۱۸ بهمن ۱۳۹۰

در جست‌وجوی دانش بی‌طرف

یادداشت سردبیر

"نظریه پردازی فمینیسم هیچ‌گاه کاملا از کنشگری فمینیسم جدا نبوده است. در عین حال اگر جنبش زنان وجود نداشت نظریه‌پردازی فمینیسم محتوایی نداشت. جنبش زنان در اشکال مختلف آن همیشه درگیر نظریه پردازی بوده است. نظریه‌پردازی فعالیتی است که تنها به چهارچوب دانشگاهی محدود نمی‌شود. هر زمان که امکانی تصور شود، هر زمان خودکاوی جمعی اتفاق می‌افتد و یا بحثی پیرامون ارزش‌ها ، اولویت‌ها و زبان درمی‌گیرد، نظریه پردازی حضور دارد."
جودیت باتلر، بی عمل کردن جنسیت (Undoing Gender)

در ذهن بسیاری از آدم‌ها نابرابری جنسیتی ذاتی و طبیعی جلوه می‌کند. زن، زن به دنیا می‌آید و مرد، مرد. و این خود یکی از دلایل پیشرفت کُند جنبش حق‌طلبی زنان در سطوح و مکان‌های متفاوت است. این ذاتی و طبیعی پنداشتن جنسیت و در نتیجه ذاتی و طبیعی پنداشتن نابرابری جنسیتی خود محصول دانشی است که مردان دانشمند، نویسنده، مورخ و فیلسوف آن را تولید کرده‌اند. کنشگران زن در طول تاریخ جنبش‌های حق‌طلبانۀ خود رفته رفته متوجه شده‌اند که بدون نقد "دانش مردسالار" امکان مقابله با کلیشه‌ها و نابرابری‌های جنسیتی وجود ندارد.

اولین جرقه‌های مطالعات زنان در گردهم آیی‌ها و همنشینی‌های زنان فمینیست آمریکایی در اواخر دهۀ ۶۰ زده شد. هدف این زنان کنشگر که اغلب در سطوح مختلف در رشته‌های دانشگاهی به تحصیل مشغول بودند این بود که نظریه پردازی و تولید دانش را با کنشگری پیوند زنند تا بتواند هر چه بهتر و بیشتر با انواع نابرابری (جنسیتی، نژادی، طبقه ای و قومی) مبارزه کنند.

شناخت رابطۀ تنگاتنگ دانش و قدرت یکی از تزهای فراگیر و کلیدی مطالعات زنان است. کلیشه‌ها و نابرابری‌های جنسیتی خود به خود به وجود نمی‌آیند بلکه در یک روند تاریخی شکل می‌گیرند و تثبیت می‌شوند.

برای نمونه هنگامی که ارسطو فیلسوف نام آور یونانی زنان را "ناقص" می‌نامد و در کنار بردگان و کودکان قرار می‌دهد و در نتیجه حقوق آنان را به رسمیت نمی‌شناسد، او تنها نظری شخصی را ابراز نمی‌کند بلکه با اتکا به مسند علمی - فلسفی خود نابرابری جنسیتی را به صورت "دانش" در اختیار نخبگان جامعۀ خود و جوامع پس از خود قرار می‌دهد تا در طول قرن‌ها بازتولید شود.

شمارۀ نخست زن‌نگار پیرامون "جنسیت، علم و تکنولوژی" سنگ بنای بررسی رابطۀ دانش و قدرت است. از آنجا که مفهوم جنس جنسیت در درجۀ اول از دیدگاه زیست‌شناسی تعریف می‌شود، یعنی اینکه باور عمومی بر این است که آدم‌ها زن یا مرد به دنیا می‌آیند، زن‌نگار می کوشد نه تنها نقد این دیدگاه را بلکه نقد عینیت (بی طرفی علمی) را که پژوهشگران مطاالعات زنان سال‌ها به آن پرداخته‌اند در اختیار عموم، به خصوص پژوهشگران و کنشگران فارسی‌زبان، قرار دهد.

ده مقالۀ این مجموعه هر کدام به نوبۀ خود پیش‌فرض‌های ما را از جنسیت و نیز دربارۀ علم، دانش، شناخت به چالش می‌گیرد. مقالۀ جودیت لوربر دربارۀ "ساختار اجتماعی جنسیت" شروع خوبی نه تنها برای این شماره بلکه برای رشتۀ مطالعات زنان است. خواندن آن را به عنوان سرآغاز بحث جنسیت به تمام خوانندگان زن‌نگار توصیه می‌کنم. برای علاقه‌مندان به تاریخ علم "ویژگی‌های جنسی و بدن" نوشتۀ نلی آدرشورن و "جادو و علم" نوشتۀ لیندا گوردون به شرح و بررسی روند تاریخی جنیست درنوشته‌های علمی و پیدایش مفهوم علم می‌پردازد. "تخمک و اسپرم" نوشتۀ امیلی مارتین نقش زبان و استعاره‌ها را درمتون علمی مربوط به تولید مثل بررسی می‌کند. مقالۀ "دوجنس کافی نیست" اثر آن فاستو استرلینگ این ادعا را که فقط دو جنس (زن و مرد) وجود دارد به چالش می‌گیرد. نوشتۀ دیگر استرلینگ "ارتباط بیولوژیک" به بررسی تأثیر مفروضات جنسیتی بر روی تولید علم و نقش باورها و احساسات پژوهشگر می‌پردازد.

علم یا شناخت‌های محدود اثر نظریه‌پرداز و نویسندۀ نام‌آور فمینیست دانا هاراوی نوشتۀ فلسفی و پیچیده‌ای است در نقد عینیت در علم. خواندن آن را به پژوهشگران آشنا با نظریه‌های پسامدرنیست و ساختارشکنی توصیه می‌کنم با اشاره به این نکته که تنها بخش‌های کوتاهی از این مقالۀ مهم در اینجا ترجمه شده و در نتیجه نمی‌توان و نباید انتظار داشت که این گزیده تمام ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های بحث هاراوی را در این مقالۀ خاص دربر داشته باشد. این نکته دربارۀ تمام مقالات این مجموعه نیز به گونه‌ای صدق می‌کند. به جز مقاله‌های پژوهشی دانشگاه استنفورد، بقیۀ نوشته‌ها گزیدۀ مقاله یا فصلی از کتاب هستند. چاپ کامل نوشته‌‌ها از نظر حق انتشار، وقت، هزینه وملاحظات دیگر امکان‌پذیر نیود. خوانندگان فارسی‌زبان می‌توانند با مراجعه به منبع اصلی نوشتۀ کامل را به زبان مبدأ پیدا کنند.

سه مقاله برگرفته شده از سایت پژوهشی نوآوری‌های جنسیتی (Gendered Innovations) در دانشگَاه استنفورد آخرین و جدیدترین تحقیقات جنسیت در زمینه‌های زیست‌شناسی /پزشکی و مهندسی هستند که در اینجا در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرند. لطفاٌ این مقاله‌ها را در اختیار دوستان پژوهشگر خود که الزاماٌ دسترسی به مطالعات جنسیتی ندارند قرار دهید.

در کنار این مجموعه مقالات، چهار پادکست، چهار زن تاریخ ساز را در زمینۀ علم معرفی می‌کند. اینکه زنان تاریخ ساز علم کجا هستند وچرا نام آنان و سهمی که در تولید علم داشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند نادیده گرفته شده است، بخشی از تلاش مطالعات زنان در زمینۀ پیوند کنشگری و نظریه‌پردازی و توجه به نابرابری جنسیتی در علم و تکنولوژی است.

شمارۀ نخست زن‌نگار پیش روی شماست. تداوم این نشریه به استقبال خوانندگان فارسی زبان، به ویژه پژوهشگران و کنشگران مطالعات زنان بستگی دارد.

دیدگاه‌های شما رهنمون ما در برداشتن گام‌های بعدی خواهد بود.

صفورا نوربخش

Editor's Note