ایران با توسل به صدور بیانیه هستهای ماه جاری به همراه ترکیه و برزیل، کوشیده است در مذاکرات هستهای آتی در مورد برنامه هستهای این کشور دست پیش بگیرد.
انگیزه دیگر ایران نیز تا حدی این است که جدیت دولت آمریکا را برای اعمال موج جدیدی از تحریمها علیه خود محک بزند و در عین حال بر مخالفتهای داخلی در مورد انتقال اورانیوم غنی شده به خارج فائق آید.
نمایندگان این سه کشور در ۲۴ ماه می با یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی، ملاقات کردند تا نامه تأییدیه "بیانیه تهران" را تسلیم وی کنند. در این بیانیه ایران موافقت میکند ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم کمغنی شده خود را به امانت نزد ترکیه بگذارد و در ازای آن، بنا به موافقت رسمی گروه موسوم به گروه وین، شامل ایالات متحده، روسیه، فرانسه و آژانس بینالمللی انرژی، ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده برای استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران به ایران تحویل داده شود.
صدور این بیانیه با این هدف بود که نگرانیها در مورد وجود اورانیوم کمغنیشده را کاهش دهد. زیرا اگر این اورانیوم در ایران در حد بیشتری غنی میشد، میتوانست به اورانیومی با درجه خلوص بالاتر تبدیل شود و در نبود ترتیبات بازرسی سختی که آژانس بینالمللی انرژی برای رژیم برقرار کرده بود، برای ساخت سلاح اتمی مورد استفاده قرار گیرد.
محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران، در ۲۶ می بیانیه تهران را " فرصتی تاریخی" برای دولت اوباما توصیف کرد، فرصتی تا "او (اوباما) در عمل نشان دهد که قصد ایجاد تغییر دارد".
اما واکنشهای جهانی در قبال توافق ترکیه و ایران متفاوت بود.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که شورای امنیت سازمان ملل متحد به کار خود در مورد اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه ایران ادامه خواهد داد. او معامله ایران را با ترکیه وبرزیل، "شگردی آشکار" خواند.
تهدید به تحریم بهانههای بیشتری در اختیار مخالفان مبادله سوخت هستهای در داخل ایران قرار میدهد. از جمله این افراد یکی هم مسیح مهاجری، سردبیر روزنامه محافظهکار جمهوری اسلامی است که میگوید نه تنها اعتماد به کشوری مثل ترکیه برای حفظ سوخت ایران عاقلانه نیست، بلکه تاکتیک نادرستی هم به حساب میآید زیرا ماهیت رابطه ایران و آمریکا به گونهای است که هر نوع مصالحهای از سوی ایران با درخواستهای بیشتری از جانب آمریکا مواجه خواهد شد.
در ایران عده اندک دیگری در مورد این حرکت تردید دارند، اما اکثریت قاطع اعضای مجلس نامهای در حمایت از این اقدام به امضا رساندهاند و گفتهاند که تحریمهای بیشتر در عزم ایران برای همکاری با آژانس بینالللی انرژی، به منظور حل وفصل مسأله هستهای، خللی وارد نمیکند.
محاسبات ایران هم تاکتیکی است هم استراتژیک. از نظر استراتژیکی، وجود یک موافقتنامه درباره انتقال سوخت هستهای میتواند راه گفتوگوهای بیشتر را در باره بخش اصلی برنامه هستهای ایران، یعنی غنیسازی و بازرسی، باز کند.
در دوره دولت بوش، ایالات متحده، با اتکا به پشتیبانی قطعنامههای متعدد شورای امنیت، بر تعلیق کلیه فعالیتهای مربوط به غنیسازی و برقراری ترتیبات بازرسیهای سرزده پافشاری میکرد و ایران هم در مقابل میگفت که این امر فراتر از تکالیف قانونی این کشور است و هر دو خواسته را رد میکرد. با به جریان افتادن تحریمهای شورای امنیت، ایران اجرای ترتیبات داوطلبانه برای بازرسیهای سر زده را به حالت تعلیق درآورد.
بیانیه تهران شکل دیگری از توافق پیشنهادی سال قبل در وین است که ایران نخست با آن موافقت کرد اما بعداً آن را رد کرد. بنا به آن توافق، قرار بود فرانسه و روسیه اورانیوم کمتر غنی شده ایران را فرآوری کنند، اما گویا تهران در مقابل واکنشهای شدید داخلی، در باره آن توافق دچار تردید شد.
جناحهای متفاوت سیاسی در ایران به مخالفت با معامله انتقال سوخت هستهای برخاستند و دولت محبور شد از آن دست بردارد.
در فضای شکننده داخلی که به دنبال منازعات بر سر تجدید انتخابات در اواخر ژوئن سال گذشته پدید آمد، به نظر میرسید احمدینژاد نگران است که متهم شود برای جبران مشروعیت از دست رفتهاش، دارد در مورد مسأل هستهای[به خارجیها] امتیاز میدهد.
اما پس از ماهها بنبست، تصمیم رهبران حکومت برای دخیل کردن ترکیه و برزیل از نظر برخی یک حرکت هوشمندانه برای غلبه بر مخالفتهای داخلی به حساب آمد و در همان حال ابتکار عملی در منازعه با ایالات متحده محسوب شد، چرا که ایالات متحده از اکتبر گذشته تا کنون بر این موضوع تأکید کرده بود که مبادله سوخت به شکل پیشنهاد شده، تنها راه حل موجود است.
با به میان آمدن پای دولتهای برزیل و ترکیه، توجهات داخلی از جزئیات تبادل سوخت هستهای منصرف شد و به این موضوع معطوف گردید که به رغم تلاشهای هماهنگ آمریکا برای منزوی کردن ایران، این کشور تا حدی در یافتن متحدانی با اهمیت به موفقیت دست یافته است.
برخی تحلیلگران معتقدند ورود ترکیه و برزیل به موضوع مبادله سوخت، جلوی مخالفت آمریکا را میگیرد و این همان جایی است که ملاحظات تاکتیکی برای تهران نقش بازی میکند. چون ایران دلایل نشان میدهد که به اندازه کافی برای رسیدن به توافق تلاش کرده و اگر هم مبادله سوخت هستهای ناکام شود دیگر ایران قابل سرزنش نخواهد بود.
برخی اشخاص در ایران، از جمله حسین شریعتمداری سردبیر روزنامه تندروی کیهان، پیشتر گقته بودند انتظار پیشرفتی ندارند. اما او معتقد است ایران پیروز خواهد شد زیرا پذیرش معامله اخیر از جانب گروه وین "به معنای خاتمه یافتن ادعاهای قبلی است، در حالی که مخالفت با توافق اخیر به این معنی خواهد بود که برنامه هستهای ایران --بدون اینکه به جنبههای فنی و قانونی آن توجه شود-- صرفاً مستمسکی است در دست مخالفان آن و قطعا هم چنین است".
افراد دیگری که به حل و فصل قضیه هستهای ایران علاقهمندند، برای اعلام پیروزی مرددند و یادآور میشوند که این فرآیند بسیار ظریف و پیچیده است و بستگی به مهارت دیپلماتیک تهران دارد. به عنوان نمونه، صادق خرازی، مشاور سیاستخارجی رئیسجمهور سابق محمد خاتمی، در عین حال که از مسیر در پیش گرفته شده حمایت میکند، میگوید در صورتی که مذاکرهکنندگان ایرانی واشنگتن را متقاعد میکردند تا موقتا از تلاشهایش برای اعمال فشار برای برقراری تحریمها علیه ایران دست بردارد، دیگر دلیلی برای انجام مبادله هستهای وجود نداشت.
همین جاست که محاسبات ایران دستخوش ابهام میشود. زمانی که گروه وین به نامه ایران پاسخ دهد، تهران چه اقدامی خواهد کرد؟ آیا ایران آماده جرح و تعدیل موافقتنامه مبادله سوخت خواهد بود؟
مثلاً آیا تهران محدود شدن غنیسازی اورانیوم تا حد ۵درصد را خواهد پذیرفت؟ تهران در حال حاضر به غنیسازی در حد ۲۰ درصد (که برای تسلیحات هستهای مناسب است) ادامه میدهد، فرآیندی که پیش از بیانیه مبادله سوخت شروع شده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که موافقتنامه قبلی مبادله سوخت در اکتبر ۲۰۰۹ که مطابق آن تهران به شکلی مؤثر متعهد میشد اورانیوم بیشترغنی شده برای راکتور تحقیقاتی تهران را از خارج تأمین کند، نهایتاً منتفی شد. نکته مهم این است که در تغییراتی که در پیشنهاد ارائه شده به عمل آمد، بحث غنیسازی در سطح بیشتر اصلاً مطرح نشد. در واقع علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، اعلام کرد که طرفهای ایران فرصتی را که ایران به آنها داده بود و قبول کرده بود اورانیوم با خلوص بیش از ۵ درصد را از خارج تهیه کند، از دست دادند.
روشن نیست که آیا ایران میخواهد فعالیتهای غنیسازی خود را در ازای تعلیق تحریمهای شورای امنیت محدود کند یا خیر. به همین ترتیب روشن نیست که آیا ایالات متحده آماده چنین معاملهای هست یا نه.
از آن مهمتر اینکه آیا تهران حاضر است گامی به جلو بردارد و مبادله سوخت هستهای را در چارچوب هماهنگ شده از جانب آژانس بینالمللی انرژی بپذیرد، آن هم در حالی که بنبست هستهای در سطح شورای امنیت کماکان به سوی محکمتر شدن میرود.
تمامی این ملاحظات، گفتوگوهای آینده در آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در باره انتقال اورانیوم غنیشده ایران غیرقابل پیشبینی میکند. تنها چیزی که در باره آن اطمینان وجود دارد این است که با وجود اینکه در هر مرحله از گفتوگوها، علایق استراتژیک از جانب هر دو طرف در نظر گرفته خواهد شد، اما به لحاظ تاکتیکی هیچ کدام از طرفین نمیتوانند حل و فصل منصفانه پرونده هستهای ایران را نادیده بگیرند.
در صورتی که احساس شود این [بیانیه] صرفاً مانوری تاکتیکی برای به تأخیر انداختن تحریمهای سازمان ملل بوده است، تهران با مجازاتهای سختی روبرو خواهد بود. در همین حال واشنگتن هم باید نگران این باشد که نه تنها در قبال ایران، بلکه در قبال سایر قدرتهای میانمایهای که اکنون با جدیت در حال پیشروی هستند، به مثابه پهلوان پنبهای به حساب خواهد آمد که جز رجز خوانی کاری بلد نیست.
میترا فرنیک نام مستعار یک نویسنده و تحلیلگر ایرانی مقیم واشنگتن است.
نظرتان را بنویسید