۱۵ اسفند ۱۳۹۰

مردان واقعی به جنبش می‌پیوندند

مایکل کیمل

Ferdinand Kintana/ Isis International, Manila

فمینیسم مبارزۀ بیش از نیمی از جمعیت برای حقوق مساوی است. ولی فمینیسم همچنین، به معنای بازاندیشی در هویت‌ها، روابط و معنای زندگی ماست. فنینیسم ما مردان تنها دربارۀ "آن چه نمی‌توانیم انجام دهیم" نیست – مانند ارتکاب به خشونت، آزار یا تجاوز – یا "کارهایی که نباید انجام دهیم" – مانند واگذاری همۀ امور مربوط به نگهداری فرزندان و کارهای خانه به همسران‌مان. فمینیسم ما مردان، همچنین با "آن چه می‌توانیم انجام دهیم" کار دارد – مانند پدر، دوست و یا شریک بهتری بودن. رئیس کنونی ان. او. دبلیو.، پاتریشیا ایرلند، در سخنرانی کلیدی خود برای گردهمایی این سازمان اشاره کرد: "بیشتر مردان می‌دانند که به نفع همۀ ما، چه زن چه مرد، است که زنان حقوق مساوی داشته باشند." فمینیسم برای مردان نه تنها به معنای از دست دادن قدرت نیست، بلکه همچنین ما را قادر می‌سازد تا آن گونه زندگی کنیم که ادعای آن را داریم.

این به معنای ظهور شوالیه‌های مبحث جنسیت نیست که سربزنگاه به نجات دوشیزگان مصیبت‌زده بشتابند. می‌توان تصور کرد که چنین کسانی بگویند: "خانم‌ها سپاسگزاریم که توجه ما را به این تبعیض‌های جنسیتی جلب کردید"؛ یا: "از همین جا شروع می‌کنیم". این نیز حقیقت دارد که برخی از مردان بدون تلاش قابل ملاحظه‌ای خود را فمینیست معرفی می‌کنند، به ویژه اگر گمان کنند در گرفتن قرار دیداری با یک زن به آن‌ها کمک می‌کند (به قول یکی از دوستان، این کار را می‌توان یک "تبریک به خود" زودرس دانست که احساس زنان را موقتی تحت تأثیر قرار می‌دهد.)

تا حدودی همین امر نشان می‌دهد که چرا من آن‌ها را "مردان هوادار فمینیسم" می‌نامم و نه "مردان فمینیست". به نظر من فمینیسم به عنوان یک دیدگاه، دربردارندۀ مشاهدۀ تجربی دال بر برابری زنان و دربردارندۀ سمت‌گیری اخلاقی دال بر ضرورت برابری آنان نیزهست. البته، مردان می‌توانند این مشاهدۀ تجربی و سمتگیری اخلاقی را داشته باشند. از چنین منظری، مردان هواداری از فمینیسم را به‌عنوان یک ایده‌ال انجام می‌دهند. ولی فمینیسم به عنوان یک هویت، شامل احساس کردن تجربۀ نابرابری نیز هست. اما مردان فاقد چنین تجربه‌ای هستند زیرا تبعیض جنسی به مردان امتیازهایی داده‌است. به طور قطع، مردان می‌توانند تحت ستم نژادی، طبقاتی، ملیتی، جنسیتی، و تبعیض بر اساس توانایی جسمی‌شان باشند؛ ولی مردان به خاطر مرد بودن مورد ستم قرار نمی‌گیرند. از آن جا که تنها زنان ستم به خاطر جنسیت خود را تجربه می‌کنند، چگونگی همسان پنداری ما با آن‌ها بسیار حساس است. ما مردان می‌توانیم از فمینیسم حمایت کنیم و خود را ضد تبعیض جنسی یا "هوادار فمینیسم" بنامیم. خود من "هوادار فمینیسم" را برگزیده‌ام زیرا نگاه مثبت و پیش‌نگر را القا می‌کند.

به یک معنا، من مردان را لوازم یدکی فمینیسم می‌دانم. این موضع پرافتخار نشان می‌‌دهد که ما در این تحول اجتماعی نقشی ایفا می‌کنیم ولی نه مهم‌ترین نقش را. نقش کمکی مردان به فمینیسم آن است که برای مردان دیگر قابل فهم سازند که فمینیسم به معنای از دست رفتن قدرت آن‌ها نیست (که البته تا حالا در ذهن بسیاری از مردان چنین معنایی داشته) بلکه چالشی است با حق مسلمی که از همان ابتدا برای چنین قدرتی به خود داده‌ایم. هواداری فمینیسم یعنی حمایت از برابری زنان و زندگی از نظر اخلاقی منسجم‌تر و از نظر عاطفی شاداب‌تر برای مردان.

راه‌هایی که امروزه مردان هوادارفمینیسم در پیش گرفته‌اند، به تعداد خود این مردان است. ولی به نظرمی‌رسد که همۀ این مردان تجربه‌ای دارند که برای آن‌ها نابرابری جنسیتی را عینی‌تر ساخته‌است. برای برخی از مردان این هواداری به مادران آن‌ها برمی‌گردد (پرزیدنت کلینتون را به یاد بیاورید که شرح می‌داد چگونه وقتی سعی داشت پدرخوانده‌اش را از خشونت نسبت به مادر خود بازدارد، این حس مسئولیت را در خود گسترش داد. البته ایکاش آن حس مسئولیت راه را برای سیاستگذاری‌های بیشتر در حمایت از زنان می‌گشود). مکس سدلر، دانش آموز هفده ساله در دبیرستان ترینیتی نیویورک شاهد بود که مادرش، زنی شاغل و حرفه‌ای، درشغل رده بالای خود در یک شرکت بزرگ با موانع نادیدنی رو به رو شد و سرانجام ناچار به استعفا و رفتن به شرکت دیگری شد که در آن زنان می‌توانستند به رده‌های بالا برسند. مکس احساس ناراحتی خود را بروز می‌داد و از رفتار مردان همکار مادرش شرمنده بود.

شهزاد ندیم، دانشجوی نوزده ساله در دانشگاه مدیسون ویرجینیا تجربۀ خواهر بزرگ خود را این‌گونه به یاد می‌آورد: "به سختی ماجراهایی که او تعریف می‌کرد، باورم می‌شد ولی چیزی در عمق وجودم به من می‌گفت نه تنها این ماجراها حقیقت دارند بلکه بسیار رایجند. به این نتیجه رسیدم که ما مردان، یا فعالانه یا منفعلانه، در ستم به زنان سهیم هستیم و باید نقش فعالی در به چالش کشیدن مردان دیگر بازی کنیم.” شهزاد به مردان مخالف سنت نابرابری جنسیتی (موست) پیوست. این سازمان کارگاه‌هایی در زمینۀ خشونت و تعرض جنسی درخوابگاه‌های دانشگاه مدیسن برگزار می‌کند.

یا شاید مردان هوادار فمینیسم قبلا دوست دختری فمینیست و یا دوستان زنی داشته‌اند که توجه آن‌ها را به این مسائل جلب کرده‌ است. جیسون شولتز، یکی از بنیانگذاران "مک" در شهر دوک که برنامه‌های مردان برای مبارزه با نابرابری جنسیتی در دانشگاه‌ها برگزار می‌کند، می‌گوید: "من با دوستان مؤنثی بزرگ شده‌ام که به اندازه خود من بلندپرواز، باهوش، موفق و با اعتماد به نفس بودند. "او سپس می‌گوید: "وقتی به کالج می‌روم، همین زنان را می‌یابم که خود را فمینیست می‌نامند. وقتی می‌شنیدم که مردان، زنان را "جوجه‌های ابله" می‌نامند تردید نداشتم که اشکالی در میان است."

Copyright © Reprinted by Permission from Michael Kimmel, Real Men Join The Movement, “Women’s Voices, Feminist Visions: Classic and Contemporary Readings.” McGraw Hill, New York, NY, 2007 p 721-726