۱۰ اسفند ۱۳۹۱

ما زن‌ نیستیم، ما مصری هستیم

نادیا طاهر

lobna/flicker.com این نقاشی دیواری مادر احمد سرور است. عکس در روز تظاهرات زنان علیه خشونت گرفته شده است.

مترجم: نسیم گل‌کو

«ما زن نیستیم، مصری هستیم.» این گفته زن جوانی در میدان تحریر قاهره است که در اولین سالگرد انقلاب مصر در روز ۲۵ ژانویه ۲۰۱۲ خطاب به من و در پاسخ به پرسشی درباره گروه زنانی که با آن‌ها بود گفت.

یک سال بعد،‌ مردم مصرانه می‌پرسند که «آیا چیزی عوض شده است؟» ۱۸ روز اول انقلاب که با برکناری حسنی مبارک به پایان رسید و حوادث پس از آن در توده مردم مصر تغییراتی پدید آورده است که هیچ حرکت ضدانقلابی نمی‌تواند آن‌‌ها را از بین ببرد. میلیون‌ها زن و مرد مصری خود و مطالبات‌شان برای آینده مصر را تعریف و بازتعریف کرده‌اند.

در طول این مدت، هویت زنان‌ ـ به عنوان مصری، زن و شهروند‌ـ در زمان‌ها و مکان‌های خاص،‌ به صورت واقعی یا نمادین، خود را به رخ کشیده و دینامیک‌،‌ نتایج و عکس‌العمل‌های متفاوت پدید آورده است. این ‌که آیا این هویت‌ها با هدف استراتژیک و گزینشی اختیار شده‌اند یا خیر، خود محل پرسش و تامل است. آیا فضای غیرمعمول انقلاب به مردان هم اجازه داده است تا مردانگی خود را بازتعریف کنند؟ به تصویر کشیدن مجموعه‌ای از لحظات و بخش‌های انقلاب که این تغییرات هویتی و فضاهای اعتراض را بازتاب می‌دهند شاید بتواند توان بالقوه انقلاب برای دگرگونی و محدودیت‌های آن را روشن کند‌.. لحظاتی که بیشتر در میدان تحریر قاهره و حوالی آن اتفاق افتادند.

زنان به مثابه شهروند: از آن خود کردن فضاهای اعتراض در میدان تحریر

«مرد و زن،‌ پیر و جوان،‌ مسلمان و مسیحی، از تمام طبقات اجتماعی در این انقلاب مشارکت داشتند.» این گفته به اشکال مختلف همه جا تکرار شده است. در حالی که از یک طرف بیشتر مردم از این تنوع آگاه و پذیرای آن بودند، تاکید اصلی بر هویت مشترک و خواسته‌های مشابه مردم در میدان [تحریر] بود. زنان و مردان تظاهرات را برنامه‌ریزی و هدایت می‌کردند، در ورودی‌های میدان گارد می‌گذاشتند، سخنرانی می‌کردند و پزشکان زن و مرد در درمانگاه‌های موقتی بر بستر زخمی‌ها حاضر می‌شدند. به گفته موذن حسن در روزنامه نشنال، ‌۱۴ فوریه ۲۰۱۱، «هیچ کس این‌جا تو را به عنوان زن یا مرد نمی‌بیند. ما همه برای آرمان دموکراسی و آزادی متحد شده‌ایم».1

در حالی که هویت ملی بی‌شک جلودار بود، هویت زنان و مردان و روابط بین آن‌ها نیز در حال تغییر بود. آیا واقعا آن ‌طور که برخی روزنامه‌نگار‌ها و اساتید دانشگاه ادعا می‌کردند،‌ میدان تحریر «فضایی بی‌جنسیت» بود؟ به گفته سلما الطرزی در مصاحبه با شبکه الجزیره،2 ‌«چیزی در دینامیک روابط میان زنان و مردان در میدان تحریر تغییر کرد… نگاه عمومی و کلی به زنان برای خیلی‌ها عوض شد. حتا یک مورد آزار و اذیت جنسی در خلال اعتراضات تا روز آخری که مبارک کناره‌گیری کرد اتفاق نیفتاد. برای مصر این تغییر بزرگی است.»

زنان و مردان،‌ با روش‌های مشابه و در عین حال متفاوت، از حق خود برای اشغال این فضای اعتراض جمعی قدرت می‌گرفتند و حق شهروندی‌ خود را از طریق مشارکت با دیگران به کار می‌بستند. بعضی مردان در میدان تحریر شکل‌های جدیدی از مردانگی را به نمایش می‌گذاشتند که به نظر می‌آمد برآمده از مناسبات قدرت نابرابر با زنان نیست. مانند آن بود که آن شیوه تقسیم کار سنتی مبتنی بر جنسیت در میدان از میان رفته است. زنان به عنوان رهبر و سخنگو محترم شمرده می‌شدند و مردان شانه‌‌به‌‌شانه دیگران در تقسیم آب و غذا و نظافت خیابان‌ها مشارکت می‌کردند. آیا این نشانه‌ای از تغییر درازمدت در تمام سطوح قدرت از جمله روابط جنسیتی بود؟ آیا توان بالقوه انقلاب برای دگرگونی و تحول می‌تواند بدون مواجهه با این چالش (روابط جنسیتی) به طور کامل به منصه ظهور برسد؟

زن به مثابه زن: فضاهای واحد،‌ خواسته‌های متفاوت؟

کمی کمتر از یک ماه پس از شور و وجد ناشی از ایجاد این روابط نو در میدان تحریر و برکناری حسنی مبارک،‌قرار بود که جشن روز جهانی زن، ۸ مارس ۲۰۱۱، در میدان تحریر برگزار شود. آن ‌چه در این روز رخ داد‌ اولین علامت بیدارباش برای زنان بود مبنی بر این که شاید جایی که برای زنان به عنوان نیروهای انقلابی فضایی «امن» به حساب می‌آمد آن قدرها هم برای آن‌ها وقتی به دنبال حقوق خود به عنوان زن بودند امن نبود.

بنا به تجربه تظاهرات‌های انبوه قبلی، برخی از فعالان فمینیست انتظار داشتند بتوانند یک میلیون نفر را برای جشن روز زن در میدان تحریر جمع کنند. اما تعداد کسانی که به فراخوان برای این تظاهرات پاسخ دادند نا‌امیدکننده بود (حدود ۳۰۰ نفر که بیشترشان زنان میان‌سال طبقه متوسط بودند). آن‌ها با پلاکاردهایی در دفاع از برابری و مشارکت در اصلاحات جاری در قانون اساسی در پیاده‌روهای روبه‌روی میدان تحریر صف کشیدند.3 ظاهرا گروهی مرد از آن ‌چه که دیدند برآشفتند و به راه افتادند تا با نیت به راه انداختن دعوا خود را به گروه‌های مردان حاضر در میدان برسانند.

آن‌ها دور زنان جمع شدند،4 بر سر آنان فریاد کشیدند و به آنان توهین جنسی و فحاشی کردند. به زنان گفتند5:‌«خواسته‌های شما غیرمنطقی،‌ غیرضروری، تهدیدی برای دستاوردهای انقلاب و بلاموضوع است. شما عوامل خارجی‌ها هستید!… برگردید به خانه، برگردید به آشپزخانه‌هاتان!»

تعداد کمی از مردان که جزء‌جنبش زنان بودند ‌تلاش کردند از زنان دفاع کنند3 که در مقابل با حمله گروه مخالف مواجه شدند. آن‌ها فریاد می‌زدند: ‌«خجالت بکشید!»، ‌«شما مرد نیستید!» و توهین‌هایی از این دست.

در مواجهه با این نوع واکنش، باید به خاطر داشت که تلاش برای آزادی زنان در مصر سابقه‌ای طولانی6 دارد که به قرن ۱۹ میلادی برمی‌گردد.

اما با وجود اهمیت حادثه ۸ مارس ۲۰۱۱،‌ در خارج از حلقه‌های فمینیستی بحث‌ چندانی در این باره نشد. تعدادی از مفسران در واکنش به این حادثه چنین استدلال کردند که «الان زمان مناسبی نیست»،‌ ترجیع‌بندی آشنا که در گذشته هم هر گاه حرف از خواسته‌های زنان در مبارزات آزادی‌خواهانه به میان آمده شنیده شده است. صدای دیگری که از طرف تاریخ به گوش می‌رسد این است که «اگر الان نه،‌ پس کی؟»

زنان به مثابه مصری: فضاهای خطر

زنان فقط روزها در میدان تحریر حاضر نبودند، بسیاری از آن‌ها در کنار مردان هرگز میدان را ترک نکردند7 و در اولین روزهای انقلاب در چادرها خوابیدند. در حالی که در مصر خیلی نادر است که زنی شب را خارج از خانه سر کند، چه رسد به این که در محیطی عمومی بماند، فضای انقلابی آن روزها این موقعیت را ایجاد کرد که چادرهای میدان تحریر برای زن‌ها فضایی «امن» به شمار رود.

شب بعد از روز زن،‌ حمله‌ای دیگر رخ داد که از آن‌ چه در تظاهرات ۸ مارس رخ داد هم نقض فاحش‌تر حقوق بشر بود. در میانه شب نیروهای پلیس نظامی وحشیانه به چادرهای میدان تحریر حمله کرده و ده‌ها زن و مرد را دستگیر کردند.

دستگیرشدگان به یکی از بازداشتگاه‌های ارتش منتقل شدند و در آن‌جا، بنا بر گزارش‌ها، هم زنان و هم مردان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و (با باتوم برقی) شکنجه شدند. از ۱۸ زن بازداشتی پرسیدند که ازدواج کرده‌اند یا نه. هفت زن مجرد بعد از آن که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با اتهام فحشا تهدید شدند، مجبور به انجام آزمایش باکرگی شدند (چرا که زنان در مصر باید تا پیش از ازدواج باکره بمانند).

یکی از زنانی8 که متحمل این هتک حرمت شد شکایت خود را به دادگاه برد (دو نفر دیگر هم به تازگی به او پیوسته‌اند). او گفت: «آن‌ها می‌خواهند ما را درهم بشکنند، اما موفق نخواهند شد.» پس از آن ‌که مقامات نظامی در واکنشی اولیه همه چیز را از اساس انکار کردند،‌ یکی از ژنرال‌ها با بی‌اعتنایی درباره این زنان گفت: ‌«این‌ها مثل دختران من و شما نیستند. این‌ها در کنار مرد‌ها در چادرها می‌خوابیدند»، «آن‌ها باید تست باکرگی می‌دادند». این گفته‌ها توسط سه ژنرال دیگر هم تایید شد که برای گروه‌های مدافع حقوق بشر به این شکل شهادت دادند که «... آزمایش باکرگی در زندان‌های ارتش روندی معمول است برای جلوگیری از ادعای تجاوز [در زندان] توسط معترضان زن زندانی» (دیلی نیوز ایجپت،‌۲۶ فوریه ۲۰۱۲)9

حکم دادگاه شورای حکومتی در دسامبر ۲۰۱۱ که در تصمیمی بی‌سابقه آزمایش باکرگی را غیرقانونی اعلام کرد برای مخالفان موفقیت بزرگی بود. اما در همان روز اعلام این حکم، رئیس دادگاه‌های نظامی مصر اعلام کرد که تصمیم دادگاه شورای حکومتی اعتباری ندارد، چرا که تا به حال چنین سیاستی در زندان‌های ارتش وجود نداشته است. این اظهارات‌ـ همان‌طور که دیدیم‌ـ با گفته‌های اولیه اعضای شورای عالی نیروهای مسلح در تضاد است.

همزمان با این اتفاقات، در دادگاهی نظامی‌اتهام پزشک مرد ارتش که این آزمایش‌ها را انجام داده و به «آزار جنسی» متهم شده بود‌، توسط دادستان نظامی به «نقض عفت عمومی» کاهش10 یافت. او نهایتا در ۱۱ مارس سال ۲۰۱۲ توسط دادگاه نظامی از اتهامات وارده تبرئه شد. به گفته11 وکیل مدافع شاکی که عضو «برنامه حقوق شخصی در مصر» است، «ما تاکید می‌کنیم که مدارک کافی برای اثبات وقوع آزمایش‌های باکرگی داریم، اما در این‌جا به یک قوه قضاییه مستقل احتیاج داریم که به آن مراجعه کنیم، نه [دادگاهی] که [خود] بخشی از بدنه ارتشی است که در این جرم دست داشته است». به دنبال حمایت لااقل ۱۵ سازمان غیردولتی مدافع حقوق بشر و حقوق زنان، هم‌اکنون صحبت از این است که این پرونده در دادگاه‌های محلی و بین‌المللی مطرح شود.

اما حمله به چادرهای میدان تحریر، زنان انقلابی را از حضور در فضاهای «ناامن»تر برای اعتراض بازنداشت، حضور در تظاهرات‌ها،‌ راه‌پیمایی‌ها، و تحصن‌هایی در برابر ساختمان تلویزیون دولتی،‌ وزارت کشور، ‌ساختمان هیئت دولت و مجلس. عده زیادی‌ (اکثرا مرد) در این مکان‌ها کشته‌ و افراد بیشتری زخمی شدند. خیلی وقت‌ها [سربازان] چشم افراد را با گلوله پلاستیکی نشانه می‌گرفتند. اما با وجود انتشار عکس‌هایی از این اقدامات، پلیس و ارتش هرگز مسئولیت آن‌ها را نپذیرفتند.

یکی از این تظاهرات در روز ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱ در حوالی ساختمان هیئت دولت رخ داد. تعداد شرکت‌‌کنندگان در آن نسبتا کم بود و پلیس نظامی وحشیانه به آن‌ها حمله کرد. ویدئویی از یک زن حاضر در این تظاهرات منتشر شد که او را در حال کتک خوردن از پنج پلیس نشان می‌داد،12 در حالی که یکی از آن‌ها با لگد به سینه او می‌کوبید. پلیس‌ها در خیابان او را روی زمین می‌کشند و در همین حال بالاتنه او‌ -آن ‌طور که در عکس‌ها13 دیده می‌شود‌ـ برهنه می‌شود. او بعدا در رسانه‌ها «زنی با سینه‌بند آبی» نام گرفت.

گرچه این تصاویر خشم بسیاری از انقلابیون و طرفداران انقلاب را برانگیخت،‌ این خشم بیشتر معلول آن بود که زن در خیابان برهنه رها شده است. در این میان کمتر کسی به ماهیت زن‌ستیزانه این حمله وحشیانه اشاره کرد. صداهایی هم در میان افکار عمومی به گوش می‌رسید که مستقیم یا غیرمستقیم می‌پرسیدند: «‍این زن آن‌جا چه کار می‌کرد؟» یا «وقتی زنان در این اعتراضات شرکت می‌کنند، لایق چنین رفتاری هستند». با این ‌که زن محجبه بود و عبایی بلند بر تن داشت،‌برخی او را به خاطر پوشیدن لباسی مقصر می‌دانستند14 که به آسانی از تنش درمی‌آمد! برخی دیگر حتا می‌پرسیدند ‌که چرا او لباس زیر آبی بر تن داشته است. عده‌ای هم از این انتقاد داشتند که چرا هیچ کس اشاره نمی‌کند که یکی از سربازان پس از کتک زدن زن بدن او را پوشانده است.

بعضی، این رفتار با زنان را نشانه‌ای می‌دانستند15 مبنی بر این ‌که «هیچ دختر یا زنی نباید برای اعتراض به میدان برود و اگر به این کار اصرار داشته باشد، ولی یا قیم مرد او باید او را به زور از این عمل بازدارد، اما اگر نتواند چنین کند، باید عواقب آن را هم بپذیرد».

پس از آن، اتفاقات دیگری هم افتاد، از جمله این که در طی اعتراضات کوچک‌تر زنان را به داخل ساختمان‌هایی کشیدند، آن‌ها را تحقیر و به آن‌ها توهین کردند و از این ‌که پدر و برادرشان که هستند پرسیدند. در واقع مردانگی بستگان زنان را زیر سوال بردند و عدم کنترل‌شان بر زنان را مورد انتقاد قرار دادند. به این ترتیب مردانگی،‌غیرت و ناموس و نظارت پدرسالارانه مدام به این مردان یادآوری می‌شد.

دختران و مادران مصر: هویت‌های امن‌تر،‌ فضاهای «‌امن‌تر»؟

حداقل دو تظاهرات بزرگ دیگر برای زنان سازمان‌دهی شد که در آن‌ها تغییر در کاربرد واژگان و استفاده از کلمه «دختران» به جای «زنان» و «مادران» به جای «زنان» نشان‌دهنده اثرات گسترش استفاده از هویت‌هایی است که از نظر فرهنگی پذیرفته و تثبیت‌‌شده‌اند. (در زبان عربی «بنت» به معنای دختر/فرزند دختر است و شعار این تظاهرات «دختران مصر» بود).

به دنبال حمله به «زنی با سینه‌بند آبی» (که خواسته است هویتش مخفی بماند)،‌ زنان تظاهراتی را در روز ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱ ترتیب دادند. حدود ده هزار زن در خیابان‌های مرکز شهر قاهره جمع شدند16 و دو شعار17 اصلی داشتند: «دختران مصر برهنه نمی‌شوند» و «دختران مصر خط قرمزند». آن‌ها همچنین در پی این شعارها، شعارهایی سر ‌دادند و خواستار پایان حکومت نظامی در کشور شدند.

برخلاف معمول، «… حتا پیش از آن ‌که تظاهرات اعتراضی به پایان برسد، شورای نظامی بیانیه‌ای شدید‌اللحن صادر کرد و در آن از آن ‌چه‌«تجاوز» به حقوق زنان نامید اظهار تاسف کرد… و تعهد کرد که دست به اقداماتی جهت مجازات افراد خاطی بزند.» (روزنامه تلگراف، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲)17

این بار برخلاف تظاهرات روز زن در ۸ مارس ۲۰۱۱ با زنان [حاضر در تظاهرات] با احترام برخورد شد. ابتدا گروهی از مردان دور زنان حلقه زدند و با تشکیل زنجیره‌ای انسانی حول آنان سعی کردند از آنان «حفاظت» کنند، اما در نهایت معلوم شد که نیازی به حفاظت از آن‌ها نیست. حمایت از خواسته‌های [مطرح‌شده در تظاهرات] همگانی بود. بعضی از مردانی که از آن‌جا رد می‌شدند می‌گفتند از این ‌که زنان مجبور شده بودند از زنان دیگر «درخواست حمایت» کنند‌، شرمنده‌اند.

در این میان مردان اسلام‌گرا به خاطر این ‌که برخلاف گفته‌های خود درباره این ‌که زنان باید مورد حمایت و محافظت قرار بگیرند،‌ هیچ حرفی در اعتراض به بدرفتاری با زنان و برهنه کردن آن‌ها نزدند، مورد انتقاد قرار گرفتند.

به نظر می‌رسد که اشاره به مفاهیمی چون «ناموس» و «محافظت از زنان» عمدتا از جانب مردان صورت گرفته است. طرز شعار دادن زنان و کلماتی که به کار می‌بردند بیشتر به شان و احترام و حقوق «دختران مصر» ارتباط داشت. البته درست است که می‌توان تاکید بر واژه دختران را انتخابی (آگاهانه یا ناآگاهانه) استراتژیک برای پیشگیری از درگیری از طریق تاکید بر قرابت‌ها و تحریک احساس مسئولیت در مردان دانست، اما هیچ چیز در رفتار هزاران زن شرکت‌کننده در تظاهرات نبود که نشان دهد آن‌ها به «حمایت و مراقبت» احتیاج دارند، مفهومی که در بیشتر جوامع مردسالار به معنای محروم کردن زنان از فضاهای عمومی است. در بیانیه‌ای بسیار مهم که از جانب گروهی از زنان صادر شد‌ آمده بود18: ‌«چیزی که در این‌جا نیاز به مراقبت دارد ناموس زنان نیست،‌ بلکه حق اعتراض و فعالیت‌سیاسی آنان در کنار مردان به عنوان افرادی برابر در این دوره سرنوشت‌ساز از تاریخ مصر است.»

چند هفته بعد، در دیوارنگاره‌های انقلابی19 «زنی با سینه‌بند آبی» نه به شکل قربانی، که به عنوان «زنی اعجوبه» نمایش داده می‌شد.

جالب است که جشن روز جهانی زن در سال ۲۰۱۲ زیر پرچم «زنان همراه انقلاب» برگزار شد، با این شعار:‌ «آزادی من، حرمت من، حق من». این تظاهرات تظاهراتی بزرگ بود (با حدود ده هزار نفر) که بدون هیچ حادثه‌ای به پایان رسید.

تظاهراتی کوچک‌تر متشکل از چند صد زن نیز برگزار شد که با مطالبات خود به سوی مجلس جدید مصر حرکت کردند (که در پایان ژانویه ۲۰۱۲ آغاز به کار کرد). این تظاهرات روز ۵ فوریه ۲۰۱۲ صورت گرفت، بعد از مرگ مشکوک20 (بعضی آن را به انتقام‌گیری پلیس ربط دادند) حدود صد طرفدار فوتبال (یا آن ‌طور که بعدها تخمین زده شد ۲۰۰ نفر) در استادیوم فوتبال شهر پورت‌سعید که باعث خشم مردم شده بود. این واقعه بعد از قتل و مجروحیت چندین نفر از تظاهرکنندگان اتفاق افتاده بود.

شعارهای اصلی در این تظاهرات عبارت بودند از «دو قدم: دست از کشتن فرزندان‌مان بردارید، و دو کشورمان را پس بدهید» (که در عربی شعاری قافیه‌دار است) و «کشورم را پس دهید، پسرم را پس دهید». یک بار دیگر تظاهرات زنان به شکلی صلح‌آمیز انجام شد.

حذف زنان: فضاهای (بدون) نمایندگی سیاسی

اولین نشانه حذف رسمی زنان در مصر پس از انقلاب وقتی خود را به رخ کشید که نمایندگان گروه «جوانان انقلاب» که حتا یک زن هم در میان‌شان نبود با شورای عالی نیروهای مسلح دیدار کردند. ظاهرا این در تعارض با همه آن اصولی بود که تمام گروه‌های [حاضر در انقلاب] خواهانش بودند، اما کسی نه ابراز شگفتی کرد، نه ابراز ناامیدی و نه خشم. حتا خود زنان جوانی که در بطن انقلاب حضور داشتند نیز اعتراض نکردند. در دیدارهای بعدی با دیگر مقامات مصر نیز اکثرا مردان جوان حضور داشتند.

همچنین هیچ زنی در «شورای فرزانگان مصر» (متشکل از نیروهای سیاسی تکنوکرات که خود را به این نام می‌خوانند) که برای مشاوره دادن به شورای عالی نیروهای مسلح تشکیل شد و مهم‌تر از آن در کمیته تهیه پیش‌نویس قانون اساسی نبود. نشانه‌ها حاکی از آن است که وقتی زمان انتخاب «صد نفر» برای کمیته تهیه پیش‌نویس قانون اساسی فرا برسد شاهد تغییر چندانی نخواهیم بود. از زمان انقلاب تنها دو زن در سه کابینه پی‌درپی دولت حضور داشته و هیچ زنی در میان فرمانداران نبوده است. بعضی این نشانه‌های زودرس از حذف زنان را بی‌اهمیت خوانده‌ و چنین نظر داده‌اند که مثلا «اگر زنان پشت میز نباشند، حتما در خیابانند!»21

در قانون جدید انتخابات مجلس نیز که شامل بندهای مناقشه‌برانگیز زیادی است سهمیه ۱۲ درصدی زنان [برای حضور در مجلس] حذف شده است. در عین حال در همین قانون، سهمیه بحث‌انگیز ۵۰ درصدی برای کارگران و دهقانان حفظ شد و این امر نشان می‌دهد که اصل تعیین سهمیه نیست که زیر سوال است. به جای سیستم سهمیه‌بندی برای زنان، شرطی اضافه شد که بر اساس آن هر حزب باید در فهرست نامزدهای خود (که شامل حدود هشت اسم است) لااقل اسم یک زن را بگنجاند. تمام احزاب (با تعدادی استثنا) تصمیم گرفتند اسم زنان را در انتهای فهرست نامزدهای خود بیاورند که این شانس کمتری برای انتخاب شدن به آنان می‌داد. بعضی از اسلام‌گرایان رادیکال اصلا مخالف حضور و نمایندگی زنان بودند، اما برای تبعیت از قوانین، در پوسترهای انتخاباتی به جای عکس نامزدهای زن حزب خود، عکس گل یا شوهران آنان را چاپ کردند. به این ترتیب با وجود مشارکت گسترده زنان (و مردان) در انتخابات، نتیجه وحشتناک بود: زنان کمتر از دو درصد کرسی‌ها را از آن خود کردند.

این نتیجه تنها تعداد کمی خارج از جنبش فمینیستی مصر را نگران کرد. یکی از این معدود افراد نماینده مجلس، تازه انتخاب‌‌ شده‌ای از حزب لیبرال بود که در ستون هفتگی خود در یک روزنامه در مطلبی با عنوان «افتضاح نمایندگی زنان در مجلس»22 نوشت که حضور تنها هشت زن در مجلس به‌اصطلاح انقلابی «خجالت‌آور» است. او در ادامه اظهار کرد که احزاب مختلف اعم از اسلام‌گرا، لیبرال، سوسیالیست،‌ سرمایه‌دار و صوفی از قانون تبعیض‌آمیز انتخابات به شیوه‌ای منفعت‌طلبانه استفاده کرده‌اند تا زنان را به حاشیه برانند. او سپس می‌پرسد: «چگونه می‌توانیم ادعا کنیم مصر را نمایندگی می‌کنیم، در حالی ‌که نیمی از جمعیت کشور تنها توسط ۲ درصد نمایندگی می‌شوند؟» در تونس، اراده‌ای سیاسی مبنی بر نوشتن یکی در میان اسم زنان و مردان در فهرست‌های انتخاباتی وجود داشت و این به حضور ۲۵ درصدی زنان در مجلس منجر شد. با این حال نگاه به این ‌که [این زنان] چه کسانی را از نظر سیاسی نمایندگی می‌کنند و [این تعداد] چه معنایی23 برای حضور زنان در سیاست تونس خواهد داشت دغدغه‌ای به‌‌جاست.

به همین ترتیب در مصر، در مجلسی که اکثریت آن در دست احزاب اسلام‌گرای محافظه‌کار و به‌‌خصوص شاخه‌ای شدیدا محافظه‌کار از مسلمانان است، چه شکلی از نمایندگی زنان را می‌توان انتظار داشت؟ پاسخ این پرسش وقتی مشخص می‌شود که ببینیم اعضای اپوزیسیون تا کجا حاضرند برای حقوق میلیون‌ها زنی که به آن‌ها رای داده‌اند بجنگند.

کدام فضاهای جدید؟

انقلاب هنوز به بار ننشسته است و همه می‌دانند که مردم هنوز مبارزه‌ای طولانی در پیش دارند. دستاوردها و زیان‌های زنان در دوره‌های مختلفی که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفتند نشان‌دهنده دستاوردها و زیان‌های انقلاب است. مانند مردان،‌ زنان نیز به عنوان انقلابی مورد حمله واقع شدند،‌ اما به آنان به عنوان زن نیز حمله شد. مانند مردان،‌ زنان مرزهایی را با خطر بسیار به عقب راندند، اما در عین حال مرزهایی دیگری را نیز جابه‌جا کردند که مخاطرات و نتایج خاص خود را داشتند. همچنین این تهدید بسیار جدی برای زنان در کار است که ممکن است حقوق اندک خود را که با هزینه زیاد به دست آورده‌اند از دست بدهند. تنها در سطح نمایندگی سیاسی می‌توان دید که در حالی که حتا مردان انقلابی و پیشرو نیز سعی در حذف زنان دارند، حذف عمومی و فراگیر آنان به عنوان زن آثار و معانی جدی خاص خود را دارد. مشارکت در فعالیت‌های حقوق زنان و حقوق بشر با حوزه اثرگذاری گسترده‌تر در جامعه مصر اهمیتی به‌سزا دارد. مقابله با حذف زنان و مطالبه حقوق تازه از درون و بیرون جنبش انقلابی را نباید به تاخیر انداخت.

انقلاب مصر انقلابی تمام‌نشده است. میلیون‌ها مصری هم‌چنان معتقدند که «انقلاب ادامه دارد»، اما این امر ما را با پرسش‌های بسیاری مواجه می‌سازد. آیا انقلابیون می‌توانند بدون تغییر در مناسبات قدرت، از جمله در روابط جنسیتی، به سمت «کرامت، آزادی، عدالت اجتماعی و معیشت [بهتر]» پیش روند؟ آیا مردانی هستند که بخواهند نظام مردسالاری را به چالش بکشند تا آن گاه نه قربانی باشند و نه ظالم؟ آیا زنان انقلابی در حال خلق و ایجاد فضاهای جدید،‌راه‌های جدید برای به چالش کشیدن مناسبات قدرت و حتا خلق فمینیسمی نو (گرچه آن را به این نام نخوانند) هستند؟ آیا زنان انقلابی قادرند از راه‌هایی جدید با مردانی همکاری کنند که فضای خاص میدان تحریر را با آن‌ها شریک شده بودند؟ زمان به این پرسش‌ها پاسخ خواهد داد...

Taher, Nadia. "We are not Women, We are Egyptians’: Spaces of Protest and Representation" Opendemocracy.net, 6 April 2012. Web.
Nadia Taher is a Development Anthropologist with expertise in the politics of development and gender in policy and planning. Her article aims to shed light on the potential of transformation and also the limitations that the Egyptian revolution has set forth, especially for women. These experiences throughout the revolution, Taher argues, is what have allowed many Egyptian women to re-define themselves and their identities as well. Not only was Tahrir Square a setting for protest, but it was also a community of national identity, even argued as a “non gendered space”.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید