۸ مهر ۱۳۹۱

والدین شاغل در تنگنای زمان

کاتلین گرسون و یری یاکوبز

bigstock.com Free Royalty Image

مترجم: مانا زرگر

تغییرات بنیادین در زندگی خانوادگی باعث تشدید شکاف میان کسانی که بیش از اندازه و آنهایی که کمتر از اندازه کار می‌کنند، شده است. درحالی‌که بیشتر مطالعات درباره ساعت کاری بر اشخاص متمرکزند، معمولاً فشار زمانی بیشتر در خانواده‏ها احساس می‏شود و نه صرفاً بر روی یک فرد. شصت ساعت کار در هفته برای پدر یک خانواده، بسته به این‌که مادر خانواده در خانه می‏ماند و یا او هم ۶۰ ساعت کار می‏کند، معنایی متفاوتی دارد. اگر هر دو زوج هم شاغل باشند و هم به وظایف خانه برسند، حتی ۴۰ ساعت کار در هفته هم زیاد به‌نظر می‏رسد. و هنگامی که یک خانواده وابسته به یکی از والدین است، کشمکش‌های بین خانه و محل کار از این هم بیشتر خواهد‏ بود. حتی اگر تغییری در تعداد روزهای کاری داده نمی‌شد، افزایش تعداد خانواده‏هایی که وابسته به دو منبع درآمد و یا تک‏سرپرست هستند برای توضیح این که چرا امریکایی‏ها این‌قدر از لحاظ زمانی تحت فشار هستند، کافی بود.

ساعت کاری و خانواده‏هایی با دو نان‏آور

افزایش ساعت کاری به‏خصوص برای خانواده‏هایی که فرزند دارند اهمیت می‏یابد، به این دلیل که با تناقض بیشتری بین خانواده و کار روبرو می شوند. قطعاً این نگرانی همیشگی در خانواده‏های با دو نان‌آور وجود دارد که به دلیل علاقمندی به کار در برابر دریافت مزد، از بذل توجه و زمان برای فرزندان خود کم می‏گذارند. نگاه دقیق‏تر نشان می‏دهد که اگرچه والدین مضیقه‏ زمانی بیشتری احساس می‏کنند، وقتی فرزندی در خانه دارند با کم کردن از ساعت‌هایی که هر دو همزمان سرکار هستند، از نگرانی‌شان نسبت به کم‏توجهی به کودکان می‌کاهند. مثلا سرشماری در امریکا نشان می‏دهد که خانواده‌های دارای فرزندی که هر دو والدشان درآمد دارند، از همسران در خانواده‌هایی با دو نان‏آور و بدون بچه ۳/ ۳ ساعت کمتر کار می کنند، که این مقدار از ۲/۶ ساعت در سال ۱۹۷۰ ساعت کمی بیشتر است. مجموع ساعت کاری همچنین با افزایش تعداد فرزندان رو به کاهش می‏گذارد. زوج هایی با یک فرزند زیر ۱۸ سال در سال ۲۰۰۰ به طور متوسط مجموعا ۸۱ ساعت کار کرده‌اند، در حالی‌که مجموع ساعت کاری والدین با سه تا چهار فرزند به طور متوسط به ۷۸ ساعت می‏رسد. والدین شاغل به جای رها کردن فرزندان، تلاش می‌کنند برنامه‏ی خود را طوری تنظیم کنند تا برای بقیه‏‏ی زندگی وقت کافی داشته باشند.

البته این مادرها هستند، نه پدرها که از ساعت کاری خود می‏زنند. درواقع پدرها وقتی فرزندی در خانه دارند ساعت‏های بیشتری کار می‏کنند و ساعت کاری‌شان با افزایش تعداد فرزندان افزایش پیدا می‏کند. بنابراین در مجموع زمانی که زوج ها کار می‏کنند ساعت کاری کمتری برای مادرها نشان می‏دهد. در سال ۲۰۰۰ مادران هر هفته چهار ساعت از زنان متأهلی که فرزندی ندارند کمتر کار کرده‌اند. این اختلاف تفاوت قابل توجهی با سال ۱۹۷۰ ندارد.

این الگوی ‌که مادرها از ساعت کاری خود کم کنند و پدرها به آن بیفزایند، تفاوت جنسیتی بزرگی در اشتغال زوج‏هایی که بچه دارند و آنها که ندارند به‌وجود می‏آورد. درچنین حالتی این تفاوت جنسیتی کوچک‌تر از الگوی حاکم قبلی است که در آن زنان هنگامی که بچه‌دار می‏شدند کار کردن به قصد کسب درآمد را به‌کلی کنار می‏گذاشتند.

همچنین باید توجه داشت که افزایش ساعت کاری در میان زوج‌ها مختص آنهایی نیست که فرزند دارند. با این که امریکایی‌ها همچنان نگران عواقب کارکردن هر دوی والد بر روی کودکان هستند، مشارکت بیشتر در مشاغل را به‌معنی بی‌توجهی به کودکان نمی‏دانند، نه از سوی مادر و نه از سوی پدر. به‌عکس، مادران شاغل نسبت به همکاران خود که بچه ندارند زمان کمتری را در محل کار می‏گذرانند، در عین‌حال امروزه پدران در مقایسه با مردانی که پدر نیستند، زمان خیلی بیشتری کار نمی‏کنند.

حل معمای کمبود وقت

اگرچه تغییر در متوسط ساعت کاری شاغلان امریکایی نسبتا‏ کم است، بسیاری از خانواده‏های امریکایی حق دارند احساس کمبود وقت و بیش از حد کار‌کردن داشته باشند. دهه‏های گذشته شاهد ظهور گروه‏هایی از افراد شاغل بوده است که هفته‏های کاری طولانی را پشت سر می‏گذارند و در خانواده‏هایی زندگی می‌کنند که وابسته به دو منبع درآمد و یا فقط یک سرپرست هستند. و بااین‌که والدین نسبت به همکاران خود که فرزندی ندارند، ساعت‏های کمتری را در محل کار می‏گذرانند، همچنان مسئولیت‌هایی که در خانه به‌عهده می‏گیرند باعث می‏شود بین نیاز‏های خانوادگی و تعهد حرفه‏ای‌شان ناسازگاری ایجاد شود.

آینده‏ سلامت خانواده و برابری جنسیتی در گرو ایجاد سیاست‏هایی است که به کارمندان کمک کند تا مشکل فشردگی وقت را حل کنند، مشکلی که ناشی از تغییرات اجتماعی عمیقی است که پیشتر در مورد آنها بحث شد. اولین قدم به سمت تدوین سیاست‏های موثر، پذیرفتن تحولات اجتماعی است که زنان را به سر کار فرستاد و امریکایی‌ها را در‌ آرزوی ایجاد تعادلی بین کار و خانواده باقی گذاشت که به سختی قابل دستیابی است. متأسفانه این تغییرات در زندگی زنان و مردان همچنان باعث ایجاد عدم‌تعادل است.

برای مثال مادران همچنان برای اختصاص دادن زمان و توجه بیشتر به پرورش کودکان تحت فشار هستند. بی شک مادران هم علیرغم فشار فزاینده‏ اقتصادی و اجتماعی برای حفظ شغلی که منبع درآمدشان باشد،‌ خواهان همین هستند. اگرچه از بیشتر مادران امروزی امریکایی انتظار می‏رود که از نظر مالی کمک حال خانواده‏ خود باشند، اما ایالات متحده تا فراهم کردن خدمات مراقبت از کودکان و ایجاد مشاغل انعظاف‏پذیرتری که به کارمندان اجازه بدهند پاسخگوی نیازهای خانواده‏ خود باشند، راه درازی در پیش دارد. مادرها چه بیرون از خانه کار بکنند و چه نکنند، با توقعات ضدونقیضی روبرو هستند که باید برآورده کنند. این تناقض‏های اجتماعی برای مثال در سیاست‌های تشویقی دیده می‏شود که از مادران مجرد و فقیرمی‌خواهد به‌سر کار بروند، در حالی‌که زنان طبقه متوسط مرتب برای این‌که زمان زیادی را به کارشان و بیرون از خانه اختصاص می‌دهند ملامت می‏شوند. [...]

همزمان با فشرده‌تر شدن زمان در خانواده، افراد شاغل با تغییر در توقعات و گزینه‏های موجود در محیط کار هم دست‌ به گریبان هستند. محیط‏های کاری رقابتی، فشار فزاینده‏ای بر بعضی کارمندان، به خصوص مدیران و نیروهای متخصص وارد می‏کنند و از آنها می‏خواهند زمان خیلی زیادی به کار خود اختصاص دهند در حالی‌که کار کافی به سایر افراد نمی‌دهند. با وجود این دو گزینه ناهمساز، افراد شاغل در امریکا بیش از پیش تمایل خود را به برقراری تعادل میان امر مهم امرار معاش و پرورش نسل جدید ابراز می‏کنند.

یافتن راه‏حل برای معماهای جدید دنیای امروز منوط به تدوین سیاست‏های کلانی است که نیازهای افراد شاغل و خانواده‌های‌شان را در قرن بیست و یکم به‌ رسمیت شناخته و به رفع آنها می‏پردازد. همانطور که ما در کتابمان، تقسیم زمان 1 گفته‌ایم این سیاست‏ها باید به بنیان‌ سازمان کار در امریکا و نهادهای مردمی توجه نشان دهند. این کار شامل تجدیدنظر بر طول ساعات کار، تأمین مزایا برای کارمندان بیشتر، حرکت به سمت هفته کاری کوتاه‌تر، ایجاد محیط‌های کاری حامی خانواده‌ها، انعطاف در برنامه‏ کاری و پشتیبانی از والدین شاغل و توسعه‏ امکانات مقرون به‌صرفه و با کیفیت برای نگهداری از کودکان می‏شود.

  • 1. The Time Divide: Work, Family, and Gender Inequality. 2004. Jerry A. Jacobs, Kathleen Gerson, Jerry A Jacobs

"The decade-long debate over whether Americans are working longer hours is misleading. Indeed, while well-educated professionals are working more hours than they used to, others with less education are working fewer. And the people under the most pressure are not just overburdened at work. Increasingly, these single parents and two-income couples find themselves in a time squeeze between home and work." (Kathleen Gerson
Jerry A. Jacobs)
Copyright 2007, reproduced by permission of Kathleen Gerson . "The Work-Home Crunch." Family in transition. 14th ed. Boston, MA: Pearson/Allyn and Bacon, 2007. 350-359. Print.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید