سخنان امام جمعه تهران درباره این که بیحجابی زنان موجب زلزله میشود، واکنشهای زیادی در میان مردم ایران و جهان برانگیخت و حتی موجب شد تا به شوخی کمپینی با عنوان ممهلرزه در امریکا و اروپا راه بیافتد که هدفش نشان دادن غیرمنطقی بودن این سخنان بود.
کاظم صدیقی در خطبههای ۲۷ فروردین نماز جمعه در تهران گفته بود:"بسیاری از بانوانی که ظاهر مناسبی ندارند اهل نذر و نیاز، اهل پهن کردن سفره حضرت ابوالفضل، سفره حضرت رقیه و اینها هستند ولی باعث لغزش دلهای جوانان و آلودگی دامن آنها و گسترش زنا در جامعه میشوند که باعث افزایش زلزلهاست."
واقعیت این است که سخنان این روحانی تازگی نداشت و پیش از این هم به کرات نه تنها از سوی تندروهای شیعه ایران که حتی روحانیون دیگر کشورهای مسلمان ابراز شده بود اما هیچوقت چنین توجهی را به خود جلب نکرده بود.
اما یادداشتی که شادی صدر، فمینیست و یک فعال مشهور و تازه در تبعید حقوق زنان در روز ۶ اردیبهشت ماه در سایت مردمک منتشر کرد همه نگاهها را از زلزله به روابط معیوب زن و مرد در ایران معطوف کرد و موجب شد تا بحث و مناظرهای جذاب لااقل در فضای اینترنت در این باره شکل بگیرد. تنها در پایین مطلب شادی صدر بیش از ۶۰۰ نظر کوتاه و بلند ثبت شد.
شادی صدر در یادداشت خود با عنوان "چه فرقی است بین امام جمعۀ تهران و سایر مردان ایرانی؟" سیاستمداران، روشنفکران و مردان عادی ایرانی را عضو همان باشگاهی دانست که امام جمعه تهران از بلندپایگان آن است. او نوشت: زنان ایرانی از سالهای اول زندگی آزارهای جنسی مردان را با متلکهای ظاهرا ساده و تعقیب وگریز و دستمالی و تهدید آنان در راه مدرسه تجربه کردهاند. شادی صدر متلکگویی را بخشی از روند مرد شدن مرد ایرانی و پوشاندن بدن، شادابی، زیبایی و تمایلات را زیر فشار خانواده، جامعه و حاکمیت، قسمتی از روند بزرگ شدن زن ایرانی دانست و تصریح کرد: "خوب امام جمعه فلکزده تهران هم که چیزی غیر از این نگفته که شما گفتهاید و میگویید: گفته زنها با بیحجابیشان فساد میآورند چون باعث میشوند مردها تحریک شوند. [...] راستش من چندان فرقی بین حجتالاسلام صدیقی با هریک از پسران تازه بالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمیبینم، غیر ازاینکه او لااقل در آنچه هست و آنچه میگوید یک روتر است."
این یادداشت واکنشهای تندی را بهویژه از سوی مردان روشنفکر و وبلاگنویس برانگیخت. موضوع در سایت بالاترین - یک نوع سایت دیگ ایرانی - به شدت داغ شد و مجموعهای از تحلیل و احساسات نظیر اظهار تاسف وابراز تنفر و تمسخر وحتی توهین والبته کمتر از همه تشویق را تولید کرد.
به عنوان مهمترین واکنش به این یادداشت، حامد قدوسی در وبلاگ خود نوشت: خانم صدر ظاهرا هیچ ایدهای از تنوع در جامعه مردان ایرانی ندارند و تنها با نمونههای ناهنجار سر و کار داشتهاند و آن را به آسانی به بقیه تعمیم دادهاند. حتی فاشیستیترین بیانها هم این قدر آشکار به همه یک جمعیت توهین نمیکند. به نظر او مطالبی از جنس نوشتۀ خانم صدر پل های ضعیف همدلی را که در پی فهم جامعۀ مردانه از مشکلات زنان در چند سال اخیر در ایران شکل گرفته به سرعت ویران میکند.
شهابالدین شیخی هم نوشت: "این نوع نوشتن بیش از آنکه فمینیستی باشد در واقع تنها حاوی خشمی نیندیشیده و بدون استدلال است. همان تفکری که با یک کاسه کردن همۀ مسائل در یک مفهوم و با ساده سازی از اندیشیدن میگریزد و ما را نیز به نیاندیشیدن دعوت می کند."
کاوه لاجوردی هم در وبلاگ خود نوشت: "ناراحت کننده است که میبینم لحن و نحوۀ استدلال کسی که مظلوم است و برای گرفتن حقی میجنگد مثل لحن خود آقای ظالم پوپولیست است."
شادی صدر در پاسخ یه این انتقادات مطلبی کوتاه نوشت که برخوردهای شدید مردان با یادداشتش نشان دهندۀ حضور قوی و شدید مرد سالاری است که به زنان حمله و از خود دفاع میکند.
تعداد زیادی از منتقدان نوشتۀ شادی صدر از قضا خود زنان آن هم فمینیستها بودند که از سطحینگری نویسنده و بیتوجهی او به ریشههای عمیق اجتماعی این مساله گلایه کردند.
هایده مغیثی نوشتۀ او را ترویج بینشی داست که نه پدرسالاری، بلكه مردان را بطور عام هدف خشم و حمله قرار می دهد. سمیه توحیدلو هم در وبلاگ خود نوشت:" بسیاری از ما [زنان] درگیر نگاه جنسیتی شدهایم و حتی برای حذف این نگاه، باز هم همین نگاه را ترویج کردهایم. مهم حذف این نگاه جنسیتزده است. نگاهی که از یک طرف زن را کالا و دستمایه متلک و تفریح مردانه قرار میدهد و از طرف دیگر عکسالعملی ضد مرد و شعور مرد را بوجود میآورد !"
اما واقعیت این است که ریشۀ بسیاری از ابعاد رفتاری مردان ایرانی ناشی از نوع تربیت آنان درون فرهنگی است که از هزار توی سنت، مذهب و عادت گذر کرده است. سادهسازی و تقلیل این رفتارها به وجوه ظاهری آنان چیزی نیست جز دادن نشانی غلط به جویندگان و پژوهندگان این معضلات.
در اکثر قریب به اتفاق خانوادههای ایرانی پسران در دست و دامان مادر پرورش مییابند. مادری که مدام بر جنسیت پسر و اسباب و آلات مردانهاش تفاخر میورزد و جنسیت و اندام جنسی دختر را نفی و پرده پوشی میکند.
پسرکهای نوپا مجازند لخت مادرزاد در جمع جولان بدهند. کمی هم که پسربچه بزرگتر شد از او میپرسند: کدامیک از دخترهای فامیل و همسابه را میخواهی برایت بگیرم ؟ و از نوجوانی خواهرش را رسما خدمتکار او میکنند و جواب اعتراض و برابریطلبی دختر در برابر برادرش این است که بالاخره او مرد است.
پسرهای ایرانی برای تغذیه، ورزش، کسب مهارتهای فنی، تحصیل، گرفتن پول توجیبی و مهمتر از همه جامعهپذیری از امکانات، فضا و اختیارات بیشتری از دخترها برخوردارند.
این همه تبعیض جنسیتی - که اتفاقا از سوی مادران اعمال میشود - برای القای برتری و قدرت مطلقۀ جنسی واعمال سلطه به پسران کافی است. مردی که در جامعهای چنین سنتی و بسته و تفکیک شده، بارآمده خودش یک قربانی است و گرفتار کژپنداری و کژگفتاری، و در نهایت کژرفتار هم خواهد شد.
ریشۀ دیگر آزار جنسی زنان در قالب متلک گفتن، محدودیتهای فردی و اجتماعیای است که در قالب جداسازی زن و مرد در سی سال گذشته در ایران شدت یافته و ارتباط آزاد زن و مرد را دچار اختلال ذهنی و رفتاری کرده است.
تفکیک جنسی زن و مرد مربوط به امروز نیست و ریشه در کودکی آن ها دارد. که از همان زمان از دیدن و همجواری با جنس مخالف منع میشوند و در نتیجه ترس و تقابل در برابر جنس دیگر در ذهن آنها نهادینه میشود. در همان سال اول دبستان - هفتسالگی دختر و پسر - آنها باید در مدرسه جداگانهای درس بخوانند. و به این ترتیب با حضور یکدیگر، صدای یکدیگر، خندۀ هم و چهره و اندام هم به شکلی طبیعی و عادی خو نمیگیرند. طبیعی است که هر پسری از دیدن هر زنی در هر معبری دچار التهاب روحی وغلیان جنسی شود و برای به رخ کشیدن مردانگی برساختۀ محبوس خود به زنان متلک میگوید.
از جامعهای که هر روز برحصارهای جنسیاش افزوده میشود چگونه میتوان انتظار برخوردی سالم و زنان و مردانی کاملا صالح داشت؟ وقتی آنچنان میکاریم لاجرم اینچنین درو میکنیم.
رسا صولت نام مستعار روزنامهنگار و تحلیلگر مسایل اجتماعی است که در مشهد ساکن است.
نظرتان را بنویسید