اين روزها ترکيه سخت تلاش میکند هم همسايه دست راستی خود را راضی نگهدارد و هم ايالاتمتحده را؛ و به همين سبب خود را به معنای واقعی کلمه، گرفتار در ميان شرق و غرب میيابد.
ترکيه گرچه با غرب ائتلافی گسترده دارد، در عين حال تلاش کرده است در قبال ايران جايگاهی متمايز و مستقل برای خود دستوپا کند. آنکارا اين تمايل خود را زمانی بروز داد که در اوايل ماه ژوئن به اتفاق برزيل (که همچون ترکيه از اعضای غيردائم شورای امنيت سازمان ملل است) به آخرين دور تحريمهای سازمان ملل عليه جمهوریاسلامیايران رای منفی داد.
سی ام ماه ژوييه، علی اکبر صالحی، رئيس سازمان انرژی اتمی ايران، اعلام کرد تهران خواهان دور تازه مذاکرات هستهای با گروه "پنج به علاوه يک" است که در ماه سپتامبر در ترکيه انجام خواهد شد.
اين گروه، متشکل است از پنج عضو دائم شورای امنيت به علاوه آلمان که تاکنون برای حل مناقشه موجود بر سر برنامه هستهای ايران با تهران چندين بار به پای ميز مذاکره رفته است.
به گفته صالحی، ايران می خواهد ترکيه و برزيل نيز در دور تازه گفتوگوها شرکت داشته باشند، اما سرگئی لاوروف، وزير امورخارجه روسيه که کشورش از اعضای دائم شورای امنيت است تصريح کرده که اين خواسته، عملی نخواهد شد.
در همين حال رای منفی ترکيه به دور تازه تحريمهای سازمان ملل باعث تنش در روابط اين کشور با واشينگتن شده است. البته بعدتر احمد داووداوغلو، وزير امورخارجه ترکيه، تاکيد کرد که "رای ما به آن معنا نيست که ايران را به آمريکا ترجيح میدهيم."
اما به گفته يک مقام آمريکايی که به شرط افشانشدن نامش سخن گفت، هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، اخيرا در گفتوگويی تلفنی از آقای داووداوغلو خواسته است که ترکيه در موضوع برنامه هستهای ايران دخالت نکند.
احمد داووداوغلو در نيمه ژوييه در پاسخ به پرسشی درباره مکالمه تلفنیاش با کلينتون گفت: "ايران همسايه ی ما در اين منطقه است، و ما صرفنظر از اين که چه کسی به ما چه می گويد در مسائل مربوط به اين منطقه دخيليم."
در همين حال نظر آنکارا نسبت به برنامه هستهای ايران تغيير کرده و زاويهای انتقادی به خود گرفته که تا همين اواخر وجود نداشت.
رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه، که پيشتر فعاليت های هستهای ايران را "صلح آميز" توصيف کرده بود در ۲۷ ژوييه گفت "ما قطعا خواهان تسليحات هستهای در منطقه خود نيستيم و اين را بارها به ايران متذکر شده ايم."
حال به رغم آن که دولت ترکيه رويکردی ظريفتر در قبال ايران اختيار کرده، رای منفی اين کشور در شورای امنيت سازمان ملل هنوز از خاطره ها محو نشده است.
در عين حال که برخی در ترکيه اين رای منفی را موفقيتی ديپلماتيک میشمارند، منتقدان آن معتقدند که اين رای سنجيده نبوده و میتواند به جايگاه آنکارا در جامعه جهانی لطمه بزند. اما حتی تندروترين منتقدان نيز نمی گويند که ترکيه بايد به تحريمها رای میداده است، بلکه میگويند که اين کشور نيز بايد مانند لبنان رای ممتنع میداد.
کمال قليچ داروغلو، رهبر حزب اپوزيسيون اصلی ترکيه، حزب جمهوريت، اخيرا در گفتوگو با روزنامهای در ترکيه گفت که حزب حاکم به جايگاه کشور لطمهای جبرانناپذير وارد کرده است.
به گفته او، "اين سياست ها باعث انزوای ترکيه شده و کشور را سخت زير سوال برده است." او همچنين افزود که رای منفی به تحريم ها "برای هيچ يک از اعضای گروه پنج به علاوه يک، از جمله روسيه رضايت بخش نبود."
با توجه به اين که ترکيه چندين دهه است که عضو سازمان ناتو بوده و مدت هاست که تلاش دارد به اتحاديه اروپا بپيوندد، برخی اين پرسش را پيش کشيده اند که آيا اين همه قمار بر سر ايران واقعا ارزشش را دارد، به ويژه آن که ايران به دغدغههای ترکيه توجه چندانی ندارد.
مراد بيلهان، معاون مرکز مطالعات استراتژيک ترکيه و آسيا، بر اين عقيده است که تهران میتوانست درباره موضوع قبرس (که هنوز از موانع اصلی بر سر راه عضويت ترکيه در اتحاديه اروپاست) از آنکارا حمايت کند و از سوی ديگر به بهبود روابط اين کشور با ارمنستان ياری رساند.
او می گويد: "ترکيه برای ايران ريسک کرد، اما من نديدهام که ايران برای ترکيه چنين کند."
با اين حال کمتر مفسری در ترکيه می توان يافت که معتقد به کنارکشيدن آنکارا از مسائلی به اهميت پرونده هستهای ايران باشد. اغلب مفسران بر اين عقيدهاند که به ويژه با توجه به کشمکشهای موجود در خاورميانه، ترکيه بايد با بازيگری به قدرت و اهميت ايران رابطه کاری خوبی داشته باشد.
سولی اوزل، استاد روابط بينالملل و علوم سياسی در دانشگاه بيلگی استانبول، میگويد: "هر اقدامی عليه ايران اثری عظيم بر ترکيه خواهد داشت، بنابراين آنکارا می خواهد اطمينان حاصل کند که در موضعی قرار بگيرد که بتواند بر روند رخدادها اثرگذار باشد."
صنعان اوغان، مدير مرکز روابط بينالملل و تحليل استراتژيک در ترکيه، با او همنظر است.
او می گويد: "اگر به گذشته نگاه کنيم، به روشنی می بينيم که هر بحرانی در اين منطقه بر ترکيه اثر عميق گذاشته است. اين نکته در مورد حمله عراق به کويت صادق بود و در مورد جنگ کنونی در عراق نيز صادق است."
اين تضادها و تنش ها همواره اثراتی نامطلوب بر ترکيه داشته است، از جمله سيل آوارگان، لطمات اقتصادی، و ظهور يک منطقه کردنشين مستقل در شمال عراق.
به رغم تحريم های سازمان ملل متحد، ايالات متحده و اتحاديه اروپا عليه ايران، رابطه با جمهوری اسلامی می تواند منافع و مزايای اقتصادی چشمگيری برای ترکيه داشته باشد و به همين دليل اوزل پيشبينی میکند که آنکارا در پيروی از تحريمها چندان وسواس به خرج نخواهد داد.
در اواخر ماه ژوييه، شرکت ملی گاز ايران و کمپانی «سوم پترول» ترکيه قراردادی به ارزش يک ميليارد و سيصد ميليون دلار برای ساخت خط لولهای امضا کردند که قرار است گاز طبيعی ايران را از راه ترکيه به اروپا برساند.
در واقع گاز ايران میتواند به رويای ديرينه ترکيه برای تبديل شدن به کريدور اصلی انرژی اروپا جامه عمل بپوشاند، رويايی که اتحاديه اروپا نيز از آن روگردان نبوده است.
اما انرژی تنها نقطه ی مشترک ميان ترکيه و ايران نيست. مساله کردستان نيز از مشترکات اين دو کشور به شمار میرود. جنبش چريکی "پ کا کا" که در خاک ترکيه دست به حملاتی میزند در کردستان ايران، جنبش معادلی دارد به نام "پژاک" که ايدئولوژیای مشابه "پ کا کا" دارد و گفته میشود که با اين جنبش همکاری میکند. اين هر دو گروه در مناطق مرزی و کوهستانی کردستان عراق قرارگاه دارند و گاهبهگاه هدف حمله نظاميان ايران و ترکيه قرار میگيرند.
در عرصه سياست داخلی ترکيه، مساله کردستان و راهحلهای ممکن برای آن از نگرانیهای اصلی حزب حاکم اين کشور محسوب میشود که مشتاق است پيش از انتخابات سال آينده در اين زمينه به پيشرفتهايی برسد.
آرزو جلالیفر از سازمان بين المللی تحقيقات استراتژيک که مقر آن در آنکاراست می گويد: "حل اين موضوع بدون همکاری ميان ايران و ترکيه و سوريه غيرممکن است و در سال های اخير همکاری در اين زمينه افزايش يافته است."
در اين ميان بسياری از تحليلگران غربی نگراناند که نظر مساعد آنکارا به تهران ريشه در تمايلات اسلامی حزب حاکم در ترکيه داشته باشد. اما، به عقيده ی اوزل، اين نگرانی بیمورد است چرا که بنا به استدلال او، تمايل ترکيه به برقراری روابط مساعد با همسايه ی خود، ايران، در کنار آرزوی رسيدن به نفوذ بيشتر در منطقه خاورميانه، پيش از به قدرت رسيدن اين حزب به وجود آمده است.
او می گويد: "وقتی اين حزب در سال ۲۰۰۲ به قدرت رسيد، ترکيه از پيش با ايران و سوريه و يونان رابطه خوبی داشت. اين حزب تنها روند حاضر را پيشتر بردهاست."
اوغان نيز تاکيد می کند که اسلام، پايه روابط ايران و ترکيه نيست.
او می گويد: "غرب غالبا مرتکب اين اشتباه میشود که رابطه ما را از نقطه نظر مذهب مشترک تفسير میکند. اما ايران و ترکيه پيرو شاخههای متفاوت اسلام يعنی شيعه و سنی هستند و اين تفاوت اندکی نيست."
دولت ترکيه همچنين به دليل رابطه حسنهاش با حکومت جنجالبرانگيز محمود احمدینژاد هدف انتقادهای بیشمار بوده است.
اما اوغان اين انتقادها را منصفانه نمی داند زيرا ترکيه همسايههای ديگری هم دارد که نظامی کمتر دموکراتيک دارند: "ترکيه از پنجره دموکراسی به همسايههای خود نمینگرد، اين رويکرد غربیهاست."
به هر حال اين دو کشور که در طول تاريخ ابرقدرت های منطقه خاورميانه بودهاند منافع مشترک فراوانی در اين منطقه دارند، مثلا به قول تحليلگران در اين که کدام گروهها بايد در عراق حاکم باشند. اگر روزی ايران به نظامی دموکراتيک تبديل شود آنگاه احتمالا رقابت پنهان بين دو کشور، علنی میشود.
اما، به عقيده ی اوزل، در حال حاضر و دستکم در آينده نزديک هر دولتی که در ترکيه بر سر کار بيايد احتمالا با تهران روابطی حسنه خواهد داشت.
او می گويد: "به گمان من با تغيير دولت در ترکيه سياست کشور در قبال ايران دچار تغيير ماهوی نخواهد شد. تنها شاهد اندکی تغيير در گفتار و عمل خواهيم بود."
آیلا البایراک یک روزنامهنگار مقیم استانبول است که برای مطبوعات مختلفی مینویسد.
نظرتان را بنویسید