آنژیک در محله نارمک تهران زندگی میکند؛ محلهای که خانه محمود احمدینژاد رییس جمهوری ایران هم در آن قرار دارد. خیابانی که آنژیک در آن ساکن است به یاد یکی از شهدای ارمنی جنگ هشت ساله ایران و عراق نامگذاری شده است.
۳۰۰ کشته، معلول و اسیر ارمنی بازمانده از جنگ، نشاندهنده حضور این قوم در نزاع بین دو همسایه مسلمان است. در سالهای جنگ، جمعیت ارمنیهای ایران حدود دویستهزار نفر برآورد میشد و شمار قربانیان آنها در این واقعه نشان میدهد که نسبت به جمعیت شهروندان مسلمان ایرانی، بیشتر قربانی دادهاند.
آنژیک، زن ارمنی که حالا شصت ساله است در سالهای اخیر سه پسرش را برای مهاجرت به خارج از ایران بدرقه کرده و دخترش هم قصد دارد بلافاصله بعد از ازدواج به ایالات متحده آمریکا برود. به گفته آنژیک چند سالی است که مهاجرت به آمریکا آسانتر شده است به خصوص با کمک سازمانی به نام "هایاس" که پیروان اقلیتهای مذهبی از ایران درخواست پناهندگی خود به آمریکا را برای آن میفرستند.
هایاس در واقع سازمانی یهودی با سابقهای بیش از یکصد سال است که هدفش ابتدا کمکرسانی به یهودیان گرفتار در مناطق جنگی یا تحت تبعیض بوده تا آنها را به کشوری امن مثل آمریکا یا اسراییل برساند. اما این سازمان در سالهای اخیر محدوده فعالیتش را گسترش داده و به پیروان دیگر اقلیتهای دینی در ایران نیز خدماتی ویژه برای مهاجرت به اروپا یا آمریكا ارائه میدهد.
پیروان اقلیت های دینی ساکن ایران ازجمله ارامنه در صورت تمایل به مهاجرت درخواست خود را از درون ایران با هایاس مطرح میکنند و برای پیگیری امور به سفارت اتریش در تهران میروند.
آنژیک درباره ساز و کار این سازمان می افزاید: "پس از پذیرش درخواست متقاضیان مبلغ سه هزار دلار برای هر نفراز اعضای خانواده پرداخت میشود و آنها به اتریش میروند تا پس از اقامتی کوتاه در آنجا کارهای قانونی شان انجام شود و به آمریکا بروند."
رسانههای تندرو، نظیر روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران در ایران هایاس را یک تشکیلات سیاسی وابسته به موساد معرفی میکنند که "سعی در شکار هموطنان" دارد، اما واقعیت این است که دولت کاری به مهاجرت اقلیتها به خارج از طریق این سازمان ندارد.
"هایاس" برای بسیاری از ارامنه به مثابه کشتی نجات مطمئنی است که آنها را به همکیشان خود به خصوص در ایالت کالیفرنیا میرساند. به قول وازگن، مکانیک ماشین در تهران که سه فرزند دارد: "مهاجرت به آمریکا الان فقط اراده رفتن میخواهد، وگرنه پولش که جور می شود!"
وازگن میگوید اقوامش در آمریکا به او گفتهاند که تا سن بچههایش پایین است مهاجرت کند "اما من میترسم کنترلی که در ایران بر روی بچههایم دارم، در آمریکا نداشته باشم."
وازگن یکی از ارامنهای است که در چشمانش میتوان تردید را دید؛ رفتن یا نرفتن.
او میگوید: "ما اینجا مدارس خاص ارامنه داریم، کلیسا داریم، باشگاه و انجمن و... گرچه در لسآنجلس هم مراکز خاص ارامنه هست، اما بستگان ما بچههایشان را برای فراگیری زبان ارمنی به آنجا نمیفرستند و میگویند این مراکز با خانهشان فاصله زیادی دارد."
مدارس ارمنی که وازگن بچههایش را به آنجا میفرستد در چند محله ارمنینشین تهران فعال هستند و دانشآموزان میتوانند تا پیش از دانشگاه به یکی از این مدارس در نزدیکی محل سکونتشان بروند.
در این مدارس زبان ارمنی و علوم دینی مسیحی به جای درسهای قرآن و تعلیمات دینی اسلامی آموزش داده میشود. آن دسته از دانشآموزان ارمنی هم که به مدارس مسلمانان میروند، باز از فراگیری دو درس قرآن و تعلیمات دینی اسلامی معافند و در عوض، روزهای جمعه (روز تعطیل در ایران) به یکی از مدارس ارامنه تهران میروند تا در کلاس زبان ارمنی و آموزش مسایل دینی خود حاضر شوند.
تاثیر مهاجرت ارمنیهای ایران را در کاهش شمار دانشآموزان مدارس ارامنه نیز میتوان دید. مدرسهای که تا شش یا هفت سال پیش حدود ۴۵۰ دانشآموز داشت امروز ۱۸۰ دانشآموز دارد.
انگیزه مهاجرت از ایران برای ارامنه مسایل دینی نیست زیرا آنها همانطور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده "در اجرای آداب و رسوم و مراسم مذهبی خود آزادند" و علاوه بر این، ارامنه گریگوری، که بخش اعظم ارامنه ایران را تشکیل می دهند، فعالیت تبلیغی-تبشیری برای انتشار آیین خود ندارند که موجب نارضایتی حاکمیت ایران شود.
اکثر ارامنه جهان به کلیسای گریگوری یا حواری تعلق دارند که کلیسایی قومی - ملی است و با تاریخ و رسوم ارمنیها پیوند دارد. ارامنه اولین قومی بودند که در سال ۳۰۱ پس از میلاد، مسیحیت را به عنوان دین رسمی پذیرفتند. کلیسای آنها بر پایه آموزههای دو تن از حواریون مسیح که به ارمنستان رفتند شکل گرفت تا آنکه سال ها بعد گریگور مقدس به ترویج این دین پرداخت و کلیسای ارامنه به "گریگوری" یا "حواری" مشهور شد.
البته در ایران ارمنیهای کاتولیک و پروتستان هم کلیساهایی خاص خود را دارند اما جمعیت شان اندک است. فقط گروه پروتستانهاست که فعالیت تبشیری و تبلیغی دارد که اتفاقا این کار هم بیشتر از سوی برخی مسلمانان تغییر دین داده به مسیحیت در این کلیساها انجام میشود. کاری که عصبانیت شدید روحانیون مسلمان و حکومت جمهوری اسلامی را به دنبال داشته است.
کاهش جمعیت ارامنه در دیگر نقاط ایران بیشتر از تهران حس میشود؛ از جمله در منطقه جلفای اصفهان یا تبریز و ارومیه که عمده شهرهای ارمنینشین ایران هستند و شهرهایی چون رشت، بندر انزلی و اراک که هنوز معدود خانوادههای ارمنی در آنها سکونت دارند.
آمار قابل اعتمادی از جمعیت کنونی ارامنه ایران به خصوص پس از موج مهاجرت آنها که طی چند سال اخیر شتاب گرفته در دسترس نیست. برخی تخمینها جمعیت آنها را تا ۸۰هزار نفر و حتی گاه هم تا ۴۰ هزار نفر برآورد کردهاند.
در سال های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و بعدتر در میانه جنگ هشت ساله ایران و عراق، دو موج مهاجرت ارمنیان روی داد. اما موج جدیدی که در سالهای اخیر شدت گرفته بیشتر خود را به رخ میکشد.
اغلب آنهایی که قصد رفتن می کنند، وخامت اوضاع اقتصادی در ایران را بهانه میکنند و برخی هم برای آنچه "نبود آیندهای روشن و باثبات" مینامند مهاجرت را به ماندن ترجیح میدهند.
اما برخی هم با این مهاجران مخالفند و تصورشان این است که در ایران بیشتر از جایی مثل آمریکا میتوان هویت قومی و زبانی خود را حفظ کرد.
تفاوت مذهبی ارامنه با اکثریت جامعه ایران عاملی است تا آنها بتوانند در جمعهای خود متمرکز شوند. ازدواج با یک مسلمان در این جامعه یک تابو است و مسلمانان به راحتی نمیتوانند به باشگاهها و انجمنهای ارمنی رفتوآمد کنند. این محدودیتهای نانوشته در عمل به حفظ هویتها کمک میکند.
به عقیده ارمنیهای محافظهکار، در جایی مثل آمریکا به سبب همترازی همه ادیان، ازدواج با غیرارامنه موضوعی عادی است و حاصل چنین کاری در دراز مدت "ناتوانی در حفظ هویت قومی" خواهد بود.
شکوه فرهنگی ارامنه را در محله جلفای اصفهان میتوان یافت. ارامنه گرچه از قرنها قبل در بخشهایی از ایران حضور داشتهاند اما در قرن ۱۷ میلادی به دستور شاه عباس صفوی در منطقه جلفای اصفهان اسکان داده شدند و از همان زمان دوران باروری آنها در زمینههای تجاری، صنعتی و فرهنگی آغاز شد.
ارامنه جلفا نقش مهمی در پیشبرد فرهنگ و آموزش در ایران داشتند. یکی از قدیمیترین مدارس مدرن که از الگوی آموزش اروپایی تبعیت میکرد حدود ۱۲۰ سال پیش در اصفهان توسط آنها راهاندازی شد. اولين چاپخانه در خاورميانه نیز در سال ۱۰۱۷ شمسی توسط ارامنه اصفهان تأسيس شد.
اما امروزه تعداد ساکنان مسلمان محله جلفا - که به یک محله تفریحی و لوکس اصفهان تبدیل شده - بیشتر از ارامنه شده است.
برخی از ساختمان های مشهور تهران نظیر میدان حسن آباد، وزارت خارجه، کاخ گلستان و کاخ مرمر از جمله یادگارهای معماران ارمنی است.
ارامنه در کارهای فنی و تعمیرات اتومبیل و همچنین بخشهای آزاد صنعتی و تجاری، نظیر تولید محصولات غذایی از قبیل سوسیس و کالباس شهرت فراوانی دارند.
بسیاری از ایرانیان هنگامی که میفهمند یک نجار، مکانيک، خياط و شيرينیپز ارمنی است مطمأن میشوند که او کاری تمیز و با کیفیت به آنها ارایه خواهد کرد.
در چشم اکثر جامعه ایران، اقلیت ارامنه از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار هستند. ژرژيك آبراهاميان، نماينده سابق ارامنه در مجلس اما نظر دیگری دارد: "از نظر مديريت اقتصادي، ارامنه مشخصات ويژه خود را دارند. اگر مبلغي پول به يك غيرارمني برسد، ممكن است آن را در جايي به اميد كسب سود سرمايهگذاري كند. ولي اگر همان پول را به يك ارمني بدهند، مي رود يك دست مبل و كُت وشلوار مي خرد. اين عادت ارامنه در حفظ ظاهر، گول زننده است و اين تصور را ايجاد مي كند كه آنها وضع اقتصادي خيلي خوبي دارند."
تا پیش از انقلاب اسلامی، کافهها و بارهای ارمنی محبوبیتی فراوان داشتند. هنرمندان مشهوری در حوزههایی نظیر رقص، سینما، تئاتر و مجسمهسازی از این جامعه برمیخواستند و برخی از سرآمدان موسیقی - نظیر ویگن خواننده فقید جاز ایرانی - ارمنی بودند. همه اینها هماکنون نه تنها برای ارمنیها که برای کل جامعه ایران به خاطره تبدیل شده است.
اما ارامنه هنوز یک شهرت غیررسمی را حفظ کردهاند و آن میفروشی است. در جامعه مسلمان ایران معیار پیدا کردن شراب، عرق و یا آبجوی دستساز خوب داشتن پسوند ارمنی آن است که خیلی اوقات هم واقعا توسط یک ارمنی ساخته نشده است.
بر خلاف تصورات شایع، مساله ارمنیان ایران تبعیضهای مذهبی چنانکه به خصوص در رسانههای غربی تبلیغ میشود نیست. درست است که ارامنه و دیگر اقلیتهای دینی نمیتوانند در بخشهای نظامی و پستهای حساس دولتی استخدام شوند اما هستند ارمنیانی که مسوولیتهای مهمی در برخی پستهای مدیریتی دولتی در پروژه های مهم عمرانی و یا کارخانجات بزرگ ماشینسازی و تولیدی دارند.
اگرچه با تلاش نمایندگان اقلیتهای مذهبی ایران در مجلس ششم و فتوای آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی دیه اقلیتهای مذهبی با مسلمان یکسان شد اما هنوز هم مشکلات قانونی دیگر برای آنها وجود دارد. از جمله اینکه اگر در خانوادهای غیر مسلمان، یکی از فرزندان به دین اسلام گروید تمام ارث پدری به این فرزند تعلق میگیرد و بقیه فرزندان از ارث محروم هستند. در دوره هفتم مجلس در سال ۱۳۸۴ طرحی با حمایت ۱۹۸ نماینده از جمله دو نماینده ارامنه ایران تهیه شد تا این قانون اصلاح شود اما با گذشت بیش از پنج سال هنوز این طرح در مجلس مسکوت مانده است.
اما این قبیل مشکلات در کنار وسوسه مهاجرت دغدغه عمومی برای ارامنه ایران ایجاد نمیکند. زندگی و کار آنها همچنان در جریان است. هنرمندانی از ارمنستان میآیند و برنامههای هنری برای همکیشان خود در تهران برگزار میکنند، کلیساها هفتهای سه روز مراسم مذهبی دارند، باشگاههای ورزشی همچنان شلوغ است و کتابهایی به زبان ارمنی همچنان منتشر میشود.
نسل جوان ارامنه کمتر چون پدرانشان به کارهای فنی و مشاغل مربوط به تعمیر خودروها مشغولند اما کمابیش در مشاغل صنعتی فعالند. مهاجرت تردید ایجاد میکند، اما توقف نه.
کارن استپانیان نام مستعار یک نویسنده ارمنی مقیم شهر اصفهان است.
نظرتان را بنویسید