۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱

زنانه‌سازی ایدز

ماریلنا زونیگا

HIV and AIDS, Yaymicro.com, Royalty Free Image

او اهل مکزیک است. فقر وادارش می‌کند که در سن ۱۳ سالگی به کار بپردازد. یک شب پسر معتاد کارفرمایش به او تجاوز می‌کند. اما خود او مورد سرزنش قرار می‌گیرد و اخراج می‌شود. خانواده‌اش او را نمی‌پذیرند و مجبور می‌شود وارد بازار سکس شود. امروز، در ۱۴سالگی، مبتلا به ایدز است.

او اهل هندوستان است. هنگامی که توسط مردی بزرگتر از خود مورد تجاوز قرار می‌گیرد، ۱۸ سال دارد. سپس وادار می‌شود که با او ازدواج کند و با خانواده آن مرد زندگی کند، چنان که سنت هندوستان است. وی به زودی درمی‌یابد که مرد ایدز داشته و بیماری را به او منتقل ساخته است. اما خانواده مرد، او را مورد سرزنش قرار می‌دهند، نه مرد را. مرد می‌میرد. او را از خانه بیرون می‌کنند، بی هیچ پولی در دست و بدون شغل و تحصیلات. مجبور می‌شود به هر دری بزند تا زنده بماند.

او اهل اتیوپیاست. خشکسالی و فقر، به روستای او آسیب رسانده، شوهرش روستا را ترک می‌کند تا در شهری بزرگتر، کاری به دست آورد. مرد، تک‌ همسر نیست و در دیدارهای خود از زیستگاهش، ایدز را به خانه ارمغان می‌برد. اکنون یک سال پس از ازدواج، بیوه است و ابتلا به ایدز را انکار می‌کند. درمان به تاخیر می‌افتد و او نیز می‌میرد.

این زنان، و بیشمار مانند آنها، چهره ایدز در جهان امروز هستند. ایدز بسیار فراتر از "بیماری مردان سفید همجنسگرای دهه ۸۰" بر زنان اثر گذار بوده و بیش از همیشه آنان را آلوده کرده است. امروز در حالیکه این بیماری همه‌گیر وارد سومین دهه‌ عمر خود می‌شود، زنان، نیمی از ۴۲ میلیون نفری هستند که در جهان با ایدز زندگی می‌کنند. بنا بر گزارش سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی، از ۳/۱ میلیون نفری که در سال ۲۰۰۲ از بیماری ایدز جان باختند، ۲/۱ میلیون نفرشان زن بوده‌اند.

چه عاملی به گسترش "زنانه سازی ایدز دامن می‌زند؟" خبرگان می‌گویند نابرابری جنسیتی. یک مجموعه عناصر فرهنگی، قانونی و اقتصادی از جمله عوامل محدود کننده کنترل زنان بر زندگی، روابط جنسی و توان حفاظت خود در برابر بیماری بشمار می‌رود. متاسفانه بیشتر زنان توسط شوهرانشان مبتلا می‌شوند، که این خود امروز ازدواج را به یکی از خطرناک‌ترین محیط‌‌ها برای زنان تبدیل کرده است.

برای نمونه، در آرژانتین به موجب آمار اتحاد بین المللی بهداشت زنان (IWHC)، که قرارگاه آن در نیویورک است و هدفش بالابردن سطح تندرستی و حقوق زنان و دختران در جهان می‌باشد، نرخ ابتلای زنان بین ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۱، از یک زن به ازای هر ۲۰مرد به یک زن به ازای هر ۳ مرد تغییر کرده است.

حتی برزیل با آنکه به خاطر ایجاد موفقیت آمیز برنامه‌ای برای مبارزه با ایدز/ اچ.آی.وی مورد تقدیر جهانیان قرار گرفته، هنوز به آرزوی زنان جامعه عمل نپوشانده است. در آن کشور شمار موارد جدید ایدز زنان نسبت به موارد جدید ایدز مردان بین سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸، یک جهش ۷۵ درصدی نشان می‌دهد، در حالی که افزایش در بین مردان ۱۰ درصد بوده است.

به گفته‌ استفانی اوردنگ (Stephanie Urdang)، مشاور جنسیت و ایدز در صندوق توسعه‌ سازمان ملل برای زنان (UNIFEM)، از آنجا که رابطه‌ بین زنان و مردان بر پایه‌ زور قرار دارد، زنان به دشواری می‌توانند در برابر رابطه‌ جنسی ناخواسته یا ناسلامت "نه" بگویند. وی می‌گوید: "از نوجوانان آمریکا گرفته تا آفریقا و تا زنان در همه سنین... حتی زمانی که زنان می‌دانند شریک آنها با دیگری آمیزش جنسی داشته و در موقعیت خطر بالایی قرار دارند، نمی‌توانند حرفی بزنند یا از خود حفاظت نمایند." یک زن شوهردار در زئیر به پژوهشگران گفت، "اگر شما ایدز داشته ‌باشی، جامعه طردت می‌کند؛ و هنگامی که بمیری نبودنت اهمیت ندارد زیرا تو از یک بیماری شرم‌آور مرده‌ای. مردم خواهند گفت این زن هرزه بوده است. آنها نمی‌فهمند که شاید این زن به شوهرش وفادار بوده، حال آنکه شوهرش هرزگی کرده است."

در حالی که عوامل بسیاری باعث آسیب پذیری زنان در برابر اچ.آی.وی/ایدز می‌شوند، فقر را باید موتور این بلا به شمار آورد. اما آمیزه‌ فقر، جنسیت و ایدز، مرگبار است. در بسیاری از فرهنگ‌ها زنان از نظر تأمین اقتصادی وابسته ‌به شوهران خود هستند و یا با خانواده شوهر زندگی می‌کنند. هنگامی که زنان درآمد مستقل ندارند اغلب مجبور می‌شوند در رابطه‌ای همراه با بدرفتاری باقی بمانند.

کورین ویتیکر(Corinne Whitaker)، برنامه‌ریز ارشد برنامه آفریقا درIWHC می‌گوید: "هرگاه کسانی که نقش پشتیبان شما را در زندگی دارند - منابع کار، زندگی اجتماعی - همگی در پیوند با خانواده شوهر شما باشند، شما گزینه‌ای برای ترک آنها در اختیار ندارید."

به گفته آنتیگون هاجینز(Antigone Hodgins)، نماینده آمریکای شمالی در جامعه بین المللی زنانی که با اچ. ای. وی /ایدز زندگی می‌کنند، بدون داشتن توان مقابله، زنان نخواهند توانست درباره‌ اینکه خواهان رابطه‌ جنسی هستند یا نه، چه وقت می‌خواهند، یا چگونه می‌خواهند، حرفی بزنند. وی می‌گوید: " تمام قدرت در دست شوهر است و اگر آنها [زنان] بخواهند از کاندوم استفاده شود، در معرض خشونت واقع خواهند شد. سرزنش خواهند شد."

سرزنش، خشونت و تبعیض همه اینها بهایی است که برای اعتراض پرداخت می‌شود. ماجرایی که بسیار از آن صحبت شده، داستان گوگو دیامینی (Gugu Diamini)، زن جوان اهل دوربان در آفریقای جنوبی است که در پی آشکار کردن بیماری ایدز خود، توسط همسایگانش به قتل رسید. در کنیا، گروهی از زنان مبتلا به اچ. آی. وی مثبت اعتراف کردند که خبر بیماریشان را از همسران (شریکان) خود پنهان نمودند زیرا بیم آن را داشتند که ترک شوند یا در معرض آزار و کتک قرار گیرند. هرگاه یک زن ترک شود، یا از حق مالکیت دارایی یا ارث محروم گردد، به گرداب سرنوشت غوطه‌ور خواهد شد. این وضع، به گفته دکتر گیتا رائو کوپتا (Dr Geeta Rao Gupta) رئیس کانون بین المللی پژوهش زنان (ICRW) مستقر در واشنگتن دی سی که سازمانی است غیر انتفاعی و برای بهبود زندگی زنانی که با فقر دسته و پنجه نرم می‌کنند و بالا بردن کیفیت حقوق آنها تلاش می‌کند، پیامدهایی بس گران خواهد داشت. دکتر گیتا رائو کوپتا می‌گوید: "هرگاه زنی بدون امکان دسترسی به منابع اقتصادی، استخدام یا درآمد رها شود، احتمال زیاد می‌رود که رابطه جنسی را با پول مبادله کند."

کار جنسی، اغلب تنها گزینه موجود برای زنانی است که باید غذای بچه‌هایشان را تامین کنند. اوردنگ، کارمند صندوق توسعه سازمان ملل برای زنان (UNIFEM) می‌گوید: "هرگاه زنی در پایان ماه پول خرید مواد خوراکی [برای خانواده‌اش] نداشته باشد، مجبور می‌شود به کاری دست بزند که "معامله جنسی" یا "کارجنسی" برای بقا نامیده شده است."

در یک نشست مرتبط با ایدز در جهان، زنی از مانیلا، فیلیپین، این معمای پیچیده "رابطه جنسی برای بقا" را که در برابر زنان بیشماری مانند خودش، قرار دارد، چنین جمع بندی کرده است: " ایدز ممکن است یک روز مرا بیمار کند، ولی اگر یک روز کار نکنم، خانواده من خوراک نخواهد خورد و همه ما بیمار می‌شویم و سرانجام می‌میریم."

دختران جوان در خطر بزرگتر

افزون بر فقر، زنان باید با رسم‌های فرهنگی هم بجنگند و این خود، آنها را در خطر بزرگتری قرار می‌دهد: در بسیاری از روستاهای آفریقا برخی از مردان را به نام "تطهیر کننده" می‌شناسند. این مردان پول می‌گیرند تا با زنان پس از مرگ شوهرهایشان رابطه جنسی برقرار کنند تا به باور روستاییان، روح‌های شریر از روستایشان رانده شوند.

ویتیکر می‌گوید: "مسئله‌های مرتبط با تطهیر جنسی، تصمیم‌هایی نیست که توسط خود زن گرفته شده باشد. راهی نیست که آن زن برگزیند ... و بخشی است از این استدلال که ما باید هنگام صحبت از اچ.آی. وی/ایدز مسائل گسترده حقوق و موقعیت زنان را هم در کانون توجه قرار دهیم."

در بخش‌های دیگری از آفریقا، مردان بر این باورند که اگر با دختر باکره‌ای هم بستر شوند، بیماری ایدزشان درمان خواهد شد. بنابراین، مردان مبتلا مجدانه در پی یافتن دختران جوان هستند و این امر این گروه از دختران را در معرض خطر ویژه‌ای قرار می‌دهد. امروزه، بیشترین آلودگی‌های جدید را در میان دختران نوجوان می توان یافت، دخترانی که کمترین توان و حقوق را دارند و بیشترشان به گفته‌ ویتیکر، " به آگاهی‌ها و خدماتی که می‌تواند آنها را محافظت کند، دسترسی ندارند".

دختران هم به دلایل گوناگونی آسیب پذیرند. یکی این که مردان مسن‌تر که چندین شریک زندگی داشته‌اند ترجیح می‌دهند با دختران نوجوان رابطه جنسی داشته باشند. این دخترها، به ویژه در مخاطره هستند زیرا دیواره مهبل آنها بیشتر در معرض خطر پاره شدن است که راهی برای ورود ویروس می‌باشد. دخترهای جوان همچنین با رابطه‌ جنسی کاسبی می‌کنند تا هزینه تحصیل خود را فراهم سازند و از آنجا که از مهارت و جسارت هم بی‌بهره‌اند قادر نیستند رابطه‌ جنسی بی خطری ترتیب دهند.

در جنوب آسیا، مانند جامعه‌های پدرسالاری دیگر، وقتی دختران ازدواج می‌کنند، از رابطه جنسی، ایدز و کاندوم آگاهی اندکی دارند. نخستین وظیفه آنها تولید یک پسر است. بنابراین اگر هم به کاندوم دسترسی داشته باشند عملا بهره‌وری از آن ناممکن است. بسیاری از آنها حتی بالغ هم نشده‌اند و برابر مدارک IWHC ضعف تغذیه دارند. اغلب وقت‌ها اگر شوهر مشروب الکلی نوشیده باشد یا وحشی‌خوی باشد، رابطه جنسی همراه با زور خواهد بود و به بافت‌های ظریف دختران آسیب می‌زند و زمینه انتقال ویروس هر چه بیشتر و بهتر فراهم می‌گردد.

افزون بر اینها، اچ. آی. وی/ ایدز اثر ویرانگر و سنگین‌تری بر دخترانی دارد که به اجبار تحصیل را رها می‌کنند تا به مراقبت از یک بیمار بپردازند. چنین دخترانی فرصت فراگرفتن آگاهی‌های لازم درباره چگونگی انتقال اچ. آی. وی و جسارت "نه" گفتن را هم ازدست می‌دهند. اینها فرصت کاریابی اقتصادی سالم در آینده را نیز نخواهند داشت.

راه حل در میانه درد کشیدن‌ها

همچنانکه زنان و کودکانشان با شمار سرسام آوری می‌میرند، پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی مسئله نیز جامعه‌ها و قاره‌ها را ویران می‌کند. به سخن ویتیکر، زنان ستون فقرات کشورهای کشاورزی هستند، همانگونه که پیوندهای نسلی و شریک اطلاعات هستند. زنان در عین حال، بیشترین بار مراقبت از مبتلایان به ایدز را بر دوش می‌کشند – همسران، کودکان، و فرزندان – چه چه خود مبتلا به ایدز باشند و چه نباشند.

وی می‌افزاید: "آنان مسئول سلامت و حفاظت از بچه‌هایشان هستند و هنگامی که بیمار می‌شوند، ناتوانی انجام این مسئولیت به سبب بیمار شدن خودشان، اثری بسیار مهم بر پرورش فرزندانشان می‌گذارد." فرزندان به جا مانده از بیماران ایدز، با یک آینده نامطمئن روبرو هستند و در اغلب موارد در معرض بدی تغذیه، محرومیت از آموزش و خطر بزرگ ابتلا به اچ. آی. وی قرار خواهند داشت. در این روزگار، ۱۴ میلیون کودک، پدر و مادر خود را به علت بیماری ایدز از دست داده‌اند.

در گرما گرم چنین رنج عظیمی، چه کارهایی برای یاری رساندن به زنان انجام گرفته است؟ برخی می‌گویند که نشست ویژه‌ مجمع عمومی سازمان ملل (UNGASS) پیرامون ایدز، در ماه ژوئن ۲۰۰۱ را می‌توان یک نقطه عطف بشمار آورد؛ زیرا که ۱۸۹ کشور اعلامیه‌ تعهد را امضا کردند و پذیرفتند که "برابری جنسیتی و نیرومند سازی زنان عناصری پایه‌ای در کاهش آسیب پذیری زنان و دختران در برابر اچ. آی. وی/ ایدز می‌باشد."

افزون بر این، دولت‌ها، نهادهای بین المللی، NGOS، سازمان‌های مذهبی و خود زنان گام‌های مهمی برداشته‌اند. یکی از بیشترین تلاش‌ها متوجه آموزش شده است زیرا "اطلاعات موثق" نشان می‌دهد که تحصیلات متوسط برای دختران، در تناسب معکوس با اشاعه اچ. آی. وی می‌باشد. دکتر رائو گوپتا می‌گوید: "هرچه که سطح تحصیل دختران بالاتر باشد احتمال آلوده شدن آنها کمتر می‌شود."

عنصر آموزش بخشی از هفت گامی است که ICRW آن را عناصر بنیادی برای نیرومند‌سازی زنان می‌داند. این گام‌ها شامل افزایش دسترسی زنان به امکانات اقتصادی، تقویت برخورد بی‌گذشت با خشونت علیه زنان، شتاب بخشیدن به گسترش و انتشار گزینه‌های پیشگیری که توسط زنان کنترل می‌شود و پشتیبانی از نیازهای زنان مراقبت کننده می‌باشد.

دکتر رائو گوپتا در باره‌ آخرین گام می‌گوید: "زنان مراقبان، پرستاران و کسانی هستند که در خانه و در خط مقدم نگاهداری و مراقبت از مبتلایان به این بیماری هستند؛ ولی به هیچ روی، از پشتیبانی برخوردار نمی‌باشند. آنها آگاهی‌های کاملی از خطری که با آن روبه رو هستند ندارند. دستکش ندارند، سرنگ ندارند، آب پاکیزه ندارند، چه برسد به استراحت از فشار باری که بر دوش می‌کشند. سازمان‌های زیرکنترل حکومت‌ها برای حمایت از آنها چه می‌توانند بکنند؟"

ویتیکر عضوIWHC می‌گوید، سازمان او همگام با زنان می‌کوشد "به آنها کمک کند که دریابند چه گزینه‌هایی در زندگی در اختیار دارند." دراین سازمان به زنان می‌آموزند که آنها این حق را دارند که تصمیم بگیرند و "عهد نامه‌های بین‌المللی و جنبش‌های درون مرزی کشور خودشان را برای پشتیبانی از خود در اختیاردارند... و نیز به آنها مهارت‌های گفت‌و‌گو و تقابل را آموزش دهند، یا اینکه چگونه به منابعی که نیاز دارند دسترسی پیدا کنند."

بخشی از کوشش‌های IWHC توسط جنبش نیروی دختران در نیجریه انجام می‌شود که آگاهی‌ها و اطلاعات واقعی در باره روابط جنسی، خطرها و بهره وری از خدمات درمانگاهی را عرضه می‌کند و به آنها داشتن بدن سالم و عزت نفس را آموزش می‌دهد.

سرانجام، زنان خودشان هم در حال سازماندهی هستند. جامعه بین‌المللی زنانی که با ایدز زندگی می‌کنند در یک کنفرانس بین‌المللی ایدز توسط گروهی از زنان به وجود آمد که به گفته هاجینز، دریافته بودند "از هر گونه گفت‌و‌شنود جاری به دورمانده‌اند. صداهای اندکی در کنفرانس‌ها از زنان بر می‌آمد."

این گروه، امروز در نقش مدافع، در پیش بردن برنامه‌های مربوط به ایدز که به زنان یاری می‌رسانند، در نشست‌ دولت‌ها و جلسه‌ها سیاست گذاری شرکت دارند. او می‌گوید: "بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم راه حل‌ها در دست زنان است. ما فقط قربانی نیستیم. من زنانی را می‌شناسم که بسیار شجاعند و در جامعه‌های خود با این ننگ رو در رو ایستاده و دگرگونی به وجود آورده‌اند."

بسیج شویم

بیشتر گروه‌های مدافع می‌پذیرند که تا زمانی که یک تعهد الزامی برای از بین بردن نابرابری جنسیتی به وجود نیاید، حکومت‌ها و ملت‌ها نمی‌توانند برای رفع اپیدمی ایدز، گامی به جلو بردارند. آسیا مهمترین کانون توجه رهبران است. دکتر پیتر پیوت، مدیر اجرایی UNAID، گفت: "اکنون دیگر این پرسش مطرح نیست که آیا آسیا دست به ‌گریبان اپیدمی خواهد شد یا نه، بلکه پرسش این است که گستره‌ آن تا چه حد است." در همین حال، دکتر رائو گوپتا عضو ICRW، که در یک نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل با هدف برشماری پیشرفت اقدام‌های مثبت در کشورهای جهان شرکت داشت، متوجه غیبت مصممانه‌ رهبران آسیایی گردید.

وی می گوید: "رهبران آفریقایی به این نکته اشاره کردند و در واقع به همتایان خود گفتند، توجه کنید. ما بهای گزافی به خاطر دیرکرد در واکنش پرداخته ایم. چیزی که هراس‌آورست حجم کاری‌ است که باید در کشورهایی مانند هند انجام گیرد تا بی‌پرده در باره‌ این موضوع به عنوان یک مسئله جنسیتی به گفت و گو بنشینند و یک بسیج قدرتمند انجام گیرد."

بنا بر اظهار دکتر رائو گوپتا، همه‌گیر شدن ایدز یک مسئله اضطراری است که جهان مانندش را به خود ندیده و مستلزم یک واکنش متناسب با حالت اضطراری می‌باشد. وی می‌گوید: "و صندوق جهانی برای ایدز، سل و مالاریا نشانه‌ای بر این است که جهان می‌تواند واکنش نشان دهد. این گام نخست خواهد بود در آن جهت. صندوق به همه‌ منابع مورد درخواستش نیاز دارد تا از یک فاجعه‌ اقتصادی و اجتماعی سترگ پیشگیری شود، فاجعه‌ای که هم اکنون در شماری از کشورهای آفریقا در حال وقوع است و می‌توان از وقوع آن در کشورهای دیگر جلوگیری کرد. این مسئله اکنون نیاز به عمل دارد."

Copyright ©2004 Reproduced by permission of Marielena Zuniga, "The Feminization of AIDS," Soroptimist's International of the Americas. Pp 331- 3334

Zuniga, Marielena. 2004. The Feminization of AIDS. In Kesselman, McNair and Sniedewind (eds.) Women Images and Realities: A Multicultural Anthology (4th Edition). New York: McGraw Hill

نظرات (2)

من میدونم سایت شما برای حمایت از زنان است و بیشتر برای حمایت از آنان تلاش می کند اما در بیان این مطلب کمی اغراق شده است زیرا کم نیستند زنان دارای ویروس ایدز که آنان نیز به دلایل مختلف از جمله افسردگی ناشی در مبتلا شدن به این بیماری دست به سکس با مردان متفاوت و انتقال و به عقیده خود انتقام میزنند و همیشه این مردان نیستند که تجاوز و انتقال را انجام میدهند. اما در خصوص افراد مبتلا به این بیماری فکر میکنم همگان میدذانیم که تنها راه انتقال سکس نیست و راه های متعددی از جمله یک بریدگی ساده حتی در پارک محل زندگی میتواند باعث انتقال آن شود پس کمی سخت گیرانه و نا صحیح است که هرکسی دارای ایدز است را فاحشه بخوانیم.
در جواب آقای محمد: یکی از معضلات عمده در مساله حمایت از زنان همین باورهای ناصحیح است. این که شما ادعا میکنید که "کم نیستند زنان دارای ویروس ایدز که... دست به ... انتقام میزنند" مبنی بر کدام آمار است؟ یا ساخته و پرداخته داستانهای مجله های زرد است؟! امکان ابتلای مردان به ایدز، به خاطر تفاوت فیزیولوژیک بدن مرد با بدن زن همواره کمتر است. به همین خاطر حتی اگر تعداد زنان "انتقام گیرنده" مورد نظر شما زیاد هم باشد، به علت احتمال کمتر ابتلای مردان، درصد تاثیرگذاری نخواهد بود. در ثانی آیا یک زن که به اجبار کارگر سکس شده است، چه انتقامی میتواند بگیرد؟ صحبت شما مانند این است که بگوییم وقتی کبریتی را آتش میزنیم، کبریت با سوختن خودش و آتش زدن چیزهای اطرافش انتقام میگیرد! آیا کبریت اراده ای در آتش گرفتن خودش و سوزاندن اطرافیانش دارد؟ جواب واضح است. در ضمن اگر با دقت بیشتری متن فوق مورد مطالعه قرار بگیرد متوجه میشویم که این متن بیشتر مربوط به کشورهای آفریقایی و جنوب شرق آسیا است نه ایران و حوزه خاورمیانه. در مورد آخر هم اینکه تصور کنیم از یک بریدگی ساده میتوان مبتلا به ایچ.آی.وی شد نیز باور اشتباهیست. هر ویروسی برای کارگر شدن بر سیستم دفاعی، نیاز به یک دوز موثر یا "effective dosage" دارد که در اثر بریدگی ساده ایجاد نمیشود. موفق باشید.
کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید