ایران، امروز آماج شدیدترین اتهامات آمریکا قرارگرفته واین حملات روز به روز تند تر میشود.
به نظر میرسد دامن زدن به تفکرات ضد شیعی و تقابل با نگاه اسلامِ مُـلهم از قم نیز وارد مرحله جدیدی شده است. این درحالی است که تهران این ایام شدیدا احتیاج به جلب نظر و نزدیکی بیشتر به همسایگان عرب خود دارد و این دیپلماسی شاید بتواند به عنوان سوپاپ کاهش فشارهای خارجی ناشی ازبحران پرونده اتمی و انتساب تروریسم به تهران مطرح باشد. هر چند که بسیاری معتقدند این رویه می بایست خیلی سریعتر از اینها اتخاذ می شد و تهران درمراحل اولیه طرح پرونده اتمی اش در سطح بین الملل بهتر بود به منظور اعتماد سازی به سراغ همسایگان جنوبی اش می رفت و اقدام به یارگیری با محوریت اسلام می کرد ویا ایده مشارکت کشورهای ثالث در پروژه اتمی را در آن زمان مطرح می نمود. چه بسیاری از مردم و ملتها عرب علیرغم دولتهایشان همچنان موافق حمایت از تهران در مقابل تهدیدات بالقوه تل آویو هستند.
بعضی از کارشناسان معتقدند که سیاست های دفاعی تهران بعد از انقلاب تقریبا در همان راستای سیاستهای رژیم گذشته عمل کرده است به این معنی که جمهوری اسلامی بعد از انقلاب نیز همچون شاه بر روی همکاری با کشورهای منطقه تمرکز نداشته است با این فرق که شاه با غرب و آمریکا همسویی داشت اما ایران اسلامی با رویکردی ایدئولوژیک تنها به حمایت از گروههای آزادی بخش ،شبه نظامی و یا حتی مخالف قدرت سیاسی کشورهای متبوعشان سرمایه گذاری کرده. به عبارت دیگر سیاست خارجی جمهوری اسلامی خود بر مردم منطقه و نه بردولتهایشان متمرکز بوده است.
وجود یک پیمان همکاری با عضویت کشورهای خلیج فارس و غیبت ایران در آن موضوع مهمی در این راستا است که جای بررسی دارد. امکان برخورداری از پشتیبانی کشورهای عضو احتمال بسیار ممکنی بود که به دلایل مختلف تا کنون انجام نپذیرفته و بعید به نظر می رسد حداقل در این شرایط نیز صورت پذیرد چه تلاش ایران برای حضور دراین شورا می توانست بسیاری از معادلات را عوض کند. كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس با حدود 33 ميليون نفر جمعيت، 2 ميليون و 476 هزار كيلومتر مربع مساحت، 370 ميليارد دلار توليد ناخالص ملي، متوسط درآمد سرانه 11هزار و 243 يورو و متوسط رشد توليد ناخالص داخلي 7/5 درصد می تواند به عنوان وزنه بسیار مهمی در معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه لحاظ شود. اهتمام به این شورا و صرف انرژی برای حضور هرچند نمادین رویکردی بسیار مثبت دراین مقطع قابل ارزیابی است.
به واقع منطقه خليج فارس از زمان پايان جنگ جهاني دوم همواره یکی از مهمترین اولويتهاي سياست خارجي و امنيتي ايالات متحده بوده است حال آنکه اهميت منطقه در دوران پس از 11 سپتامبر 2001 و در پي آن اشغال عراق در مارس 2003 مضاعف گشته و به نظر ميرسد تلاش مضاعفی نیز در این خصوص در جریان است. ايالات متحده تلاش دارد تا از طريق تعقيب گزينههاي گوناگون ضمن تداوم حضور خويش در اين منطقه استراتژيك از كشورهاي منطقه و بويژه اعضاي شوراي همكاري خليج فارس براي شكل دادن به نظام نوين امنيتي بهرهگيري كند. استراتژيستهاي آمريكايي درصدد هستند تا پايهريزي نظام امنيتي در خليج فارس را به گونهاي انجام دهند كه همچنان كشورهاي منطقه داشتن روابط نظامي، سياسي و اقتصادي خويش با آمريكا را در صدر اولويتهاي خويش قرار دهند و علاوه بر آن ايالات متحده از حضور مستمر در اين منطقه برخوردار باشد. یکی از مهمترین دلایل این رویکرد تضمین تداوم جریان نفت در منطقه است.
در یک نگاه کلی می توان گفت قدرتهاي منطقهاي و جهاني در يك رابطه متقابل به سر ميبرند. بدين ترتيب كه كشورهاي نفتي منطقه به صدور اين ماده حياتي براي گردش چرخهاي اقتصادي خويش نياز دارند و از طرف ديگر اقتصاد كشورهاي غربي نيز به گردش نفت در رگهاي اقتصادي خويش نياز دارد. بنابراين هر دو طرف به وجود نظام با ثبات امنيتي در خليج فارس اذعان دارند.
در اين راستا ايالات متحده به عنوان تأثيرگذارترين قدرت خارجي منطقه در مقاطعي از تاريخ در دوران پس از جنگ جهاني دوم تلاش داشته است تا از طريق موازنه قوا ميان قدرتهاي منطقهاي نظير ايجاد موازنه ميان ايران و اعضاي شوراي همكاري خليج فارس ضمن حفظ امنيت و ثبات در منطقه، منافع ملي خويش را تأمين نمايد حال آنکه يكي از معضلات امنيتي در خليج فارس براي ايالات متحده وجود ريشههاي تروريسم و بنيادگرايي در كشورهاي اين منطقه است. در اين خصوص وجود تروريستهاي فراملي و حضور موجوديتهاي بيدولت و بيتابعيت كه مكان معيني هم ندارند و از ديدگاههاي ايدئولوژيك راديكالي نيز برخوردار هستند بر پيچيدگي اوضاع ميافزايد. مقابله با اين گروههاي تروريستي بدون همكاري همه كشورهاي منطقه امكانپذير نيست و لذا این موضوعی است که ایران می تواندبا تمرکز بر آن وایجادترتيبات امنيتي جهت مقابله با این مساله کشورهای منطقه را با خود هم آوا کند و به نوعی نقشی فعال در امنیت منطقه ایفا کند. درحالیکه درکنار این اقدام نياز بود كه جمهوري اسلامي ايران با كاهش اختلافات، اعتمادسازي و توسعه روابط سياسي و اقتصادي با اعراب و نيز گسترش اعتمادسازي متقابل از طريق نزديكي با كشورهاي منطقه خليج فارس به ايجاد ساز و كارهاي امنيتي اقدام کرده و بدين وسيله دخالت نظامي و سياسي آمريكا را به كمترين حد ممكن می رساند.
الهام امین زاده نماینده مجلس وعضو کمیسیون امنیت ملی در این خصوص معتقد است برپایی یک کنفرانس امنیتی با کشورهای سوریه ، اردن، عربستان و عراق اقدامی است که در موقعیت فعلی می تواند به ایجاد یک همگرایی بیانجامد . بحث امنیت در منطقه که به نوعی امریکا مدعی آن است می تواند با همگرایی با 4 کشور نامبرده به تحقق بپیوندد یکی از محورهای این کنفرانس میتواند بحث تفکیک تروریسم از حرکتهای رهایی طلبانه باشد. او می گوید: در این کنفرانس می توان به تعریف مشخصی از تروریست رسید و مفهوم هایی که از خارج از منطقه آمده است را از مفهوم اصلی جدا کرد و درباره امنیت مرزها بحث و تبادل نظر شود.
وی می افزاید: کشورهای اردن ، عربستان و عراق و سوریه با افزایش اعتماد به نفس می توانند تکیه گاه امنیتی خود را در کشورهای خاورمیانه به دست آورند. دستگاه دیپلماسی کشور می تواند از حضور بشاراسد در تهران استفاده کند و وی کشورهای عربی دیگر را ترغیب کند تا در سطح روابط و همکاری با ایران را گسترش دهد.
سفر بشار اسد در مقطع کنونی به تهران وانجام دیدارهای متعدد با مقامات ایران را شاید بتوان درهمین راستا ارزیابی کرد حال آنکه برخي از استراتژيستهاي نزديك به نو محافظهكاران تندرو آمريكايي معتقدند كه جمهوري اسلامي ايران معضل امنيتي منطقه محسوب ميشود و بنابراين بهتر است كه ايالات متحده با بزرگنمايي تهديدات ايران براي منطقه خليج فارس و مطرح كردن مسائلي نظير تروريسم و فناوري هستهاي كه تهديدي عليه صلح و امنيت منطقه و جهان محسوب ميشوند به اتحاد و همراه نمودن اعراب با سياستهاي خويش اقدام كند.
انجام مانورهای مشترک آمریکا وکشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس موضوعی است که درهمین راستا قابل ارزیابی است.
حسین نژاد فلاح دیگر نماینده مجلس وعضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی چالش انگ حمایت از تروریسم را بزرگترین معضل فراروی ایران در برقراری مناسبات جدید و بهبود روابط با کشورهای منطقه می داند. او می گوید: پس از حمله آمریکا به عراق کشورمان با مشکلات مسائل مختلفی در عراق مواجه شد.
امریکا ایران را به عنوان حامی تروریسم معرفی و مدعی شد که مسوولان ایران با کمک ها و ارائه اسلحه به شورشیان عراقی به ناامنی ها و بحران در عراق دامن می زنند. دستگیری دیپلمات ها در اربیل عراق تحت عنوان خنثی کردن فعالیت تروریست ها و شورشیان عنوان شد و به تازگی نیز طرح موضوع سلاحهای ایرانی علیه سربازان آمریکایی به این قضیه اضافه شده است.
موضوع مهم دیگری که به عنوان مانع بسیار مهمی در خصوص چالش فراروی رویکرد نگاه به منطقه مطرح است همانا طرح و پروراندن موضوع هلال شیعی درجهت اختلاف بین شیعیان واهل تسنن و بررسی امکان کاهش تنش اعراب با اسراییل از سوی سیاستمداران ایالات متحده ودولتهای عرب منطقه است.
بحث هلال شيعي موضوعی قابل بحث در چارچوب توازن قدرت منطقهاي در حوزه امنيت خليج فارس و بخش عربي خاورميانه است که نخستین بار توسط ملك عبداالله و حسني مبارك طرح شد و هدف عمده آن اتخاذ سياست ضد ايراني درگام اول و تقویت سياست ضد شيعي درگام دوم است كه بيشتر در بين دیگر حکام عرب منطقه مورد اقبال قرارگرفته تا در میان آحاد مردم عرب.
تجربه لبنان مدعای خوبی است از گسترش رویکرد شیعی به بسیاری از مسایل که به مراتب فراگیر تر از تفکر سنی در حوزه اجتماع و سیاست است. نفوذ و گسترش آيين شيعه از سطوح زيرين جامعه به قانون اساسي بيانگر اين واقعيت است كه بدون انقلاب، شورش و يا مواردي از اين دست،تفکر شيعه قادر است در قالب روندهاي مردمسالارانه خود را تبديل به يك بازيگر عمده در عرصه سياسي تبدیل نماید و در مواردي نيز قدرت و اقتدار سياسي را به دست گيرد. ورود حزبالله به عرصه سياسي لبنان و روي كارآمدن دولت شيعه در عراق نیز اتفاق مهمی بود که باعث شد، اهمیت این استراتژی بیشتر مد نظر قرار گیرد ونهایتا در ژوئن 2006، سمپوزيومي در شوراي روابط خارجي آمريكا با عنوان «ظهور هلال شيعي: نكاتي براي سياست آمريكا در خاورميانه» برگزار گردد. در اين سمپوزيوم بحث هلال شيعي، قدرتيابي شيعيان در منطقه، رشد تمايلات ضد آمريكايي در ميان اعراب سني، بر هم خوردن توازن قوا در عراق، و فقدان سياست مشخص از سوي آمريكا در قبال تحولات منطقه مورد بحث قرار گرفت و راهکارهای به ایالات متحده توصیه شد که دریک نگاه کلی می توان توصيههاي اين شورا به دولت آمريكا را در ایجاد مثلث آمريكا، اسراییل و برخي كشورهاي عربي با هدف محدودسازي كامل ایران ارزیابی نمود.
شرکت علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور اسبق و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در برنامه رودر روی الجزیره در مقابل شیخ قرضاوی از علمای مورد وثوق اهل تسنن با موضوع اختلافات و عدم تفاهم شیعه وسنی و نتیجه گیری بسیار استراتژیک وخوب از این نشست، اتفاقی بود که در همین قالب قابل بررسی است.
با توجه به موارد فوق، به نظر ميرسد تا لازم باشد دولتمردان ایران با شناسایی موانع پیش رو، تلاشي فعال و موازي با ديپلماسي رسمي را در جهت ترميم وجهه ايران در افكار عمومي منطقه آغاز نمايند. در این میان استفاده از ابزار بسیار کارآمد قدرت نرم نیز عامل بسیار مهمی است که نباید نادیده انگاشته شود حال آنکه تلاش همزمان جهت ترميم وجه تخريب شده چهره ایران در افكار عمومي مردم منطقه و دولتمردان آنها، بهواسطه تأثيرگزاري بيشتر آنان بر روندهاي مربوط به منافع ملي ایران ميبايست مورد توجه و عنايت بيشتري قرار گيرد هرچند وقوع اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل موضوع اهانت به پیامبر اسلام در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان و طرح ناشیانه و پرسرو صدای آن در مجلس و به تبع طرح موضوع در خارج از مرزها، شدیدا به این برنامه ریزی و استراتژی ضربه وارد می کند.
مهدی جدینیا روزنامهنگار مقیم واشنگتن است. او پیشتر سردبیر روزنامه انگلیسیزبان تهران تایمز در ایران بود.
نظرتان را بنویسید