کمتر از دو ماه تا آغاز سال ۲۰۱۱ میلادی باقی مانده و رسانههای دولتی ایران این روزها برای انعکاس پرطمطراق خبری در روزهای نخست سال نو میلادی دورخیز کردهاند که به نظرشان از اهمیت بسیاری برخوردار است: ریاست دورهای جمهوری اسلامی ایران بر سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) پس از ۳۶ سال.
از نیمه ماه اکتبر که در نشست ۱۲ عضو سازمان اوپک در وین، خبر ریاست یک ساله ایران اعلام شد شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گفتگو با رسانههای دولتی ایران، این موضوع را دستاوردی بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی در برابر "زورگویان غربی" توصیف کردهاند.
به نظر میرسد که ریاست اوپک برای ایران دستاویزی شده است تا مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای بینالمللی علیه خود را بتواند تاحدی کمرنگ جلوه دهد.
غلامعلی میگلینژاد، نماینده بوشهر در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون انرژی به خبرگزاری ایسنا گفت "در شرایطی که استکبار جهانی برای به انزوا کشیدن ایران تلاش میکند" ریاست دورهای اوپک یک پیروزی بزرگ به شمار میآید و این موضوع نشان میدهد که "تحریمهای جهانی علیه ایران بی فایده بوده است."
"ریاست" کلمهای مهم در فرهنگ اجتماعی - سیاسی ایرانیان و به معنای حکمرانی و فرماندهی است. شاید به همین سبب با انتشار خبر ریاست دورهای ایران بر سازمان اوپک ، ناصر سودانی، نماینده اهواز در مجلس شورای اسلامی و دیگر عضو کمیسیون انرژی گفت ایران در سال ۲۰۱۱ "میتواند با تاثیرگذاری در مجموعه تولیدکنندگان نفت، بازیگری خوبش را در عرصه جهانی ادامه داده و با کاهش اعمال نفوذ مصرفکنندگان بزرگ، واقعی بودن قیمتها را رقم بزند."
روزنامههای چاپ تهران همچنین به نقل از عماد حسینی، نماینده قروه در مجلس شورای اسلامی گزارش دادند که او، ریاست ایران بر اوپک را "پیروزی در حوزه دیپلماسی" دانسته و گفته است "ایران باید با اتخاذ تصمیمهای درست اعضای اوپک را بهگونهای با خود همراه کند که نفت را از اختیار برخی تمامیتخواهان بینالمللی درآورده و در اختیار صاحبان اصلیاش قرار دهد."
اما برخلاف آنچه در رسانههای ایران منتشر میشود ریاست دورهای جمهوری اسلامی بر سازمان اوپک، رویدادی نیست که مقامهای ایران تلاش چندانی برای کسب آن کرده باشند؛ دستکم میتوان گفت آن طوری نیست که اعلام میکنند و آن را نتیجه دیپلماسی فعال خود میدانند.
ریاست اوپک که عملا به معنای ریاست و ایجاد هماهنگی در نشستهای دوبار در سال کشورهای عضو اوپک است تا چند سال قبل براساس توافق اعضای سازمان صورت میگرفت. در چنین توافقهایی معمولا وزیر نفت یکی از کشورهای عضو، ریاست نشستها را برعهده میگرفت تا آنکه از سال ۲۰۰۷ قرار شد این مقام به صورت گردشی و براساس حروف الفبا به همه کشورها تعلق گیرد.
بنا به همین قاعده، از سال ۲۰۰۸ تاکنون به ترتیب وزیران نفت الجزایر، آنگولا و اکوادور رئیس دورهای کنفرانسهای اوپک بودهاند و برای سال ۲۰۱۱ نوبت به ایران رسیدهاست. گرچه یکی از مقامهای جمهوری اسلامی برای نخستین بار ریاست این سازمان بینالمللی را به عهده میگیرد اما حکومت پیشین ایران که از سازماندهندگان اولیه اوپک بود پیشتر چند بار سکان رهبری در این کارتل نفتی را در دست داشته است.
پنجاه سال پیش، در ژانویه ۱۹۶۱، فواد روحانی از ایران نخستین دبیرکل سازمان اوپک شد و این مقام را به مدت سه سال برعهده داشت؛ مقامی که تا امروز دیگر نصیب ایران نشده است.
مقام ریاست اوپک نیز که از ابتدای سال آینده در اختیار مسعود میرکاظمی، وزیر نفت کنونی ایران قرار میگیرد منصبی است که آخرین بار ۳۶ سال قبل در اختیار ایران بوده است و جمشید آموزگار، وزیر دارایی وقت ایران بر آن تکیه داشته است. البته در رسانههای داخل کشور که عمدتا تحت نظارت دولت هستند نامی از فواد روحانی و جمشید آموزگار برده نمیشود زیرا هر دوی آنها در دوران نظام پادشاهی، عهدهدار مقامهایی در اوپک بودهاند که تا به حال نصیب جمهوری اسلامی نشده است.
کارشناسان حوزه نفت، اهمیت مقام ریاست دورهای اوپک را بسیار کمتر از مقام دبیرکلی این سازمان میدانند. ایران در سالهای گذشته بارها برای به دست آوردن عنوان دبیرکلی سازمان کشورهای صادر کننده نفت تلاشها و لابیگریهایی با دیگر اعضا کرده بود اما هر بار با مخالفت کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی مواجه شد. در واقع آنچه ایران برای سال آینده به دست آورده، فقط بر مبنای ساز و کاری سازمانی است و ربطی به سیاستهای جمهوری اسلامی در مسایل جهانی و تعاملاتش با دیگر کشورها ندارد.
یک کارشناس مسایل اوپک در تهران، که مایل به ذکر نامش نیست، به میانه میگوید: "این ذوق زدگی که در بین نمایندگان مجلس ودولتی ها از این خبر پدید آمد ناشی از بیاطلاعاتی آنها و نشناختن ساختار اوپک بود."
به گفته این کارشناس، "ریاست اوپک یک پست تشریفاتی و درون سازمانی است ودر بیرون از اوپک شخصیت حقوقی مطرحی محسوب نمیشود. آنچه مهم و تاثیرگذار است مقام دبیرکلی اوپک است که بر اساس لابیهای سیاسی به ایران تعلق نمیگیرد."
اوپک که تامینکننده ۳۵ درصد تقاضای نفت در سطح جهان است در آخرین نشست خود اعلام کرد که تغییری در میزان تولید روزانهاش (۲۴ میلیون و ۸۴۰ هزار بشکه) نخواهد داد و سعی میکند که بهای نفت را ثابت نگه دارد. اکنون بهای هر بشکه نفت خام در بازارهای جهانی بیش از ۸۷ دلار است اما نفت تولیدی کشورهای اوپک از جمله ایران به بهایی کمتر (میانگین ۷۵ دلار برای هر بشکه در سال ۲۰۱۰) به فروش میرسد.
محمود احمدینژاد رییس جمهور ایران تاکنون بارها گفته است که از افزایش بهای نفت استقبال میکند و به عقیدهاش، قیمت هر بشکه نفت باید بیش از صد دلار باشد. مسعود میرکاظی، وزیر نفت او نیز که به زودی برای یکسال رییس سازمان اوپک خواهد شد انتخاب خود را به معنای بی اثر بودن تحریمها بر صنایع نفتی ایران دانست و گفت: "تامین امنیت جهانی انرژی بدون وجود ایران، بیمعناست."
مارک تانر، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که کشورش تحریمهای یک جانبهای علیه صنایع نفتی ایران وضع کرده، پس از انتشار خبر ریاست مسعود میرکاظمی بر اوپک از دیگر اعضای این سازمان خواست "به ایران یادآوری کنند که میتواند نقش سازندهتری در منطقه به عهده داشته باشد."
کارشناس مسایل اوپک در تهران معتقد است که با توجه به کاهش نقش اوپک در معادلات امروزی جهان در قیاس با نقش برجسته این سازمان در دهه ۱۹۷۰، بعید است که جمهوری اسلامی بتواند با تکیه بر مقام ریاست اوپک، مانورهای سیاسی بدهد. او میگوید: "به نظرم در خصوص نقش اوپک در دنیا، تحلیلها در ایران با اغراق واسطورهسازی همراه است. مقامهای ایرانی فکر میکنند زمانه مثل دورانی است که وقتی اعضای اوپک شیرهای نفت خود را شل یا سفت میکردند بحران پدید میآمد. در سه سال اخیر هم اوپک با کاهش چهار میلیون بشکه نفت خود نشان داد که زیاد نمیتواند بازار را کنترل کند."
اکنون سهمیه تولید نفت ایران درچارچوب سازمان اوپک، سه میلیون و ۳۰۰هزار بشکه در روز است و در چند سال اخیر مقامهای جمهوری اسلامی از تمایل خود برای افزایش سهمیه، که به معنای کسب درآمد و نفوذ سیاسی بیشتر در اوپک است، سخن گفتهاند. اما افزایش سهمیه تولید نفت ایران در شرایطی که صنعت نفت ایران با تحریمهای جهانی علیه برنامههای اتمی تهران مواجه است بیشتر به یک سراب میماند.
این درحالیست که به گفته کارشناس مسایل نفتی، نگرانی شدیدی درباره کاهش تولید نفت ایران در پنج سال آینده وجود دارد: "چرا که افت تولید نفت ایران سالانه ۲۰۰ هزار بشکه است و اگر سرمایهگذاری تازهای در توسعه و تعمیرات و حفاری چاههای قدیمی صورت نگیرد این افت میتواند بیشتر هم بشود. این مسایل از دید اعضای اوپک دور نمیماند و آنها به دقت تمام مسایل رقبا را زیرنظر دارند. مثلا در برآوردهایشان میآورند که میدان آزادگان قرار بود سال ۲۰۰۷ با تولید روزانه ۳۰۰ هزار بشکه وارد مدار تولید شود و اکنون با ۱۰ تا ۲۰ درصد این ظرفیت در حال تولید است."
جمهوری اسلامی که در همه این سالها در سازمان اوپک با رقیب پرنفوذ و قدرتمندی به نام عربستان سعودی مواجه بود که بیش از دو برابر ایران نفت تولید میکند، به گفته یک کارشناس مسایل نفتی در تهران، اخیرا باید حواسش به رقیب تازه دیگری به نام عراق هم باشد.
عراق که اکنون سهمیه تولیدش حدود دو و نیم میلیون بشکه در روز است با امضای قراردادهایی برای توسعه میادین نفتیاش قصد دارد که تا شش - هفت سال دیگر میزان تولید خود را به ۱۲ میلیون بشکه در روز برساند.
برای همین کارشناس مسایل نفتی در تهران نتیجه میگیرد که: "بالا رفتن قدرت ایران در اوپک فقط منوط به افزایش تولید است و فعلا هم امیدی به چنین اتفاقی نیست."
ریاست مسعود میرکاظمی بر سازمان اوپک از یک نظر دیگر هم با اهمیت است که مطبوعات ایران نمیتوانند به آن بپردازند. وزیر نفت ایران از مدیران عالیرتبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین وزارت دفاع ایران بوده است و مطابق رزومه رسمی او که در وبسایت وزارت نفت ایران قرار داده شده هنوز هم بعضی سمتهای او در این دو مرکز پابرجاست. این در حالی است که آمریکا نام سپاه و وزارت دفاع ایران را از سال ۲۰۰۷ مشمول تحریمهایی برای جلوگیری از دستیابی به قابلیتهای هستهای و حمایت از تروریسم کرده است.
کاوه سرافراز نام مستعار یک روزنامهنگار ومتخصص حوزه نفت و انرژی در تهران است.
نظرتان را بنویسید