۱۰ اسفند ۱۳۹۱

انتفاضه زنانه

سارا عباس

مترجم: هستی شمیرانی

یلدا یونس، دیاله حیدر، فرح برقاوی، و سالی زهنی چهار دوستند که از نظر مکان‌های جغرافیایی جدا، اما از نظر هدف و رسالت متحد و هم‌‌پیمانند. یلدا، ۳۴ ساله، رقصنده و یکی از بنیان‌گذاران رژه فخر لاییک‌ها1 در لبنان است که در پاریس زندگی می‌کند. دیاله، ۲۸ ساله، هم‌وطن لبنانی او، تحصیلات پزشکی دارد، اما علاقه‌مند به فعالیت و کنش‌گری سیاسی است. او در بیروت زندگی می‌کند. فرح، ۲۷ ساله، که یک مددکار فلسطینی با علاقه فراوان به نوشتن و تئاتر است که او هم ساکن بیروت است. سالی، ۲۷ ساله، کارمند سازمان ملل متحد است و فعال حقوق زنان که از داستان‌‌گویی برای به چالش کشیدن آرا و عقاید مردسالارانه در مورد زنان بهره می‌گیرد. او در زادگاهش قاهره زندگی می‌کند.

این زنان جوان نیز همچون بسیاری دیگر مسحور و مجذوب قیام‌هایی شدند که سال گذشته خاورمیانه و شمال آفریقا را درنوردید. برای فمینیست‌های عرب لحظه جانکاهی بود. تنها تعداد اندکی خارج از جهان عرب اطلاع دارند که رادیکالیسم در میان زنان این منطقه ریشه‌هایی عمیق و دیرینه به قدمتی بیش از یک قرن دارد. همزمان با رخ دادن این قیام‌ها در سراسر منطقه، این میراث زنان نیز در برابر دیدگان همگان قرار گرفت. در طول این قیام، زنان نه تنها در مقابل دیکتاتوری‌های ظالم و خشن، بلکه در برابر هنجارهایی فرهنگی قد علم کردند که بارها و بارها مشوق و در بعضی موارد مجری امر حذف زنان از عرصه عمومی بوده‌اند.

با این حال هنوز شادی و وجد ناشی از سقوط حسنی مبارک فرو ننشسته بود که گزارش‌هایی آزار‌دهنده از راه رسید. در مصر، زنانی که برای برگزاری اولین یادمان روز جهانی زن پس از انقلاب در میدان تحریر قاهره گرد هم آمده بودند، طبق گزارش هانیه شلقامی، مورد «حمله، آزار و اذیت، و تمسخر قرار گرفتند، مردان بر سرشان فریاد زدند و در نهایت هم به دنبال‌شان افتادند تا از میدان بروند».2 در ماه‌های بعد، معترضان زن دستگیر شدند، مجبور به دادن آزمایش باکرگی شدند، و در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند. در تونس، آینده قوانین مربوط به حقوق زنان کشور که به مترقی بودن شهرت دارند ناگهان در پرده‌ای از ابهام قرار گرفته است.3 همان گونه که دنیز کاندیوتی در ماه ژوئن نوشت،4 برای پرسش‌های مربوط به آینده عدالت جنسیتی به دنبال قیام‌های بهار عربی فقط «پاسخ‌هایی به‌شدت نگران‌‌کننده قابل تصور است».

به دنبال این‌ها بود که یلدا یونس در پاریس به این نتیجه رسید که دیگر بس است. او با آگاهی از این که رسانه‌های اجتماعی نقش تعیین‌‌کننده‌ای در بسیج مردم برای قیام داشته‌اند، تصمیم گرفت که از همین رسانه‌ها برای حمایت از مبارزه زنان عرب در راه دستیابی به حقوق برابر بهره بگیرد. هدف از راه‌‌اندازی صفحه فیس‌بوک تنها افزایش آگاهی مردم نبود، بلکه همچنین خلق فضایی بود برای اتحاد و یکپارچگی کنش‌گران زن در سراسر منطقه، زنانی که شاید خود را در تلاش‌های فردی‌شان تنها و منزوی احساس می‌کردند. او در اکتبر سال ۲۰۱۱ صفحه «قیام زنان در جهان عرب» را در وب‌سایت فیس‌بوک راه‌‌اندازی کرد، و یک سال بعد یعنی در اکتبر ۲۰۱۲ یلدا و همکارانش، فرح، دیاله و سالی، کمپینی را به مناسبت سالگرد یک‌‌سالگی این صفحه و جلب توجه مردم به مسائل اصلی مطرح در آن به راه انداختند.

شرکت در کمپین آسان بود: عکسی از خودتان را با متنی در صفحه بگذارید که با این عبارت شروع می‌شود: «من همراه قیام زنان در جهان عرب هستم، چون...»، و بعد جای خالی را پر کنید. سیل عکس‌ها آغاز شد و تعدادشان آن قدر زیاد بود که وب‌سایت‌شان خیلی زود اشباع شد. تعداد اعضای صفحه هم به‌‌سرعت افزایش یافت، از حدود ۲۰ هزار نفر در آغاز کمپین تا امروز که نزدیک به ۸۰ هزار نفر است. زن و مرد، پیر و جوان، از مراکش تا سوریه و تمام کشورهای میان این دو نقطه عکس خود را با پلاکاردی در دست، در صفحه گذاشتند. بعضی‌ها چهره خود را با پلاکارد پوشاندند، و بعضی دیگر خود را با غرور نشان دادند. عده‌ای نیز تنها چشمان‌شان را نشان دادند.

علی‌رغم واکنش‌های مثبت، این کمپین با مخالفت‌ها و جنجال‌هایی نیز روبه‌رو شد که بیشتر مربوط به زن جوانی به نام دانا بکدونیس بود. دانا که زمانی محجبه بود تصویری از خود را همراه با این نوشته در صفحه گذاشت که «من همراه قیام زنان در جهان عرب هستم، چون ۲۰ سال اجازه نداشتم که باد را در میان موها و بر بدنم احساس کنم».5 عکس او باعث عکس‌العمل‌های شدید و همچنین صدها نظر شد که بعضی از آن‌ها در حمایت از او بود و تعدادی توام با خشم و ناراحتی. مدت کوتاهی پس از مصاحبه من با سازمان‌دهندگان کمپین، فیس‌بوک عکس را به دلیل دریافت تعدادی شکایت از «اهانت‌‌آمیز» بودن آن حذف کرد.6

سازمان‌دهندگان کمپین در مقابل با آن چه سانسور می‌دانند به مقابله برخاسته7 و آن را ادامه داده‌اند. از آن زمان تاکنون، آن‌ها با ابزار‌های ارتباطی متنوعی هم دست به تجربه‌هایی زده‌اند که از آن جمله است دیوارنگاری‌های خیابانی و راه‌‌اندازی کمپینی با عنوان «داستانت را بگو»8 همزمان با روز جهانی حذف خشونت علیه زنان در ۲۵ نوامبر. من با چهار سازمان‌دهنده این کمپین در مورد راه‌اندازی جنبش در جهان عرب، موانع موجود بر سر راه حقوق زنان در منطقه، و دلیل نظر مثبت آن‌ها درباره نقش بزرگ رسانه‌های اجتماعی در ایجاد تحول و تغییر در جامعه اعراب صحبت کردم.

چه طور شد که با یکدیگر ملاقات کردید و تصمیم به همکاری گرفتید؟

یلدا: ما از طریق فیس‌بوک همدیگر را پیدا کردیم. من تعداد زیادی از دوستانم را به عنوان مسئول به صفحه دعوت کردم و آن‌ها هم تصادفاً دیاله را پیشنهاد کردند.

فرح: دیاله و یلدا تا فوریه ۲۰۱۲ تنها کار می‌کردند. بعد دیاله با من در این مورد صحبت کرد و کمی بعدتر من سالی را آوردم. من و سالی با هم در دانشگاه قاهره درس خوانده‌ایم.

صفحه بیشتر از یک سال بود که درست شده بود، اما یکهو در ماه اکتبر «منفجر» شد. چرا؟

فرح: فوریه ۲۰۱۲ ما حدود سه هزار عضو داشتیم که اول اکتبر شد حدود ۲۰ هزار نفر. اولین دلیل این اتفاق تنوع است. گروه که بزرگ‌تر شد، درک بهتری از حوادثی که در جهان عرب در حال وقوع بود به دست آمد. هر یک از ما نقطه‌نظر و علائق خود را به صفحه آورد و این باعث شد که صفحه برای مردم جالب‌تر شود. دلیل دوم مواردی بود که بعد از انقلاب به‌خصوص در تونس و مصر اتفاق افتاد... ما متوجه شدیم که حتا مردهای انقلابی که شاهد مبارزه زنان در کنار خود بودند، بعد از این که به موفقیت (یا شبه‌‌موفقیت) رسیدند سعی کردند زنان را به حاشیه برانند. گفتند: «ممنون. حالا می‌تونین به زندگی «عادی»تون برگردین. ما از این‌جا به بعد رو به عهده می‌گیریم. خونه بمونین و بعد از ۸ شب هم به خیابون نیاین.» بعد دادگاه سمیرا ابراهیم9 در مقابل افسران ارتش شروع شد. این از آن خبرهایی بود که همه زنان عرب را خشمگین کرد… باعث شد که صفحه بزرگ شود، چرا که ما این موضوع را واضح بیان کردیم که نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم که فراموش کنیم.

دیاله: بخشی از موفقیت صفحه هم به این دلیل بود که ما جرأت کردیم به آن موضوعات مناقشه‌‌برانگیزی مربوط به جایگاه زنان بپردازیم که در منطقه تابو به حساب می‌آمد. ما همه آموزه‌های مذهبی و اجتماعی را که انگار بر سنگ نوشته شده و غیرقابل تغییر بودند را مورد پرسش قرار دادیم. این باعث افزایش حامیان‌مان شد، چون مردم واقعا از ته دل خواستار بحث آزادانه در مورد مباحث ممنوعه‌اند.

یلدا: مهم‌ترین منبع الهام صفحه، زنان بهار عربی بودند، افرادی همچون سمیرا ابراهیم9، فوزه سلیمان10، توکل کرمان11، منال الشریف12، و زینب الخواجه13. ما همچنین این کار را برای دختر مراکشی امینه الفلالی14 کردیم که پس از این که مجبور به ازدواج با مردی شد که به او تجاوز کرده بود خودکشی کرد. می‌خواستیم به این زنان ادای احترام کنیم و جایگاهی را به آن‌ها بدهیم که لیاقتش را دارند، به این دلیل که در انقلاب به اندازه کافی مورد احترام قرار نگرفتند. اما در عین حال می‌خواستیم نشان بدهیم که می‌توانند برای ما الهام‌‌بخش باشند.

چرا تصمیم گرفتید به جای ان‌جی‌او یا استفاده از مکانیسم‌های دیگر یک شبکه در رسانه‌های اجتماعی راه بیندازید؟

یلدا: ایده اولیه از همبستگی و یکپارچگی بی‌‌سابقه‌ای آمد که بهار عربی در میان شهروندان عرب ایجاد کرده بود... آن چه من به آن علاقه‌مندم ارتباط برقرار کردن با مردم است و آن چه این رسانه‌های اجتماعی جدید در اختیار ما می‌گذارند. من متأسفانه اعتقاد زیادی به ان‌جی‌اوها یا سازمان‌های سیاسی ندارم. من به این علاقه‌مندم که چه طور می‌شود چیزی را با آدمی که نمی‌شناسی و بدون پول خلق کرد. درست مثل رژه فخر لاییک‌ها در لبنان15 که ما سه سال پشت سر هم و بدون پول برگزارش کردیم، حتا با وجود افرادی که پیشنهاد سرمایه‌گذاری را برایش دادند. پول نداشتن منجر به تعهد و مشارکت واقعی می‌‌شود... آن چه در درازمدت برای جهان عرب و در کل جهان لازم است کنش‌گری و فعالیت بیشتر است، اما بیشتر کنش‌گری «شخصیت»ها. آدم می‌تواند جزئی از یک گروه سیاسی یا ان‌جی‌او باشد، اما غیرفعال و منفعل بماند. جالب‌تر این است که در مقابل چیزی نگیری و کار را از روی احساس وظیفه بکنی. رسانه‌های اجتماعی این فرصت را به ما می‌دهند، برقراری ارتباط بر سر موضوعی که نظری مشترک درباره‌اش داریم، اما بدون خودخواهی و خودپرستی، چون این رسانه در مقایسه با جریان اصلی سیاست گمنام است.

آیا با مونا الطحاوی موافقید که می‌گوید «آن‌ها از ما متنفرند»؟
16

فرح: نه، من موافق نیستم. من فکر نمی‌کنم که مردها فی‌نفسه از ما متنفر باشند. فکر می‌کنم که فقط ما را درک نمی‌کنند یا در طول تاریخ اجازه نداشته‌اند که ما را بفهمند. شاید این مربوط به نظام آموزشی در جهان عرب باشد، به ما یاد داده شده که همه چیز را حفظ کنیم. و آن چه تو از مشاهده دیگران در زندگی روزمره به خاطر می‌سپاری، همان کار را می‌کنی و همان را نسخه‌‌برداری می‌کنی تا وقتی که دخترها و پسرهایت دوباره همآن‌ کارها را تکرار می‌کنند.

دیاله: من اول از همه باید احترام و قدردانی خودم را نسبت به رویکرد مونا الطحاوی و نوع کنش‌گری او ابراز کنم، هرچند با همه حرف‌های او در مقاله‌اش موافق نیستم. این درست است که بسیاری از مردان از زنان متنفرند، اما زن‌‌ستیزی پدیده گسترده‌ای است که به جوامع عرب محدود نمی‌‌شود. زن‌ستیزی تنها محدود به یک فرهنگ یا مذهب نیست، بلکه پیچیده‌تر از این است، چرا که تحقیر و کوچک شمردن زنان امری چندلایه است. اما ما زن‌ها باید بپذیریم که نفرت از زنان که همراه با احساس شرم و بی‌آبرویی نسبت به آن‌هاست در جوامع ما بسیار گسترده است. برای مثال، یکی از زنان یمنی که در کمپین ما مشارکت داشت از اسم کامل خود استفاده کرد،17 تنها به عنوان نوعی اعتراض و شورش، در برابر برادرش که از صدا کردن نام او و مادرش پیش مردم خجالت می‌کشد. وقتی ما به زن به عنوان «حرمت» نگاه می‌کنیم یعنی چیزی که نباید دیده شود، این به این معناست که او را تبدیل به شی‌ء می‌کنیم و در نتیجه از خصوصیات انسانی‌اش خالی می‌کنیم. این نقطه آغاز همه آن نفرت‌هاست.

یلدا: «ما» و «آن‌ها»یی وجود ندارد. کمپین ما ثابت کرد که مردان زیادی با ما متحد هستند و این که زنانی هم هستند که مردسالارند.

چرا کلمه انتفاضه را به جای انقلاب انتخاب کردید؟

یلدا: دلیل این که من از انتفاضه استفاده کردم این بود که این کلمه اشاره‌ای هم به «عاصی» شدن و بیزاری دارد. ظرف در حال جوشی که دارد سرریز می‌کند. کلمه انقلاب این سؤال را به همراه خود دارد که انقلاب در برابر که؟ پدران‌مان؟ دلیل دیگر برای استفاده از انتفاضه این است که بیشتر سیاسی است. معمولاً، وقتی در مورد حقوق زنان سؤال می‌کنیم، بهانه‌ای که می‌شنویم این است که اولویت با چیز‌های دیگر است. الان وقت صحبت از این چیزها نیست؛ اول ما باید کشور را آزاد کنیم یا بسازیم یا هر چیز دیگر. آزادی‌های شخصی را می‌گذارند به کنار. به همین دلیل فکر کردم که جالب می‌شود اگر این کلمه را دوباره زنده کنیم و آن را انسانی‌تر کنیم. پلاکارد زنی که از فلسطین با ما تماس گرفت هم همین را می‌گفت. او نوشته بود که من همراه قیام زنان هستم، چون کشورم تحت اشغال است، ولی تمام هم و غم بعضی از مردها وقتی من در خیابان از کنارشان رد می‌شوم این است که برایم سوت بزنند.

تعداد چشمگیری هم از مردها به کمپین شما پیوسته‌اند، مردانی از عربستان سعودی و دیگر کشورهایی که بنا بر کلیشه‌‌‌های موجود انتظار نداریم حامی حقوق زنان باشند.

سالی: تجربه شخصی من از انقلاب این بود که مدت زمانی طولانی مردان جامعه ما قدرت زنان را دست کم می‌گرفتند و آن‌ها را موجوداتی می‌دیدند که باید حمایت شوند و پشت درهای بسته حفظ شوند… مسئله حمایت و اتحاد این مردان واقعا نیروبخش است. فقط یکی دو تا دوستی که می‌شناسیم یا شبکه ارتباطی که شخصاً داریم نیست. همان طور که گفتید، مردانی هستند از عربستان سعودی، جایی که ما اصلاً انتظار حمایت از خود را نداشتیم. هدف صفحه ما فقط این نبود که زنان را خطاب قرار داده و بگوییم که زن‌ها قربانی هستند، بلکه باید به عنوان زن و مرد یکدیگر را به چالش بکشیم و به کنار زدن موانعی که جوامع‌مان برای ما گذاشته‌اند ادامه دهیم.

پیشگامان کنش‌گری در عرصه رسانه‌های اجتماعی در جهان عرب همچون «کلنا خالد سعید»18 (ما همه خالد سعیدیم)، همیشه ارتباط پویایی با خیابان داشته‌اند. در واقع هر دو یکدیگر را تغذیه کرده‌اند. آیا این امکان را می‌بینید که با وب‌سایت خود از فضای مجازی به خیابان‌ها بروید؟ اصلاً این هدف شما هست؟

سالی: این کمپین فقط آن‌لاین نیست. در به چالش کشیدن کلیشه‌ها و پیش‌‌فرض‌ها بسیار قوی عمل کرده است. جالب است که زن محجبه‌ای که عکس خودش را در صفحه می‌گذارد باعث واکنش‌های زیاد از مردمی می‌شود که نسبت به او پیش‌‌داوری دارند و نظر می‌دهند که «نمی‌تونی بفهمی از عکست که آزاد نیستی؟ لباست این را ثابت ‌می‌کند.» زن هم در دفاع از خودش پاسخ می‌دهد و غیره. این گفت‌وگویی سازنده است.

یلدا: افراطی‌ها برای تبلیغ مذهب زیاد به این صفحه سر می‌زنند یا می‌گویند که «مواظب باشید، این صفحه غربی است»، فقط به این بهانه که مثلا یک زن لاک زده است یا دلایل مسخره دیگر. جالب این‌جاست که این صفحه به مردم این امکان را می‌دهد تا با هم حرف بزنند و نقطه‌‌نظرهای متفاوت و متضاد با یکدیگر را مطرح کنند، مردمی که امکان نداشت این بحث را در خیابان داشته باشند، چون همدیگر را یا نمی‌توانستند پیدا کنند یا چون جرأت نمی‌کردند، چون برای زنان احتمال این خطر هم هست که مورد حمله فیزیکی قرار بگیرند. این‌جا جایی امن و سکولار است برای همین نوع گفت‌وگو‌ها، گفت‌وگوهایی طولانی. این فقط یک چیز مجازی نیست. برقرار کردن دیالوگ می‌تواند خیلی سخت باشد و در عین حال خیلی هم مورد نیاز است.

شما از مردم خواسته‌اید که چهره‌‌شان را در عکس‌های ارسالی نشان دهند. چرا؟

دیاله: سعی ما فقط این است که پا را از محدوده‌ها و مرزها فراتر بگذاریم. می‌دانیم که این موضوع حساسی است که در بعضی کشورها می‌تواند برای افراد خطر جانی داشته باشد. اما تغییر با خطر همراه است. اگر می‌خواهیم دست به قیام بزنیم، اول باید شجاعتش را داشته باشیم که هویت‌مان را آشکار کنیم. از همین جا همه چیز شروع می‌شود، پس از این که مانع ترس کنار رفت...

خیلی‌ها نگران حقوق زنان در دوره انتقالی پس از قیام‌ها هستند، به‌ویژه در مورد مصر.

سالی: خشونت حکومتی علیه زنان انقلابی در دهه ۱۹۶۰ شروع شد، اما توجه زیادی را به خود جلب نکرد... بعد از این که شورای عالی نیروهای مسلح مصر قدرت را در ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ در اختیار گرفت، این سیاست به عنوان تاکتیک و شیوه مقابله روشن شد. ارتشی‌ها به زن‌ها می‌گفتند: شما هرزه‌اید، فاحشه‌اید، و ما با شما این کار و آن کار را می‌کنیم، چون بی‌‌آبرویید. (نمی‌دانم این را به آن‌ها یاد داده بودند یا واقعاً به آن اعتقاد داشتند.) در مورد آزمایش باکرگی19، بیشتر دخترهایی که در ۹ مارس ۲۰۱۱ مجبور به دادن آزمایش شدند از خارج از قاهره بودند. آن‌ها خانواده محافظه‌‌کار و بسته‌ای داشتند... در نتیجه زمانی که به زندان افتادند یا آزمایش باکرگی دادند، یا نمی‌توانستند به خانواده‌هاشان بگویند، چون حمایتی دریافت نمی‌کردند یا مثل سمیرا ابراهیم حرف زدند، اما در مقابل با مردمی مواجه می‌شدند که آن‌ها را به بی‌ناموسی و دروغ‌گویی متهم می‌کردند. هیچ ‌کس در رسانه‌ها نمی‌خواست از مورد سمیرا صحبت کند؛ من به‌‌شخصه با همه کسانی که می‌شناختم تماس گرفتم و آن‌ها به من گفتند که این خط قرمز است. این نشان‌‌دهنده سلطه ذهنیتی است که از ناموس زنان استفاده می‌کند و زنان را با شرم مجبور به سکوت می‌کند... پس از این که اخوان‌‌المسلمین قدرت را به دست گرفت، بازی استفاده از نظریه ارزش‌ها و مذهب شروع شد، که مثلا زن‌ها نباید در بعضی جاها باشند. سلفی‌گرایی فراگیر و گسترده است و جریان اسلامی در کل بسیار قدرتمند. رسانه‌ها هم همه متمرکز است. الان می‌بینیم که این مباحث در فرآیند نوشتن قانون اساسی هم مطرح می‌شود... در نسخه پیش‌نویسی که تا الان دیده‌ایم ماده ۳۶ می‌گوید20 که در مورد حقوق زنان تکیه و تأکید بر شریعت اسلامی خواهد بود. کدام تفسیر از شریعت، معلوم نیست. این تنها ماده قانونی در کل قانون اساسی است که در آن از اصول شریعت اسلامی نام برده شده است. کل کمیته قانون اساسی که اکثرشان از اخوان‌‌المسلمین هستند از این ماده قانون حمایت کرده‌‌اند، جز ده نفر. کمیته گفته است که در مورد هر بخشی از قانون اساسی حاضر به مذاکره است، الا این ماده.

Abbas, Sara. “The Revolution is Female: The Uprising of Women in the Arab World” Opendemocracy.net, 2 December 2012. Web.
Sara Abbas is a Sudanese-born freelance journalist and researcher. Her research focuses on women's pathwas into politics in her region. In her article, she gives a brief premise to the organization of four different women, from different Arab countries that decided to utilize the internet as a form of protest and representation of women that have experienced the Arab Spring. All of the women organizers explain to author Sara Abbas that their involvement in creating an online platform for Arab women stemmed from their own personal impact felt from the various feminist narratives of the Arab Spring.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید