلی که باشند راوی حکایتی هستند و از احوال مرده خود خبر میدهند.
یکی سنگ قبری گران قیمت بر مزارش دارد که هزار نقش و نگار مذهبی بر روی آن حک شده، و دیگری با سنگی ساده و ارزان قیمت از دنیا رفته است. سربازی که در جبهههای جنگ کشته شده، سنگ قبرش نشان از رشادت های او دارد و حتی آنکه برای عقاید سیاسیاش اعدام شده نیز با تکه سنگی خرد شده، ابراز وجود میکند.
فرشید علیان، نام مستعار یک روزنامهنگار و عکاس خبری ساکن تهران است.
نظرتان را بنویسید