چرا دولت می‌خواهد از تهران برود؟

معلوم نیست که دولت بیشتر نگران وقوع یک زمین‌لرزه سهمگین است یا یک زلزله سیاسی بنیان‌‌برافکن؟
July 5, 2010
تهران شلوغ و کثیف و در معرض خطر زلزله است اما آیا همه این‌ها دلایلی کافی برای انتقال پایتخت است؟ (عکس: جواد منتظری)
تهران شلوغ و کثیف و در معرض خطر زلزله است اما آیا همه این‌ها دلایلی کافی برای انتقال پایتخت است؟ (عکس: جواد منتظری)

دویست سال پس ازآنکه تهران به مقر دولت ایران بدل شد بازار شایعه و بحث و جدل درباره انتقال پایتخت داغ شده است.

فکر انتقال پایتخت از تهران موضوع کاملاً جدیدی نیست و برنامه‌ریزی اولیه برای آن در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ مطرح شد اما این فکر هیچ‌وقت به اندازه کافی جدی گرفته نشد و گام‌های عملی هم برای اجرایش برداشته نشد. اما مقام‌های حکومت در ماه‌های اخیر به این طرح روح تازه‌ای دمیده‌اند. آنچه کمتر مشخص شده، جایی است که پایتخت جدید باید به آن انتقال یابد. در حال حاضر نامزد مشخصی برای این کار وجود ندارد.

استدلال دولت این است که تهران در معرض زلزله‌ای با ابعاد فاجعه‌آمیز است و شهر علاوه بر این، دیگر فضای کافی برای گسترده شدن ندارد.

خطر زلزله به اندازه کافی جدی است. سال گذشته، زمین‌شناسان ایرانی هشدار دادند که تهران بر روی تقریباً صد گسل زلزله‌خیز قرار گرفته و در یک زلزله پرقدرت دوام نمی‌آورد.

برخی‌ تحلیلگران معتقدند زنده شدن دوباره این بحث ناشی از زلزله سال ۱۳۸۲ در شهر بم در جنوب شرقی ایران است که حدود سی‌هزار نفر را کشت و آن شهر باستانی را تقریبا به شکلی کامل تخریب کرد.

یکی از پیامدهای ازدحام بیش از اندازه جمعیت در تهران آلودگی دهشتناک هواست. وقتی آلودگی هوا بسیار بالا می‌رود، مقامات مرتباًً مدارس را تعطیل می‌کنند و از افراد ضعیف می‌‌‌خواهند در خانه بمانند.

بانک جهانی که در سال ۱۳۸۲ بیست میلیون دلار برای پاکسازی هوا به تهران وام داده بود، دو سال پیش اعلام کرد بنا به استاندارد سازمان بهداشت جهانی، میزان آلودگی هوای تهران از چهل درصد به ۳۴۰ درصد رسیده است. سال گذشته سازمان کنترل کیفیت هوای تهران اعلام کرد که سطح آلودگی در بدترین وضع طی سی سال گذشته بوده است.

برنامه کنونی برای انتقال پایتخت، آبان ماه سال گذشته و پس از هشدار زمین‌شناسان آغاز شد. هنگامی که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی بحث انتقال پایتخت را مطرح کرد و این طرح در مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی به تصویب رسید.

در فروردین‌ماه امسال محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، که خود پیش‌تر شهردار تهران بود، پیشنهاد کرد که با ارائه تسهیلات مالی به مردم برای بیرون رفتن از پایتخت، جمعیت تهران باید از ۱۳ میلیون نفر کنونی به هشت میلیون نفر کاهش یابد.

او گفت "اگر حادثه‌ای برای ۱۳ میلیون و ۸۰۰ هزارنفر ساکن استان تهران بیفتد چگونه می‌توان آن را جمع کرد؟ پس بايد به فكر بود و تهران را خالي كرد."

دولت ایران به فردی که بخواهد برای اقامت از تهران به جایی دیگر برود ۲۰۰ مترمربع زمین و ۱۰ میلیون تومان وام کم‌بهره می‌دهد.

دفتر ریاست جمهوری به سه وزارت‌خانه دستور داده است تا برای کاهش جمعیت دانشجویان در تهران و انتقال آنان به سایر شهرها اقدام نمایند.

نشانه‌های چندانی وجود ندارد که حاکی از عجله ساکنان تهران برای استفاده از تسهیلات ارائه شده برای انتقال از تهران باشد. امیر، دانشجویی که در تهران تحصیل می‌کند می‌گوید "تشویق مردم به رفتن از تهران نیازمند تسهیلات بیش‌تر و همچنین داشتن شغل مناسب است."

بسیاری بر این باورند که دلیل واقعیِ انتقال پایتخت ربطی به زلزله یا مسائل زیست‌محیطی ندارد، بلکه دلیل آن ساده شدن کار دولت برای کنترل جامعه ایران است که به خصوص پس از منازعات انتخاباتی خرداد ۱۳۸۸ دو قطبی شده است.

یک روزنامه‌نگار حوزه اجتماعی ساکن تهران که نخواست نامش فاش شود با اشاره به مسائلی چون آلودگی، کمبود مسکن و راه‌بندان‌ها می‌گوید "درست است که زندگی در تهران هر روز بدتر و تحمل آن هر روز سخت‌تر می‌شود، اما با توجه به ماهیت پنهان‌کار و سرکوبگرِ نظام، من درباره قصد و نیت واقعی از انتقال پایتخت، شک و تردید دارم."

دو ماه پیش مصطفی محمد ‌نجار، وزیر کشور ایران گفت علت انتقال پایتخت "هم دلایل امنیتی و بحران‌های مدیریتی است ، هم مسائل جمعیتی و آلودگی‌های زیست محیطی".

شیفته، یک بلاگر ایرانی، می‌گوید اظهارت وزیر کشور نشان داد که " قضیه کلاً مربوط به مسائل امنیتی است نه احتمال زلزله یا جمیعت غیرقابل کنترل یا آلودگی‌های زیست محیطی تهران."

ایران تنها کشوری نیست که پایتختش را برای دفع ناآرامی‌های احتمالی به جای دیگری منتقل می‌کند. در سال ۱۳۸۴ نظامیان حاکم در برمه، پایتخت را با شتاب بسیار از شهر ساحلی رانگون به مناطق داخلی انتقال داد که قابلیت دفاعی بیشتری داشت.

مین‌ زین، پژوهشگر برمه‌ای در دانشگاه برکلی می‌گوید که حکومت برمه دلیل جا‌به‌جایی پایتخت را "برای تضمین مدیریت مؤثرتر در زمینه فعالیت‌های خدماتی به ملت" عنوان کرد؛ اما در واقع، به گفته او "هیئت حاکمه از شهرهای پرجمعیت می‌ترسید زیرا این‌گونه شهرها به طور معمول سرچشمه قیام های توده‌ای علیه حکومت هستند."

سه سال پیش یک روزنامه‌نگار هندی که از نایپیداو، پایتخت جدید برمه دیدن کرده بود آنجا را "وسیع و خالی" توصیف کرد و در گزارش خود درباره این شهر نوشت "دارای بیشترین تضمین برای جلوگیری از تغییر رژیم، و شاهکاری از شهرسازی که به منظور غلبه بر هر نوع «انقلاب رنگی مردمی» طراحی شده، غلبه ‌البته نه با تانک یا ماشین‌های آب‌پاش، بلکه بر اساس شکل هندسی شهر و طراحی جغرافیایی آن."

هومان مجد، نویسنده ایرانی مقیم نیویورک و مولف کتاب «این آیت‌الله فرق دارد» معتقد نیست که انتقال پایتخت به ناآرامی‌های سیاسی ایران ربط دارد، حداقل به این دلیل که این انتقال، زمان زیادی خواهد برد.

او می‌گوید "همه مقامات ایرانی می‌دانند که حتی اگر این برنامه تصویب شود و بودجه آن هم تأمین شود، تحقق این هدف سال‌ها به طول می‌انجامد و تازه اگر چنین اتفاقی بیفتد هیچ‌یک از رهبران کنونی ایران تا آن زمان زنده نخواهند بود."

مجد که مرتب به ایران سفر می‌کند و مترجم احمدی‌نژاد و رئیس‌جمهوری پیش از او یعنی محمد خاتمی در سازمان ملل بوده، معتقد است اظهارات مقامات رسمی را در باره زیادی جمعیت و بار خارج از تحمل شهر تهران باید به همان معنای ظاهریش تعبیر کرد.

مجد می‌گوید زلزله سال ۲۰۱۰ هائیتی اذهان را به احتمال وقوع چنین فاجعه‌ای در تهران معطوف کرد. او می‌گوید "هم‌چنان که در هائیتی شاهد بودیم، اگر نوع تخریبی که شهر پورتوپرنس را در هم کوبید، تهران را در هم بکوبد عملاً از حکومت مرکزی چیزی باقی نخواهد ماند."

اگر طرح انتقال پایتخت بخواهد به اجرا درآید سؤال این است که پایتخت جدید باید کجا باشد. تا به حال از شهرهایی چون سمنان، اراک، قم، قزوین و شاهرود به عنوان مکان‌های مناسب نام برده شده‌ است.

بهرام عکاشه، زمین‌شناس باسابقه معتقد است بهترین مکان، جایی است بین قم و دلیجان، در نزدیکی اصفهان، که به گفته او در این منطقه طی دوهزار سال گذشته زلزله‌ای رخ نداده است.

عکاشه از سال ۱۳۵۳ تاکنون به طور مداوم گفته است که پایتخت ایران باید از منطقه گسل‌های دامنه‌ کوه البرز به جای دیگری منتقل شود.

زمانی که جای پایتخت جدید مشخص شود و تصمیمات نهایی اتخاذ گردد، سؤال بعدی این خواهد بود که آیا دولت از عهده اجرای درست چنین کاری برخواهد آمد.

به نظر یکی از روزنامه‌نگاران ایرانی مقیم دبی، دولت ایران "نه قادر به برنامه‌ریزی برای این کار است نه می‌تواند آن را به درستی اجرا کند".

مجد با این نظر موافق نیست و می‌گوید بخش‌هایی از حکومت قادر به اجرای آن هستند.

او می‌گوید "می‌خواهم بگویم که دولت ایران گاه خود را بسیار توانا نشان داده است ــ مثلاً در قضیه برنامه هسته‌ای یا کارهایی که شهرداری تهران انجام داده است ــ‌ و گاه نیز از نظر عملکرد بسیار ضعیف ظاهر شده است. بنابراین بستگی دارد که هر برنامه‌ای را کدام بخش از نظام برای اجرا به دست می‌گیرد."

نظرتان را بنویسید

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options