۸ مهر ۱۳۹۱

اهمیت نقش نژاد و طبقه اجتماعی در نظریه‌های فمنیستی در خصوص مادری

پاتریشیا کالینز

Afra Pourdad/ www.afrascorner.com

مترجم: النا همایون

مطالعه مادری درمیان آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار، آمریکای لاتینی‌ها، و آمریکایی‌های آسیایی‌تبار بدون توجه به بستر و زمینه [تاریخی] آن امکان‌پذیر نیست. مادر بودن در اوضاع و احوال تاریخی مشخصی رخ می‌دهد که ساختارهای به‌هم‌ گره‌خورده نژاد و طبقه و جنسیت به آن شکل می‌بخشند. در چارچوب این ساختارها پسران و دختران مادران سفیدپوست از «همه گونه فرصت و حمایتی» برخوردارند و پسران و دختران مادران «رنگین پوست» و گروه‌های قومی «از تقدیر و سرنوشت خود بی‌خبر». سلطه نژادی و بهره‌کشی اقتصادی، نه فقط برای گروه‌های قومی و نژادی ایالات متحده که برای همه زنان، عمیقاً به بستر و زمینه مادر بودن شکل می‌بخشند.

نژاد و طبقه اجتماعی مهم‌ هستند، اما نظریه‌پردازان فمنیست اهمیت آنها را دست‌کم می‌گیرند. بدین معنا که نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری از بسترزدایی تفکر اجتماعی کلی غربی مصون نمانده است. بسیاری از ابعاد بستر و زمینه مادری نادیده گرفته شده است، اما کنارگذاشتن طبقه یا نژاد یا هر دو آنها در نظریه‌پردازی فمنیستی، به‌طور کلی1، و مشخصاً از نظریه‌پردازی فمنیستی در‌باره مادری، در‌خور توجه ویژه است.

بخش اعظم نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری بر این فرض استوار است که فرادستی مردان در اقتصاد سیاسی و در خانواده نیروی محرک زندگی خانوادگی است و شناخت مبارزه برای استقلال فردی در مواجهه با این فرادستی، عاملی اساسی براس شناخت مادری است 2. چنین تحلیلی مبتنی بر چند اصل است. نخست، نظریه‌هایی از این دست قائل به شکافی میان حوزه عمومی گفتمان اقتصادی و سیاسی و حوزه خصوصی مسئولیت‌های خانوادگی و زناشویی هستند. کنار هم قرار دادن اقتصاد سیاسی حوزه عمومی و حوزه خصوصی غیر‌سیاسی و غیر‌اقتصادی کار خانگی باعث می‌شود که کار و خانواده دو نهاد مجزا به‌شمار آیند. دوم، تخصیص حوزه عمومی به مردان به‌منزلة قلمروی «مردانه» حوزه خانوادگی را تبدیل به قلمروی «زنانه» می‌کند. نقش‌های جنسیتی با ساختار دوگانه این دو نهاد بنیادین، یعنی کار مردان و مراقبت زنان از خانواده، گره می‌خورد. سوم، تقابل دوگانه عمومی/خصوصی که خانواده/کار خانگی را از بازار کار در ازای دستمزد جدا می‌کند باعث شکل‌گیری نقش‌های جنسیتی استوار بر تفکیک جنسی در حوزه خصوصی خانواده می‌شود. کلیشه خانواده هسته‌ای سفیدپوست طبقه متوسط زندگی خانوادگی را به دو حوزه مقابل هم تقسیم می‌کند- حوزه اقتصادی «مردانه» نان‌آور و حوزه خدمات دهنده «زنانه»، که کار اصلی آن مادری است. [...]

اگر تجربیات زنان رنگین‌پوست را در کانون نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری قرار دهیم آشکار می‌شود که تأکید بر موضوع پدر در مقام پدرسالار در خانواده هسته‌ای که از بستر و زمینه‌اش زدوده شده، چگونه تجربیات زنان را در دیگر ساختارهای خانوادگی که اقتصاد سیاسی به‌کلی متفاوتی دارند، تحریف می‌کند. گرچه فرادستی مردان قطعاً مسئله مهمی برای زنان اقلیت‌های قومی و نژادی در ایالات متحد بوده است، اما دیرزمانی است که نابرابری جنسیتی در پشت‌سر فرادستی نژادی و بهره‌کشی اقتصادی حرکت کرده است. با توجه به این‌که کار و خانواده برای زنان رنگین پوست کمتر نقش دو حوزه متفاوت را داشته‌اند، بررسی تجربیات زنان اقلیت‌های قومی و نژادی نمایانگر این است که چگونه این دو حوزه عملاً درهم تنیده‌اند 3 تجربه ذهنی مادری/مادرشدن، نزد زنان رنگین پوست، پیوندی ناگسستنی با علقه‌های اجتماعی فرهنگی اجتماعات قومی و نژادی دارد- یعنی وجود یکی بدون دیگری امکان‌پذیر نیست. [...]

تغییر کانون توجه: زنان رنگین پوست و کارهای مادرانه

اگر مسائل مربوط به نژادو طبقه، به‌طور کلی، و مشخصاً شناخت کارهای مادرانه زنان اقلیت‌های قومی و نژادی در کانون نظریه‌پردازی فمنیستی قرار بگیرد، احتمالاً چه موضوعاتی مطرح خواهند شد؟ تمرکز نظریه‌پردازی فمنیستی بر علایق زنان سفیدپوست طبقه متوسط به دو فرض مسئله‌دار می‌انجامد. نخست آن‌که این مادران و فرزندان‌شان تا حدودی امنیت اقتصادی دارند. دوم آنکه همه زنان از این برتری نژادی برخوردارند این امکان را دارندکه به‌جای آن‌که خودشان را اعضای اقلیت‌های قومی و نژادیی بدانند که در پی مبارزه برای کسب قدرت‌اند، خود را در درجه اول افرادی جویای استقلال شخصی ببینند. همین فرض‌هاست که به نظریه پردازان فمینیست اجازه می‌دهد روابط میان مادری، پرخاشگری و مرگ، تأثیرات انزوای مادران در روابط میان مادر و فرزند در خانواده هسته‌ای، سکسوالیته مادرانه، روابط میان اعضای خانواده، مادران مستبد به‌منزله مجرایی برای سرکوب جنسیتی و امکانات بالقوه مادری آرمانی رها از پدرسالاری را بررسی کنند 4.

چنین موضوعهایی قابل مطالعه‌ هستند اما تمرکز نظریه‌پردازی فمنیستی درباره آرمان‌ها و تجربیات زنان آمریکایی آفریقایی‌تبار، بومیان آمریکایی، آمریکای لاتینی، و آمریکائیان آسیایی‌تبار ممکن است موضوعات بسیار متفاوتی را مطرح کند 5. [...]

مشخص‌کردن تفاوت‌های کار مادری زنان اقلیت‌های قومی و نژادی نویدبخش آن است که راهی برای غنی‌تر کردن نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری پیدا شود. موضوع‌های مربوط به بقا، قدرت و هویت بسترسازند و روشن می‌کنند که چگونه زنان اقلیت‌های قومی و نژادی در ایالات متحده با کار مادری برخورد می‌کنند و به آن شکل می‌دهند[...]. علاوه‌ بر این نشان خواهد داد که با قرار گرفتن صداهای گوناگون در مرکز گفتمان فمنیستی، احتمالاً نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری چه تحولی پیدا خواهد کرد.

کار مادری و بقای جسمانی

[...] مبارزه خانواده‌ها و اجتماعات بومیان آمریکایی، آمریکای لاتینی، آمریکائیان آسیایی‌تبار و آمریکایی‌های‌ آفریقایی‌تبار برای بقا از طریق تضمین بقای کودکان، یکی از ابعاد بنیادین کارهای مادرانه زنان اقلیتهای قومی و نژادی است. [...]

با این حال، موضوع کارهای مادری برای بقای جسمانی نیز همچون دیگر موضوعات پیچیده فرهنگی حاوی عناصر ضد‌و‌نقیضی است. از سویی کارهای مادری زنان اقلیت‌های قومی و نژادی برای بقای فرد و جماعت ضروری است. بدون کارهای مادری زنان، جماعات دوام پیدا نمی‌کنند و، براساس همین منطق، خود زنان رنگین پوست هم باقی نخواهند ماند. از سوی دیگر، این کار معمولاً هزینه سنگینی برای زنان بسیاری دربردارد. یعنی کمبود استقلال فردی و در اولویت قرار گرفتن نفع گروهی نسبت به رشد فردی. اگرچه این وجه کارهای مادری ضروری است، اما بحث درباره این مسئله که زنان کاری بیش از سهم منصفانه‌شان برای رشد شایستگی‌ها و قابلیت‌های افراد و اجتماع انجام می‌دهند همچنان باقی است. [...]

کار مادری و قدرت

[...] رابطه‌ای دیالکتیک میان تلاش‌های نظم‌های نژادی برای شکل دادن به نهاد مادری در جهت خدمت به منافع نخبگان، در اینجا نخبگان نژادی، و تلاش بخشی از گروه‌های زیردست برای حفظ قدرت بر نهاد مادری به‌نحوی که در خدمت برآوردن نیازهای مشروع اجتماعاتشان باشد، وجود دارد6.

دیرزمانی است که دلمشغولی زنان آمریکایی آفریقایی‌تبار، آمریکایی آسیایی‌تبار، آمریکای لاتینی و بومی آمریکایی انگاره‌های مادرانه قدرت و محرومیت از قدرت است، زیرا تجربیات مادرانه آنها عمیقاً متأثر از این فرایند دیالکتیکی است. اما زنان رنگین پوست، به جای تأکید بر قدرت مادرانه در برخورد با پدر در مقام پدرسالار7. یا پرداختن به سلطه مردانه به‌طور کلی 8، دلمشغول برخورداری از قدرت یا بی بهرگی‌شان از قدرت در آرایش نهادهای اجتماعی هستند که زندگی آنها را شکل می‌دهد.

مبارزات زنان اقلیت‌های قومی و نژادی برای توانمند کردن مادران حول محور سه موضوع اصلی شکل گرفته‌اند. نخست مبارزه برای اختیار بر بدن خود برای حفظ حق انتخاب در مورد این‌که آیا اصلاً می‌خواهند مادر شوند یا نه. سیاست‌های مبهم در باره نگهداری از کودکان ناخواسته از دیرباز به کارهای مادری زنان آمریکایی آفریقایی‌تبار شکل داده است.[...] بعد دیگر مبارزات زنان اقلیتهای قومی نژادی برای توانمند کردن مادران حول محور نگهداشتن بارداری‌‌هایی قرار دارد که [مادران‌شان] مایل به حفظ آنها هستند، فارع از این که این بارداری‌ها خواسته یا ناخواسته بوده‌اند. [...] بعد سوم مبارزات این زنان برای توانمند کردن مربوط می‌شود به تلاش‌های فراگیر گروه‌های حاکم برای سلطه بر ذهن کودکان. [...]

زنان اقلیت‌های قومی و نژادی در رویارویی با این سه بعد مبارزه برای توانمندسازی، در برخورد با ستم نژادی و طبقاتی از قدرت بی‌بهره نیستند. اتکا به فرهنگ نیرومند و پویای بومی می‌تواند نقشی محوری در برساختن اجتماعی مادری به دست این زنان داشته باشد. آنها بسته به دسترسی‌شان به فرهنگ سنتی، به منابع قدرت متفاوتی متوسل می‌شوند تا جانشین قدرت موجود شوند.

کار مادری و هویت

[...] کارهای مادری زنان اقلیت‌های قومی و نژادی بازتاب دهندة تنش‌های نهفته در پرورش هویت جنسی معنی‌دار در کودکانی است که درون جوامعی زندگی می‌کنند که رنگین پوستان در آنها تحقیر می‌شوند. برخورداری زنان سفید پوست طبقه متوسط از برتری نژادی باعث شده که این بعد پیچیده از سنت مادری زنان رنگین پوست دیگر ضرورتی برای آنها نداشته باشد. می‌توان کودکان سفیدپوست را برای مبارزه با سرکوب نژادی آماده کرد ولی بقای آنها به کسب چنین مهارت‌هایی وابسته نیست. مدارس، رسانه‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی‌شان هویت نژادی‌شان را تأیید و تصدیق می‌کنند. اجتماعی‌شدن کودکان سفیدپوست در نظام‌های مبتنی بر برتری نژادی به‌گونه‌ای است که بپذیرند از جایگاه نژادی شایسته‌شان برخوردارند. زنان اقلیت‌های قومی نژادی نمی‌توانند چنین تضمین‌هایی برای کودکان خود فراهم کنند؛ کودکان آنها نخست باید بیاموزند در نظامهایی که آنان را سرکوب می‌کنند زنده بمانند. البته زنده ماندن‌شان نباید به بهای عزت نفس‌شان تمام شود. بدین ترتیب، رابطه‌ای دیالکتیکی میان نظام‌های سرکوب نژادی طراحی شده برای زدودن هویت شخصی از اعضای گروه‌های فرودست و احساس تعلق داشتن به یک جمع و فرهنگ‌های مقاومت باقی‌مانده در گروه‌های قومی نژادی مقاوم در برابر ستم، وجود دارد. برای زنان رنگین پوست کارهای مادری برای کسب هویت در این بزنگاه بحرانی روی می‌دهد 9. [...]

نتیجه‌گیری

بقا، قدرت و هویت، مادری را برای همه زنان می‌سازند. اما این مسائل، هنگامی که تجربه‌های مادری زنان رنگین‌پوست در نظریه‌پردازی‌های فمنیستی به حاشیه رانده می‌شوند، پژواکی پیدا نمی‌کند. نظریه‌پردازی فمنیستی درباره مادری نمایانگر بی‌توجهی به ارتباط میان افکار و بسترهایی است که این افکار در آنها به‌وجود می‌آیند. هدف از زدودن بستر و زمینه، خلق «نظریه‌هایی» عام درباره رفتار انسانی است، اما در واقع، این عمل همواره تحریف‌کننده و حذف کننده مقولات عظیمی از تجربه بشری بوده است. [...]

برگزیدن نظریه یک گروه، به جای گروه دیگر، مثلاً، این ادعا که تجربه زنان رنگین پوست با ارزش‌تر از زنان سفیدپوست طبقه متوسط است، کمکی به نظریه‌پردازی درباره مادری نمی‌کند. جایگاه‌های گوناگون در نظام‌های برتری‌طلب، از لحاظ نژادی و طبقاتی و جنسی یا حتی سنی، آفریننده تجربیاتی ناهمخوان از مادری است؛ بنا بر این، بررسی مادری و موضوع مادر بودن از دیدگاه‌های گوناگون باید تفاوت‌های بسیار میان انواع آن را نشان دهد. تغییر کانون توجه به سمتی که این تنوعات را در بر بگیرد، نویدبخش بازگرداندن بستر و زمینه به پدیده مادری و رهنمون‌شدن ما به گونه‌ای از نظریه‌پردازی فمنیستی است که تفاوت‌ها را عنصر اساسی آدمیان به‌شمار می‌آورد.

  • 1. Spelman, Elizabeth V. 1988. International Woman: Problem of Exclusion in Feminist Thought. Boston: Beacon Press.
  • 2. Eisenstein, Hester. 1983. Contemporary Feminist Thought. Bosto: G.K. Hall
  • 3. Glenn, Evelyn Nakano, Grace Chang, and Linda Rennie Forcey, eds. 1994. Mothering: Ideology,
    Experience, and Agency. New York: Routledge., Dill, Bonnie Thornton. 1998. "Our Mothers's Grief: Racial Ethnic Women and the Maintenance of Families." Journal of Family History
  • 4. Chodorow, Nancy. 1978. the Reproduction of Mothering. Berkeley, CA. University of California Press
  • 5. Anderson, Margaret. 1988. "Moving our Minds: Studying Women of Color and Reconstructing Sociology." Teaching Sociology 16 (2)
  • 6. Collins, Patricia Hill. 1994. "Shifting the Center: Race, Class, and Feminist Theorizing and Motherhood." Pp. 45-65 in Motherhood: Ideology, Experience, and Agency, edited by
    Evelyn Nakano Glenn, Grace Chang, and Linda Rennie Forcey. New York: Routledge.
  • 7. Chodorow, Nancy. 1978. the Reproduction of Mothering. Berkeley, CA. University of California Press
  • 8. Ferguson, Ann. 1988. Blood at the Root: Motherhood, Sexuality, and Male Dominance. New York: Uniwin Hyman/ Rotledge.
  • 9. Collins, Patricia Hill. 1994. "Shifting the Center: Race, Class, and Feminist Theorizing and
    Motherhood." Pp. 45-65 in Motherhood: Ideology, Experience, and Agency, edited by
    Evelyn Nakano Glenn, Grace Chang, and Linda Rennie Forcey. New York: Routledge.

Despite the significance of race and class in society, feminist theorizing routinely minimizes their importance. While many dimensions of motherhood’s context are ignored, the exclusion of race and/or class from feminist theorizing generally, and from feminist theorizing about motherhood specifically, merit special attention.
Copyright reproduced by permission of Patricia Hill Collins"Shifting The Center: Race, Class, and Feminist Theorizing About Motherhood" in American Families, A Multicultural Reader, Routledge, 1999.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید