سناریوی جنبش سبز بازنویسی می‌خواهد

مخالفان دولت ناچارند ضعف‌ها و کاستی‌های استراتژیک خود را برطرف کنند و گرنه موتور جنبش از حرکت باز خواهد ایستاد.
February 19, 2010
بخوانید: نگران بیراهه رفتن رهبران سبز نباشیم
رهبران جنبش سبز می‌دانند چگونه با زبان حکومت به نقد آن بپردازند و این موثرترین شیوه‌ مبارزه‌ای است که در نظام جمهوری اسلامی جواب می‌دهد.
شمار هواداران حکومت در روز ۲۲ بهمن بسیار چشم‌گیرتر از مخالفان بود. (عکس: سجاد صفری، خبرگزاری مهر)
شمار هواداران حکومت در روز ۲۲ بهمن بسیار چشم‌گیرتر از مخالفان بود. (عکس: سجاد صفری، خبرگزاری مهر)

بی‌تردید مخالفان حکومت ایران در قدرت‌نمایی خود به جهانیان در روز ۲۲ بهمن امسال ناکام ماندند، اگرچه پیش از آن عملکرد موفقیت‌­آمیزی داشتند. برخلاف آن‌چه ادعا می‌شود، این ناکامی نشانه از میان رفتن جنبش سبز نیست. همچنان که دلیلش نمی‌تواند توجه بیش از پیش مردم ایران به موضوع انرژی هسته­‌ای و نادیده گرفتن درخواست‌های آزادیخواهانه خود باشد. افزایش چشمگیر شمار نیروهای امنیتی در روز ۲۲ بهمن هم نمی‌تواند علت اصلی حضور بسیار کمرنگ سبزها به شمار آید.

مخالفان باید از مدت‌ها پیش به ضرورت تغییر شگردها و تاکتیک‌های مبارزاتی خود پی ­می‌بردند. آنها باید چند گام جلوتر از مناسبت­‌های دولتی مثل روز ۱۳ آبان، عاشورا یا سالروز پیروزی انقلاب اسلامی حرکت می­کردند و قدر­ت­ نمایی خود را محدود به این روزها نمی‌کردند. انتخاب چنین روزهایی برای بیان نارضایتی مردم از رژیم جمهوری اسلامی یکی از چندین ابزار موجود است اما به­ هیچ ­وجه نباید به عنوان یک استراتژی تلقی شود.

نظیر آنچه در عرصۀ سینما اتفاق می­‌افتد، تصویرهای کلیشه­‌ای و تکراری فقط تا زمانی کاربرد دارد که باور مخاطبان در مورد کار شما ترک­ نخورد. امروز جنبش سبز ایران با چنین بحرانی روبه­ روست؛ داستان فیلم ابتر مانده و بازیگران نقششان را رها کرده­اند. جان ­بخشی به این اثر راهی جز بازنویسی فیلمنامه ندارد.

به­ نظر می­‌رسد رهبران جنبش سبز قادر به تصمیم‌­گیری دربارۀ اینکه آیا جمهوری اسلامی باید پابرجا بماند یا نه نیستند. میرحسین موسوی، روز هفتم بهمن، آشکارا موضع خود را در برابر نظامی که در تشکیل آن نقش داشته است بیان کرد: "من بر ضرورت حفظ هویت اسلامی و ملی جنبش سبز، مقابلۀ آن با نیروهای خارجی و پایبندی‌اش به قانون اساسی تأکید دارم."

این اظهارنظر با دیدگاه­های بسیاری از هواداران این جنبش که خود را منفک از اسلام می‌دانند یا، فراتر از آن، مخالف مذهب و تأثیرگذاری آن در ادارۀ کشور هستند، در تضاد است.

جنبش سبز در صورت موضع­گیری ضد حکومتی آشکار خود، با قربانی شدن میرحسین موسوی و مهدی کروبی، شخصیت­‌های پیشرو آن، رو به نابودی خواهد رفت، گرچه هر دو آمادگی خود را برای شهادت اعلام کرده­‌اند.

موسوی در بیانیه هفدهم خود گفته بود: "بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند" اما عجیب آنکه، پس از ناکامی روز ۲۲ بهمن، او هنوز هیچ اظهارنظری در این­‌باره نکرده است.

به نظر می‌رسد رهبران جنبش بر خواسته­ها و مواضع خود چندان پافشاری نمی­کنند، چنانکه از سخنان اخیر کروبی در مصاحبه با هفته­ نامۀ اشپیگل برمی­ آید. او از یک سو خواهان حفظ نظامی است که در برپایی آن نقش مؤثری داشته­ است: "امسال هم مثل همۀ سال­ ها از هنگام انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به این طرف در تظاهرات شرکت می­‌کنم. من جایی به این دریای بزرگ انسانی خواهم پیوست." از سوی دیگر، او به­ طور ضمنی از هواداران خود می­خواهد دست به کاری بزنند که او شهامت انجام آن را ندارد: به مقابله با نظام ادامه دهند: "در یک تظاهرات بزرگ، آدم­ ها با مواضع مختلفی جمع می‌شوند. بعضی از این شعارها درست است و بعضی دیگر انحرافی و نادرست. بعضی‌ها مثل من دولت را به رسمیت نمی­‌شناسند."

رهبری هر جنبشی در صورتی بلوغ ­یافته­ و مایۀ دلگرمی است که آرام­ آرام به ضعف­ها و خطاهای خود پی ببرد، مسئولیت آنها را بپذیرد، از آنها عبرت بگیرد، و در جهت رفعشان جنبش را از نو سازماندهی کند. اما این چیزی نیست که ما تا امروز در جبهۀ مخالفان حکومت ایران دیده­ایم. به­ یقین ادامۀ این خطاها حاصلی جز تخریب این جبهه و هواداران آن نخواهد داشت.

امروز در این مسیر الگوی ایرانی جدیدی باید به­ وجود آید، همان چیزی که به ­نظر می‌­رسد جنبش سبز در پی آن است. اما آنچه واقعیت دارد این است­ که جنبش راهش را گم کرده و رهبران اسم ­و رسم ­داری را برگزیده که گذشته­‌ای پرخیر و شر داشته­‌اند. هیچ­یک از هادیان این جنبش ــ چه در داخل و چه در خارج ــ دستانی بری از آلودگی نداشته‌­اند. هیچ­‌یک جسارت کافی برای اعلام ضرورت براندازی نظام دینی نداشته‌­اند، هرچند درخلوت خود شاید در آروزی چنین واقعه­‌ای بوده­‌اند؛ شاید همین دورنگی عامل ناکامی جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن بوده­ است.

واقعیت این است که سبزهای ایران باید در انتظار چنین رخدادی می‌بودند. پس از تظاهرات روز عاشورا، این جنبش اعتماد به نفس کاذبی پیدا کرده بود که قدرت تشکیل اجتماعات پرشمار اعتراضی را به راحتی دارد، اما هرچه­ به سالروز پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک­‌تر می‌شدیم تکرار چنین واقعۀ درخشانی نامحتمل به­ نظر می‌­رسید.

امروز بر خلاف آنچه در روزهای آغازین این اعتراضات اتفاق می‌­افتاد که طرح‌ها و برنامه‌های اعتراضی در رسانه­‌ها منعکس می­شد، و با پیامک یا نقل دهان به دهان بین مردم پخش می­‌شد، برنامه­‌های منسجمی وجود ندارد و امکان اطلاع­‌رسانی چندانی نیز نیست.

امسال روز ۲۱ بهمن، بیست‌وچهار ساعت مانده به آغاز برنامه­‌های سالروز پیروزی انقلاب، هواداران جنبش سبز همچنان سردرگم بودند، رهبران جنبش هم کمکی به آنها نمی­‌کردند. کروبی به اشپیگل گفته بود: "ما تعیین تکلیف نمی­‌کنیم که تظاهرکنندگان در کدام راه پا بگذارند، به کجا بروند و چه بکنند."

با وجود این، حضور گستردۀ نیروهای امنیتی ازچند روز قبل، نشان از ترس و نگرانی آشکار حکومت داشت. افراد عالی­‌رتبۀ امنیتی و نظامی کشور، همچنین روحانیون، در باب اهمیت این روز سخن‌ها گفتند. برخی هم تا ادعاهای مضحکی، همچون پیش­‌بینی حضور ۵۰ میلیونی مردم در مراسم راهپیمایی، پیش رفتند.

اجتماع حکومتی روز ۲۲ بهمن در میدان آزادی از کم‌­سابقه‌ترین اجتماعات در تاریخ انقلاب اسلامی بوده است، که در مقابل آن، رژیم توانست حرکت­‌های اعتراضی جنبش سبز را در آن روز مهار کند.
از شگردهای ویژۀ این مبارزه سردرگم کردن و به انحراف کشیدن رقیب بوده که در مورد جنبش سبز همواره نتیجه‌بخش بوده­ است. این بار رژیم اجرای گستردۀ نمایش حضور نیروهای امنیتی را برای سرکوب اعتراضات راهگشا و کافی دانست. اما معلوم نیست آیا حکومت قادر خواهد بود، در صورت ادامۀ اعتراضات خیابانی، به چنین قدرت‌نمایی‌ای ادامه دهد یا نه.

کاستی­‌های راهبردی در جبهۀ مخالفان نباید نادیده گرفته شود. آنها باید خود را ملزم کنند که برای پیشبرد هرچه ­بهتر برنامه­‌‌های آتی خود، این ضعف­‌ها را بررسی و رفع کنند. تا وقتی که برنامه‌ای صریح و واقع­‌بینانه­ درباره آینده جمهوری اسلامی ارایه نشود، دورنگی و کژتابی که مشخصۀ برجسته رهبران ایرانی در بیشتر جریانات تاریخ معاصر این کشور بوده، ادامه خواهد یافت، بدون توجه به اینکه چه کسی مسئول آن است.

جعفر فرشیان نام مستعار یک روزنامه‌نگار مقیم تهران است.

نظرتان را بنویسید

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options