با وجود تاکید مقامهای ایران بر ارزشهای اسلامی مشترک، اختلافات قدیمی این کشور با همسایگان عربش هر از چندگاه بالا میگیرد.
برخی معتقدند دولت احمدینژاد این روزها تاکید بیشتری بر گذشته باستانی و میراث منحصر به فرد ایران دارد و این نشاندهنده فاصلهگرفتن از اصرار پیشین تهران بر اتحادش (مبتنی بر اسلام) با جهان عرب است.
در ماههای اخیر احمدینژاد ومتحدانش از تاکتیکهای متفاوتی استفاده کردهاند تا نشان دهند که میخواهند از روحانیون حکومتی فاصله بگیرند. برای مثال رییسجمهور و رییس دفتر او اسفندیار رحیم مشایی درمراسم رونمایی از منشور کورش که در ماه سپتامبر در تهران افتتاح شد حضور یافتند.
این منشور از موزه ملی بریتانیا قرض گرفته شده و قدمت آن به دوران زمامداری کورش کبیر در قرن ششم قبل ازمیلاد برمی گردد.
احمدی نژاد اخیرا در لابهلای حرفهایش و در توجیه حق ایران برای دستیافتن به برنامه اتمی، منشور کورش را تجسم "ارزشهای بشری و میراث فرهنگی برای تمامی بشریت" نامید. مشایی هم چندبار گفته که به مکتب تفکر ایرانی بیش از مکتب اسلامی معتقد است.
روحانیون ارشد شیعه در ایران از رییسجمهور بخاطر چنین اظهاراتی انتقاد کردند اما آیتالله خامنهای رهبر ایران از او حمایت کرد و در سفر اخیرش به قم خطاب به روحانیون گفت: "برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قراردادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد."
یکی دیگر از نشانههای اخیر تغییر فضا در ایران را میتوان در واکنش عمومی به سخنان حسن نصرالله رهبر حزبالله لبنان و متحد نزدیک ایران مشاهده کرد.
نصرالله در اظهاراتی که سال قبل ایراد کرد اما همین اواخر، در ماه اکتبر، در دسترس ایرانیها قرارگرفت تاکید کرد "چیزی به نام تمدن ایرانی در ایران وجود ندارد و تنها تمدن اسلامی دراین کشور است."
این سخن با پاسخهای تندی به ویژه در شبکه اینترنت مواجه شد. تنها با گذشت یک هفته از پخش فیلم این سخنرانی در سایتهای اینترنتی، بیش از ده هزار نفر در صفحه فیس بوک به نام "ما ایرانیان از نصرالله متنفریم" عضو شدند و هزاران اظهار نظر ضدعربی نیز در دیگر سایتها دیده شد.
موضعگیریهای ناسیونالیستی مقامهای ایرانی و همسویی نسبی مردم با آنها، باعث تعجب پرهام شده است؛ شهروندی ایرانی – آمریکایی که به تازگی پس از سه ماه اقامت در ایران به آمریکا بازگشته است.
پرهام میگوید: "پس از اعتراضات گسترده علیه انتخابات مخدوش ریاست جمهوری در سال 2009 تصور میکنم مقامات تلاش دارند تا با دامن زدن به اختلافات دیرینه عربها - ایرانیان، دل مردم را به دست بیاورند."
او با اتکا به مشاهداتش از ایران و صحبتهایی که با مردم داشته میافزاید: "گاهی اوقات از اینکه میدیدم برخی افراد چگونه از سیاست خارجی متعصبانه و هجومی دولت احمدینژاد لذت میبرند، متعجب میشدم."
درهمین حال اختلاف دیرین ایرانیان و اعراب بر سر استفاده از واژه خلیج فارس بار دیگر تشدید شده است. درحالیکه تهران همواره اصرار دارد آبهایی که این کشور را از شبهجزیره عرب جدا میکند باید خلیج فارس نامیده شود بسیاری از کشورهای عربی همچنان این آبها را خلیج عربی مینامند.
دو هفته قبل در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی در چین، استفاده از عبارت "خلیج عربی" از سوی میزبان، خشم مقامهای تهران را برانگیخت.
همچنین ماه قبل (اکتبر) زمانی که یکی از مقامهای وزارت امورخارجه آمریکا در کنفرانس خبری مربوط به اعلام خبر فروش تسلیحات ۶۰ میلیارد دلاری، از عبارت "خلیج عربی" استفاده کرد باز هم کمپین اعتراض اینترنتی دیگری از سوی ایرانیان و علیه وزارت خارجه آمریکا به راه افتاد.
پافشاری ایران بر نام خلیج فارس البته با واکنش کشورهای عربی مواجه میشود. هفت ماه قبل عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی از حضور در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی به میزبانی ایران خودداری کردند زیرا تهران اصرار داشت که بر روی مدالها و و سایر مدارک مربوط به مسابقات، کلمه "خلیج فارس" نوشته شود. در نهایت برگزاری بازیها بهطور کلی منتفی شد.
با اطلاع از میزان حساسیتی که هریک از این نامها میتواند برانگیزد برخی رسانههای خارج از منطقه، استراتژیستهای نظامی و شرکتهای نفتی ترجیح میدهند که به سادگی از واژه "خلیج" استفاده کنند.
در آن سوی این آبها، سامی الفرج مدیر مرکز تحقیقات استراتژیک کویت نگران میزان پافشاریهای احساسی دوطرف بر چنین موضوعاتی است: "موقعیت فعلی در منطقه خلیج، یادآور فضای ناسیونالیستی در دوران جنگ ایران و عراق است و در چشم اندازی دورتر، اروپای درآستانه جنگ اول جهانی را تداعی میکند."
الفرج، مشاور "شورای همکاری خلیج" و مشاور دولت کویت معتقد است "اختلافها بین ایرانیان و عربها واقعا وجود دارد و در صورت بهبودنیافتن روابط، دوطرف وارد یک نبرد بزرگتر خواهند شد."
سامی الفرج افرادی نظیر احمدی نژاد و انور العولقی، روحانی یمنی که اخیرا در ویدئویی هشدار داد کشورهای عربی منطقه هدف اصلی تسلیحات ایران هستند، را متهم میکند به اینکه هروقت از حل مسایل داخلی خود بازمیمانند به ناسیونالیسم روی میآورند.
فریده فرهی، پژوهشگر پیشین در "دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی" وابسته به وزارت خارجه ایران و استاد کنونی دانشگاه هاوایی معتقد است رویکرد اخیراحمدی نژاد به هویت ایرانی نمیتواند لزوما به پیروزی او بیانجامد: "برخی تصور میکنند کشف دیرهنگام احمدینژاد درباره ناسیونالیسم ایران باستان، کارایی خواهد داشت اما من در این مورد مطمئن نیستم و نمیدانم مخاطب این جریان چه کسانی هستند. پایگاه مفروض او در جامعه ایران که محافظهکاران باشند از ایده اسلام ایرانی استقبال نمیکنند و نمی توانم تصور کنم رای دهندگان طبقه متوسط شهری که عموما شیفته ناسیونالیسم ایرانی پیش از اسلام هستند به یکباره مجذوب علاقه ناگهانی احمدینژاد به کورش کبیر و اسلام ایرانی شوند."
فرهی معتقد است این مسیر جدید با نیمنگاهی به انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران طی میشود: "این به وضوح یک استراتژی انتخاباتی است تا بتوانند آرای اپوزیسیون را به دست آورده و قانعشان کنند که به جای رایدادن به یک چهره محافظهکار عملگرا، به یکی از اعضای تیم احمدینژاد رای دهند."
در بین گروههایی از اعراب و ایرانیان، تعصبهای قومی و افتخار به گذشتهها پرطرفدار است. از سوی عربها، صدها ویدئو و وبلاگ با محتوای تحقیرکننده درباره ایرانیان وجود دارد که آنها را رافضی، مرده پرست و آتش پرست میداند. این عبارتها از سوی برخی اعراب سنی، به معتقدان به اسلام شیعه و همچنین دین زرتشتی که پیش از اسلام در ایران وجود داشته اتلاق میشود.
درهمین حال ایرانیان که روزانه چند بار به زبان عربی نماز می خوانند و برای ۱۲ امامی که عرب بودهاند اشک میریزند و دل میسوزانند گاهی مردم کشورهای شبه جزیره عرب را "ملخ خور" مینامند.
فرهی در مورد این رویکردها معتقد است با اینکه برخی ایرانیان دارای احساسات ضدعربی هستند اما همه مردم ایران این طور نیستند و برای سفرهای زیارتی و یا تفریحی به کشورهای عربی میروند. به اعتقاد فرهی، نظرسنجیهای اخیر هم نشان نداد که عربها واقعا نگران افزایش توان منطقهای ایران باشند.
او میگوید: "از نظر من چیزی به عنوان عرب و یا ایرانی در این موضوع وجود ندارد چون در ایران و کشورهای عربی دیدگاهها و هویتهای مختلفی وجود دارد."
از نظر سیاسی، روابط ایران و اعراب از نگاه فرهی به شکلی یکپارچه تضعیف نشده است: "دولت ایران رابطه خوبی با کشورهای عربی چون سوریه، عراق و عمان دارد هر چند که روابطش با کشورهای عربستان سعودی و اردن رو به تیرگی نهاده است."
در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و پیش از آن اکبر هاشمیرفسنجانی رابطه ایران با عربستان سعودی به مراتب بهتر بود و از این رو فرهی معتقد است باید سایر فاکتورها در ارزیابی چنین روابطی در نظر گرفته شود: "نمیدانیم این تیرهشدن روابط تا چه میزان به سیاست خارجی تهاجمی احمدینژاد و یا تغییر ژئوپلتیک منطقه در پی حمله آمریکا به عراق مربوط میشود. اما میتوانیم به شکل منطقی نتیجهگیری کنیم که هر چقدر از میزان سیاست خارجی تهاجمی ایران و مداخله قدرتهای خارجی در منطقه کمتر شود، تنشها در کل منطقه هم به همان میزان کاهش خواهد یافت."
اما در شرایط کنونی منطقه، همه چیز علیه افرادی نظیر سامی الفرج است که به دنبال، به گفته خودش، "یک فرمول غیرمذهبی، غیرقومیتی، غیرنژادی و غیر ناسیونالیستی برای نزدیکسازی ایرانیان و اعراب هستند."
نیما تمدن، معاون سردبیر بخش ایران در"مؤسسه گزارشگری جنگ و صلح" است.
نظرتان را بنویسید